برون نيز نامند و نزد عوام مشهور بعصارهء ريوند است و ماهيت و طبيعت و افعال و خواص آن در حرف الغين مع الواو ذكر يافت كويند چون آن را با مساوى آن صبر حب نموده هر حبي به قدر نخودى شربتي از سه حب تا هفت بحسب مراتب اسنان و ضعف و قوت مزاج بخورند اسهال قوى نمايد بىمشقت و تعب *
* كمون *
بفتح كاف و ضم ميم مشدده و سكون واو و نون لغت عربي است و يا معرب از خامون يوناني و يا از كمون سرياني و بعربي سنوت و برومي اسفيقوس و نيز بيوناني كرمينون و بفارسي زيره و بهندى نيز زيره و جيره نامند
* ماهيت ان
تخم نباتي است از رازيانه باريكتر و سياه و سبز و زرد و سفيد مىباشد و نبات آن از رازيانه كوچكتر و برك آن مستدير و قبهء آن مانند شبت و معروف است و در اكثر بلاد مىشود و چهار قسم مىباشد فارسي و نبطي و كرماني و شامي و هريك برى و بستاني مىباشد و كرماني آن سياه رنك ريزهدانه خوشبوى كه بيوناني باسليقون نامند بمعنى ملوكي و فارسي آن زرد رنك خوشبو و هريك برى و بستاني مىباشد و بهترين همه برى و بستاني كرماني تازهء آن است پس فارسي تازهء جيد آن و برى هريك اقوى از بستاني و بدترين همه نبطي سفيد بستانى است و مغشوش بكرويا مىنمايند و فرق بخشبوى و استطالت زيرهء كرماني و اكثر مستعمل تخم آن است هم از داخل و هم از خارج و قوت آن تا هفت سال باقي مىماند و از برى نوعي مىباشد ساق آن باريك به قدر يك شبر و بران چهار و يا پنج برك مشقق شبيه ببرك شاهتره و بر سر آن قبهاى كوچك مستدير پنج و يا شش و نرم و در ان ثمر چيزى مانند كاه و يا نخاله محيط بتخم آن و تخم آن بسيار تندتر از كمون بستاني منبت آن بالاى تلها است و نيز نوعى مىباشد از برى شبيه به بستاني و تخم آن شبيه بشونيز و قوى الحرارت و در غلافى شبيه بقرن از دو جانب آن رسته و طعم آن تلخ و تند و يحتمل كه اين نوع چيزى باشد كه بهندى كالى زيرى نامند و در همين باب مذكور شد
* طبيعت ان
در دوم كرم و در سوم خشك و در سوم نيز كرم و خشك كفتهاند
* افعال و خواص ان
مسخن و ملطف و مقطع و محلل و مجفف و قابض اعضاء الراس سعوط نقوع خيسانيدهء آن در سركه و يا استشمام منقوع آن و يا پر نمودن بيني بدان حابس رعاف و قطور آب ممضوغ آن در چشم قاطع خون آن و جالي غشاوه و قرحهء چشم و طرفه و كمنة الدم خصوصا كه با زيت مخلوط نموده باشند و ممضوغ آن با نمك جهت جلاى جرب و سبل و ظفره و بعد كشط آن و مانع التصاق چشم و با سفيدى تخممرغ جهت رمد حار و مضمضه بطبيخ آن مسكن نزلات و درد دندان خصوصا با صعتر و امثال آن اعضاء النفض آشاميدن آن با سركهء ممزوج به آب جهت عسر نفس و نفس الانتصاب و خفقان بارد اعضاء الغذاء و النفض آشاميدن آن جهت تقويت معده و امعا و كبد و كرده و تحريك اشتها و تحليل رياح و نفخ و رفع فواق رطوبي و ريحي و تخمه و مغص ريحي و ورم طحال و اسهال رطوبي خصوص بريان نمودهء آن درين امر و مدر بول و حيض و رافع تقطير البول و چون با نمك بخايند و فرو برند قطع سيلان رطوبات معده نمايد و مداومت خوردن به سركه پرورده خشك نمودهء آن قاطع شهوت كل خوردن و فحم و امثال آن و در سركه خيسانيدهء بريان كردهء آن قوى القبض و در دفع رطوبات معده قوى الاثر و احتقان بطبيخ آن محلل رياح و نفخ امعا و معده و كرده و حمول آن با زيت قاطع حيض و ضماد آن با زيت محلل ورم طحال السموم آشاميدن آن با شراب جهت نهش هوام الاورام ضماد آن با آرد باقلا محلل اورام و با قيروطي و يا زيت و آرد باقلا محلل ورم انثيين القروح و الجروح مدمل جراحات چون در آنها پر نمايند الزينة طلاى آن و يا اغتسال بدان جالي بشره و مداومت بآشاميدن آن و يا عرق آن باعث لاغرى و زردى بدن الخواص چون آب زيره را بر بدن مولود در حين ولادت بمالند كويند در مدت العمر شپش در بدن او بهم