مقدار شربت آن نيم مثقال بدل آن سندروس و اكر يافت نشود دو وزن آن طين ارمنى و ثلث آن سليخه و در تفريح مرواريد و در رفع طاعون مرجان و دستور احراق و دهن و سفوف و اقراص كهربا در قرابادين ذكر يافت *
* كهرنى *
بكسر كاف و خفاى ها و سكون راء مهمله و كسر نون و يا لغت هندى است
* ماهيت ان
درختى است هندى بسيار عظيم و برك آن بلند و اندك باريكتر از برك كتهل و ثمر آن كوچك طولانى به قدر يك بند انكشت و در خامى سبز و بعد رسيدن زرد مىكردد و شيرين با يتوعيت بسيار كه بر دست و زبان و لب مىچسپد
* طبيعت ان
كرم در اول و تر در دوم و با رطوبت فضليه
* افعال و خواص ان
مفرح و مقوى اعضا و رافع ثقل سر و بيهوشي و تشنكي و مسكن هيجان اخلاط اربعه و قئ و جهت سرفه و قرحهء مجارى بول و مشتهي طعام و باه و زياده كنندهء منى و آنچه در ولايت كجرات مىشود بهترين است از آنچه در بنكاله مىشود و نيز در بعضي اماكن ثمر آن مدور و بزرك به قدر آلو مىباشد و اين بسيار كمياب و در پرنيه از مضافات صوبه بنكاله يكدو درخت آن موجود است و اكتحال سودهء تخم آن با شير دختران رافع جرب و بياض و جالى و روشن كنندهء چشم است و با ناخن فيل در رفع بياض مجرب است و سعوط آن با كلاب اهوه را مفيد
* فصل الكاف مع الياء *
* كياكو *
بفتح كاف عجمي و ياء مثناة تحتانيه و الف و ضم كاف و واو
* ماهيت ان
از ادويهء جديده است كه از ارض جديد مىآورند و قريب به پنجاه شصت سال مىشود كه بر منافع آن مطلع كشتهاند و آن چوبي است جوزى رنك بسيار صلب و ريشهاى آن بخلاف ريشهء چوبهاى اشجار ديكر به طول نيست بلكه مورب و صف بصف از يمين به يسار و از يسار به يمين رفته كه كويا ريشهاى بعضى صفها ريشهاى بعضى صف ديكر را بزواياى حاده در طول و منفرجه در عرض تقاطع نموده و طعمى غالب ندارد و رائحه قوى نيز و به جهت صلابت كوئي مسطح وسط غرغرهاى مراكب و جهازات و كشتيها را كه به زبان فرنكى كپى نامند خواه بزرك و خواه كوچك كه بدان ريسمانها و پردها و آلات مراكب و جهازات و اشياى احمال و اثقال را بالا مىكشند و فرود مىآورند در حمل و ثقل اكثر از ان چوب ساخته از ارض جديد مىآورند و كهنه و شكسته آنها را در اكثر بنادر مىفروشند و اطبا و داكتران ايشان و غير ايشان خريده و براده نموده استعمال مىنمايند و بهترين آن تازهء نو آنست و كهنه مدتها آب و هوا و آفتاب بدان رسيدن بسيار ضعيف الاثر و قوت آن تا مدتى مىماند
* طبيعت ان
يحتمل كه تا اول دوم كرم و در سوم خشك باشد
* افعال و خواص ان
ملطف و محلل و جالى و مصلح اخلاط محترقه و مجفف قوى و جهت اكثر امراض بلغميه و سوداويه و دمويهء فاسده مانند فالج و استرخا و اوجاع مفاصل و عرق النسا و نقرس و جذام و اقسام آتشك و قروح خبيثه و امثال اينها نافع و مجرب بلكه در اقسام آتشك و قروح خبيثه از چوب چيني و عشبهء مغربيه اقوى است لهذا فرنكان درين اوقات چوب چينى صرف و همچنين عشبهء مغربيه را به تنهائى بدون كياكو استعمال نمىنمايند بلكه هر سه را باهم بتنهائي و يا با ادويهء مناسبهء ديكر بطريق نقوع بيشتر به كار مىبرند بخلاف مطبوخ كه كم مستعمل دارند بلكه شنيده نشد و بهترين طرق استعمال آنكه مكرر بتجربه رسيده آنست كه بكيرند چوب آن را و بسوهان براده نموده و با چهار وزن آن چوب چيني اعلى نيز براده نموده و در پنج وزن هر دو عرق قندى دو آتشه بلكه سه آتشه تند بخيسانند و در ظرف چيني و يا شيشهء ضخيمي و سر آن را خوب مسدود نمايند كه مطلقا بخار آن بيرون نرود و در آفتاب كذارند تا چهل روز و در بين برهم مىزده باشند تا خوب كداخته و مضمحل كردد و هرچند آن عرق تندتر باشد و بهتر زودتر كداخته مىكردد پس صاف نموده در شيشها كنند و سر آن را بسته در جاى سرد نكاهدارند بلكه در ايام كرما ميان رمل كذارند تا شيشه را نشكند و رنك اينكه خوب به عمل آمده