ديامنيطس و بسرياني حمرما و برومي هيغيرس و بهندى كپور و بعربي قرن البحر و مصباح الروم نيز نامند
* ماهيت ان
صمغ درختى است كه از بلاد اروس و بلغار و مغرب و غير آن آورند و درخت آن عظيم و آن را حوز بحاء مهملهء مضمومه و سكون واو و زاى معجمه نامند منابت آن بلاد بسيار سرد و برفنشين است و آن دو قسم مىباشد رومي و نبطي رومي آن بهتر است و صلب و شفاف براق طلائيرنك ديركداز و چون بدست بمالند كه كرم كردد از ان بوى آبليمو آيد و خورده كاه را بربايد و پنبه و ابريشم را نيز چون بدان كرمى رسانند و وجه تسميهء آن بكهربا ازين جهت است و بالوان ديكر نيز مىباشد و نبطي آن بدين اوصاف نيست و در قوت از ان ضعيفتر و كاه در جوف آن كاه و سنكريزه مىباشد كه در وقت چكيدن صمغ در ان مانده منعقد و متحجر شده و حكيم مير محمد مؤمن در تحفه نوشته كه حقير قطعهء از كهربا مشاهده نمود كه مكسى در ان مانده منجمد و متحجر شده بود و از بعضى ثقه شنيده شد كه در خزانهء بعض پادشاهان هند قطعهء كهربائى بود كه بچهء ميموني در جوف آن مانده بود و از اقوال حكماى ما تقدم ظاهر مىكردد كه كهربا و سندروس هر دو از يك جنساند و سندروس مخصوص ببلاد هند و كهربا مخصوص ببلاد مغرب و شمال و در ربودن كاه هر دو شريكاند الا آنكه سندروس با اندك حرارتى كه از ماليدن دست بهم رساند جذب كاه مىنمايد و كهربا محتاج بماليدن بسيار است و سندروس نرم و بوى آبليمو از ان نمىآيد و جلاى بسيار نمىپذيرد از حكاكى و كهربا صلب و از ان بوى آبليمو مىآيد و جلاى بسيار مىيابد و در حين سوختن از ان بوى مصطكى و از سندروس بوى كريه و بوى شاخ سوخته مىآيد و نزد بعضى آب چشمه است در جزائر مغرب و غافقى كفته كهربا دو صنف است صنفى از بلاد روم و مشرق مىآورند و صنفى يافته مىشود در غربي اندلس در سواحل بحر در زير زمين و بيشتر نزديك بيخ روم و حراثان و مزارعان چيز بسيارى جمع مىنمايند و يافته مىشود در انها قطعهاى مصمغ صاف شفاف و اين بهتر از صنف مشرقى و صلبتر و قويتر از ان است در فعل و نوشته كه خبر دادند مرا كه آن رطوبتى است كه از برك درخت روم مىچكد هنكام برآمدن آن درخت از زمين و آن رطوبت شبيه بعسل است پيش از منجمد شدن و كاه در اندرون قطعهاى آن مكس و كاه ميخها و سنكريزها يافته مىشود و مطابق قول غافقى از ثقات نيز مسموع كشته و از اقوال ديكر در ان مذكور است و چون اصلى نداشت ذكر ننمود و بيان سندروس در حرف السين مع النون كذشت
* طبيعت ان
در كرمى و سردى معتدل و در دوم خشك و در اول سرد نيز كفتهاند
* افعال و خواص ان
مفرح و مقوى دل و حابس نفث الدم و قاطع نزف الدم همه اعضاى ظاهرى و باطنى و قابض اعضاء الراس حابس رعاف و نزلات و مانع ريختن رطوبات از دماغ بريه و داخل ادويهء عين كرده مىشود و از ادويهء نافعهء آنست اعضاء الصدر حابس نفث الدم صدر و رئه با آب سرد به قدر نيم مثقال و يا با ادويهء مناسبهء ديكر و نيز حابس خونى كه از انقطاع عرقى از عروق سينه باشد و با كلاب و يا با آب جهت خفقان عارض از صفرا بمشاركت قلب بمعده اعضاء الغذاء و النفض حابس قئ و اسهال دموى و مانع مواد رديه از انصباب بمعده و حبس نزف الدم مقعده و بواسير و رحم و حيض كبد و مجارى بول و جهت يرقان و حرقت البول و ضعف معده و كرده و سنك مثانه و با مصطكى جهت تقويت معده و رفع عسر البول و بالخاصيت جهت زحير و خلفه و طلاى آن با صبر مسقط دانهء بواسير القروح و حرق النار و الكسور و غيرها ذرور آن جهت التيام جراحات و حبس الدم آنها و طلاى آن با آب جهت حرق النار و كوفتكي و شكستكى اعضا و با مورد حابس و قاطع عرق ضعفاء الخواص تعليق آن مانع رعاف و مقوى دل و معده و مانع تخمه و با خود داشتن آن دافع خوف و طاعون و يرقان و حافظ جنين است از اسقاط و كفتهاند چون به وزن چهار شعيرهء آن را در طالع سرطان صورت بوزينهء قائم الذكر نقش كنند حامل آن در خود از جماع فقورى نيابد المضار كويند كهربا مضر سر است و اكثار آن مصدع مصلح آن بنفشه