تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 759

مساهمون:

ص٧٥٩
و برك آن درخت اشق است و ابن ابى خالد افريقى در كتاب اعتماد تصريح نموده كه بيخ نباتى است شبيه ببلوط و اقوال ديكر نيز وارد است و بالجمله بهترين آن تازهء برى آنست كه در ان كل و تخم باقي و نريخته باشد و قوت آن هفت سال باقي مىماند

* طبيعت آن

در دوم كرم و خشك و كرمي آن زياده از خشكى تا آخر دوم و بعضى در سوم كفته‌اند

* افعال و خواص ان

مفتح و مقطع اخلاط غليظه و ملطف و مسخن بدن العين از ان حبوب ساخته خشك مىنمايند اكتحال سائيدهء آن با شراب جهت قروح عين كه غرب و ناصور نامند و همچنين اكتحال طبيخ آن با زيت و ذرور سائيدهء آن نيز اعضاء الصدر آشاميدن تازه و يا خشك مطبوخ آن جهت سرفهء مزمن رطوبى سه درم مطبوخ آن با جلاب و يا با عسل چند روز پى هم جهت درد سينه و رئه و برودت نواحى آن اعضاء الغذاء آشاميدن تر و تازهء آن و يا مطبوخ آن با آب جهت يرقان سوداوى سددى و تحليل صلابت طحال و سائر امراض طحال و ادرار بول و حيض و اسقاط جنين و شدخ عضل و با شراب جهت تحليل صلابت طحال سريع الاثر و آشاميدن طبيخ چهار درم آن با هم‌وزن آن روغن زيتون در يكرطل آب كه تا بثلث برسد و چند روز بدان مداومت كنند جهت تفتيت حصاة و سنك كرده و مثانه مجرب و بايد كه روزى سه اوقيه بنوشند و ضماد پختهء آن با سركه آن محلل صلابت طحال و شراب آن جهت رفع سوء الهضم و فساد معده و ابتداى استسقا و يرقان و نفخ رحم و فساد اخلاط و اصلاح مزاج نافع و دستور ساختن شراب آن آنست كه در هر رطلى از شراب و يا عصير عنب در شراب دو درم و در عصير دو مثقال ريخته و مدتى كذاشته پس صاف كرده روزى تا يكرطل بياشامند و اين هرچند كهنه‌تر باشد بهتر است السموم ضماد آن جهت نهش هوام نافع القروح ضماد آن با عسل جهت قروح مزمنه و وسخه الزينة مسوخ آن بر بدن باعث كرمي آن دهن آنكه از آب تازهء آن و يا از آب مطبوخ آن و از كل آن بدستور روغن كل سرخ و ادهان ديكر ترتيب دهند جهت رفع برودت بدن و رياح مؤثر و در سائر افعال كماذريوس مانند كمافيطوس است مقدار شربت آن سه درم و در مطبوخ تا هفت درم مضر امعا مصلح آن كثيرا بدل آن به وزن آن سيساليوس و ربع آن سليخه و نزد بعضي عروق غافث و سليخه است و اسقولوقندريون نيز كفته‌اند

* كماشير *

بضم كاف و فتح ميم و الف و كسر شين معجمه و سكون ياء مثناة تحتانيه و راء مهمله لغت فارسي است معرب آن قماشير و بيونانى لوفطيون نامند

* در ماهيت ان

اختلاف است بعضى صمغ كماة و بعضي صمغ نباتي بدبو و بعضي صمغ هندى شبيه بجاوشير و بعضى صمغ نباتى شبيه بجاوشير و بعضي صمغ كرفس جبلى كه تخم آن فراسيون است شبيه بجاوشير و بعضي شبنمي تيز و تند شبيه بجاوشير دانسته‌اند و بالجمله در صمغيت آن اتفاق است و بهترين آن زرد تندبوى تازهء آنست و در قوت اقوى از جاوشير

* طبيعت ان

در سوم كرم و خشك و در دوم نيز كفته‌اند

* افعال و خواص آن

اعضاء الغذاء و النفض مسهل زردآب و دافع استسقاى لحمي و زقي و مدر بول و حيض و مسقط جنين و بدستور حمول آن با صمغ عربي و محلل صلابات شربا و ضمادا مقدار شربت آن از يك دانك تا نيم درم مضر رئه مصلح آن كثيرا است *

* كمافيطوس *

بضم كاف و ميم و الف و كسر فا و سكون ياء مثناة تحتانيه و ضم طاء مهمله و سكون واو و سين مهمله لغت يونانى و بيونانى الاصل خامانيطس نامند بمعنى صنوبر الارض و بعضى كفته‌اند بمعنى مفروش بر روى زمين است و اصح اول است و بسريانى زرعا و كرنشا و بفارسي تخم كرفس رومى و بشيرازى ماش‌دارو و بلاطينى آبى كه و بفرنكي جوده و بهندى ككرونده نامند

* ماهيت ان

ديسقوريدوس كفته‌اند از نبات مستانفه‌ايست كه هر سال تازه مىرويد و اصناف مىباشد صنفى از ان را نبات بلند نمىشود و كاه برك و شاخ آن مىدود بر روى زمين و شاخهاى آن مائل بسرخي و برك آن شبيه ببرك صنوبر
مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 759 | محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى