تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 760

مساهمون:

ص٧٦٠
و حي العالم و صغير و مزغب و كثيف ضخيم و تلخ با اندك قبوضت و حرافت با رطوبت چسپنده و بوى آن شبيه ببوى درخت صنوبر و كل آن باريك و زرد و تخم آن از تخم كرفس كوچكتر و بيخ آن سفيد و از ثور تا سرطان مىماند و قوت آن تا ده سال باقي است و صنف ديكر را نيز شاخها به قدر يك ذرع شبيه باذخر و شعبهاى آن باريك و كل آن شبيه بصنف اول و برك و تخم آن سياه رنك و در بو شبيه ببوى صنوبر نيز و صنفى ديكر را نر نامند ساق نبات آن خشن و سفيد و شاخهاى آن باريك و بركهاى آن كوچك و باريك سفيد مزغب و كل آن زرد كوچك و رائحهء اين نيز شبيه برائحهء صنوبر و قوت اين دو صنف قريب به اول و از ان ضعيف تر و جالينوس كفته كمافيطوس شاخهاى آن باريك سبز و برك آن مانند برك مرو و كل آن سرخ و در ثور مىرويد و در سرطان بكمال مىرسد و قوت آن تا ده سال مىماند و تلخ آن بهتر از حاد حريف آنست و صاحب اسرار الطب كفته آن را بيوناني حرشف نامند و شاخهاى آن باريك و برك آن منبسط بر روى زمين و كل آن سرخ مائل بسياهى و با قبوضت و حرافت و تخم آن زرد و بعضي كفته‌اند تخم كرفس رومى است و بعضى كفته‌اند طرخون رومى و يا هندباى رومى است و رنك آن بنفش و در آخر تخم آن فراسيون مىشود و بهترين آن تازهء برى آن بعضى كفته‌اند بهترين تازهء بستاني تندبوى آنست و مستعمل از ان برك و شكوفه و تخم آن

* طبيعت ان

در اول دوم كرم و در آخر آن خشك و در دوم كرم و در سوم خشك نيز كفته‌اند

* افعال و خواص آن

مفتح سدد و منقى و جالي اعضاى باطنى و بلغم غليظ و جلاى آن زياده از كرمي آن اعضاء الغذاء و النفض مفتح سدهء كبد و طحال و با قوت مسهله و مسهل بلغم غليظ از اكبر ادويهء طحال است و جهت امراض آن اعضا و استسقا و يرقان اسود و تحليل رياح نافع چون هفت روز متوالى بنوشند و مفتح سدهء رحم و مدر بول و حيض و رافع عسر البول و جهت اوجاع كرده و شكاف عضل و بواسير مفيد و حمول آن با عسل منقي رحم و مخرج جنين و آشاميدن برك آن با شراب هفت روز جهت يرقان و با توبال النحاس و راتينج مسهل عظيم زردآب و منقى رحم از فضول الات المفاصل آشاميدن دو مثقال آن با آب انجير مطبوخ جهت تنقيهء معاى غليان نافع و آشاميدن آن با عسل جهت تنقيهء اعصاب و عرق النسا و وجع ورك و نقرس و مداومت آشاميدن آن تا چهل روز با ماء العسل كه با آب باران ساخته باشند و يا با عسل و آب باران جهت عرق النسا و درد كمر و كرده و مغص و ادرار بول و حيض و آشاميدن مسحوق آن با انجير با دانه سرشته مسهل الجروح و القروح ضماد آن با عسل التيام دهندهء جراحات و قروح عفنهء كبار و ملصق جراحات تازه الاورام و البثور ضماد آن با ارد جو جهت تحليل ورم پستان و تحليل صلابات و با عسل جهت منع سعي نملهء ساعيه السموم آشاميدن طبيخ آن دافع ضرر سموم و خانق النمر مضر رئه مصلح آن انيسون مقدار شربت آن از دو درم تا سه درم بدل آن به وزن آن سيساليوس و نصف آن سليخه و بايد كه در هواهاى كرم و امزجهء حاره و اطفال استعمال ننمايند و آنچه در بنكاله مىشود و ككرونده نامند در همين باب در فصل كاف مع الكاف مذكور شد

* كمثرى *

بضم كاف و فتح ميم مشدده و سكون ثاء مثلثه و فتح راء مهمله و الف مقصوره و بضم ميم مشدده غلط است لغت عربى است بيونانى لوفيون و آفنوس و انقوس نيز و برومي ابيدى و بفارسي امرود و انبرود و بهندى ناشپاتي نامند

* ماهيت ان

ثمر درختى است از سيب بزركتر و برك آن شبيه ببرك شفتالو و از ان عريضتر و بزركتر و كل آن مانند كل آن و ثمر آن اصناف مىباشد از برى و جبلى و بستانى و هريك شيرين و ترش و شيرين ميخوش و عفص و قابض و غيرها و مطلقا در بلاد سردسير بهتر از كرم سير مىشود و هرچند بلد سردتر باشد بهتر و لطيفتر مىكردد و بستانى اقسام مىباشد از شاه امرود كه خراسانى