* كندس *
بضم كاف و سكون نون و ضم دال و سين مهملتين و بشين معجمه نيز آمده به فارسى بيخ كازران و كندشه نيز نامند
* ماهيت ان
بيخ نباتى است شبيه بكنكر برك آن مائل بسبزى و سفيدى و در شام لباس پشمى را به آن مىشويند و ظاهر بيخ آن مائل بسياهى و باطن آن مائل بزردى و تندبوى و در سرطان مىرسد و قوت آن تا بيست سال باقي مىماند و مستعمل عروق آنست بهترين آن تازه تندبوى باوصاف مذكوره است
* طبيعت ان
در آخر سوم كرم و خشك و با قوت سميت
* افعال و خواص ان
معطس قوى و محرق خون و بلغم و قالع آن و مخرج مرهء سودا اعضاء الراس سعوط آن به قدر يك عدس با روغن بنفشه مفتح سدهء مصفاة و محلل رياح خياشيم و اخلاط غليظه و مخرج آنها بعطسه و تحريك آنها و رافع بيحسى و خدر و فالج و لقوه و امثال اينها و بيهوشي مصروع و مسكوت و نيز رافع خشم و بدبوئى بينى و صاف كنندهء آواز و باعث حدت بصر و رفع شبكورى سعوطا و قطورا با روغن بنفشه و داخل شيافات علل عين مىنمايند و قطور جوشانيدهء آن با روغن بنفشه و يا ادهان مناسبهء ديكر در كوش جالى اوساخ و منقى آنها و رافع اوجاع بارده و دوى و طنين و كرمى و رياح حادث از برودت و رطوبت و كشتن كرم آن و بالجمله سعوط و عطوس و قطور آن جهت اكثر امراض باردهء رطبهء دماغيه نافع اما بايد كه بعد تنقيهء بدن و در فصل سرما و يا قريب بدان استعمال نمايند و اجتناب نمايند از استعمال آن در حين امتلاى تام و فصول حاره و بلدان حاره و محرور المزاجان و اطفال و پيران بسيار ضعيف و بسا است كه عطسه بسيار مىآورد و خودبخود تسكين نمىيابد تدبير آن استنشاق روغن بنفشه و تر نمودن به سركه و كلاب با يخ و يا برف سرد كرده است اعضاء الصدر قئ كردن به آن جهت عسر نفس و ربو اعضاء النفض آشاميدن آن به قدر يك دانك با شير تازه دوشيده و روغن كنجد مقئ قوى و مسهل و محلل صلابت طحال و مدر بول و حيض و مخرج جنين و حمول آن نيز با عسل جهت اخراج جنين ميت مجرب و در تفتيت حصاة قوى الاثر و مسخن احشا و با بيخ كبر و جاوشير جهت تنقيهء سودا و ريزانيدن سنك كرده و مثانه و آشاميدن و ضماد آن جهت استسقا و يرقان و طحال الزينة ضماد آن با عسل جالى كلف و بهق و برص خصوصا اسود آن و ضماد آن با هموزن آن زرنيخ و روغن زيتون جهت رويانيدن موى داء الثعلب و داء الحيه الاورام و البثور طلاى آن با سركه و عسل جهت جرب و حكه و قوبا و جوشانيدهء آن با سركه و قدرى روغن كل نيز جهت خارش المفاصل آشاميدن و طلا كردن آن جهت اوجاع مفاصل و عرق النسا مضر رئه و مورث كرب و غشي مصلح آن كثيرا و شير تازهء دوشيده مقدار شربت آن جهت قئ كردن از يك دانك تا دو دانك با شير تازهء دوشيده جهت سپرز و يرقان و امثال آن از يك دانك تا پنج قيراط و اولى اجتناب از آشاميدن آنست خصوصا محرور المزاجان و در فصل كرما و دو درم آن كشنده در حال بعروض خناق و لهيب و تشنكي مفرط و اختلال عقل و درد شكم و تقطيع امعا و مداواى آن قئ فرمودن بشير و روغن و حقنهء قويه كه در ان شحم حنظل باشد و آشاميدن روغن كاو بسيار و اكر تشنج عارض كردد معالجهء تشنج يابس نمايند و بعضي كفتهاند علاجپذير نيست خصوصا وقتىكه اختلال عقل و وجع شديد در معده بهم رسد
* كنكرزد *
بفتح كاف و سكون نون و فتح كاف و سكون راء مهمله و كسر زاى معجمة و دال مهمله لغت فارسى است و كنكرى و تراب القئ نيز نامند
* ماهيت ان
صمغ حرشف است كه بفارسي كنكر نامند
* طبيعت ان
در دوم كرم و در اول خشك
* افعال و خواص آن
مقئ بلغم و صفرا به آسانى چون به آب كرم و سكنجبين بياشامند و يا با عسل و ضماد آن محلل اورام مقدار شربت آن يك درم تا دو درم بدل آن جوز القى در قئ و در غير آن دارشيشعان است
* كنكهى *
بفتح كاف و سكون نون و فتح كاف دوم و خفاى ها و بكسر همزه و يا و كنكهيه نيز نامند لغت هندى است به فارسى