تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 762

مساهمون:

ص٧٦٢
آن ببخار آب و مشوى نمودن يعني بخمير كرفته در زير آتش پختن و يا مربى نمودن با عسل و يا شكر و نارسيدهء زمخت آن بارد و يابس در دوم و قابض و مورث قولنج و حابس قئ و اسهال و ضماد آن ملصق جراحات است

* كمثرى برى *

درخت آن كوتاه‌تر و ثمر آن كوچكتر و بىآب و با عفوصت و رمليت

* طبيعت ان

در دوم سرد و در سوم خشك

* افعال و خواص ان

قابض و مسدد آشاميدن سفوف خشك آن حابس اسهال و ذرور آن مجفف جراحات و رويانندهء كوشت السموم فادزهر فطر چون فطر را به آن طبخ دهند ضرر آن زائل كردد و آشاميدن خاكستر چوب آن فادزهر كسى كه او را خناق از خوردن فطر و امثال آن بهم رسيده باشد مضر عصب و مورث قولنج مصلح آن عسل و ادويهء حارهء خوش‌بو است

* كمثرى جبلى *

نيز مانند برى است و از ان سردتر و خشك‌تر و قابض‌تر و همچنين نارس زمخت هر نوع نيز نوع از جبلي كه در كوه‌كيلويه مىشود و مخصوص بدانجا است ثمر آن كوچكتر و زمخت و با خشونت و صلب و بعد پختن اندك شيرين و با رمليت بسيار و در جوف آن تخم بسيار و ثمر آن را كرفته در خاك دفن مىكنند بعد آنكه لحم آن مضمحل شد برآورده شسته تخم آن را جدا مىكنند و آن را بريان نموده مقشر كرده مىخورند و داخل لبوب و مركبات ديكر نيز مىكنند و آن را بفارسي انجكك نامند و دانج ابروج همين است و در حرف الدال ذكر يافت و از كوهستان رنكپور نيز ثمرى شبيه بامرود جبلي مىآورند به مقدار ليموى كاغذى و مدور و آن را بهوت‌بير مىنامند و شراب كمثرى جهت انحلال طبيعت و رفع فساد معده و تقويت آن نافع خصوص كه از كمثرى نيمرس مرتب مىنموده باشند كه آب كمثرى نيمرس كه هنوز خوب نرسيده و نرم نشده باشد كرفته صاف كرده با شكر و با عسل به آتش ملايم بقوام آورند و رب آن قابض و حابس اسهال صفراوى و قئ صفراوى و رافع غثيان و دابغ معده و دستور مرتب نمودن آن مانند ربوب ديكر است *

* كمرزهره *

بفتح كاف و ميم و سكون راء مهمله و فتح زاى معجمه و سكون ها و فتح راء مهمله و ها

* ماهيت ان

كفته‌اند كه نباتى است كه در كوهستان سرد برف‌نشين بهم مىرسد برك آن شبيه ببرك آس و بهم متصل بعضى به بعضى و شاخهاى آن بسيار و به مقدار دو وجب و زياده و كم از ان و از زمين بلند مىباشد و چون برك آن را بشكنند شير بسيارى از ان برآيد و بر سر شاخهاى آن كلى و تخم آن مانند مازريون و به قدر كرسنه و بيخ آن با شعبهء بسيار و بر درخت آن كرمى مانند كرم ابريشم منقط و منقش بسياهى و سرخى و سفيدى بهم مىرسد

* طبيعت ان

كرم و خشك

* افعال و خواص آن

با قوت سميه و قاتل بعضي حيوانات و نبات آن ترياق فايق نهش هوام و عقارب *

* كمرك *

بفتح كاف و سكون ميم و فتح را و كاف و عوام كمرنكه نامند

* ماهيت ان

اسم ثمرى است هندى طولاني به قدر نيم شبر و شش پهلو به شكل شش پر و در خامى سبز و بعد رسيدن زرد مىكردد و ترش و شيرين مىباشد درخت آن بلند و موزون به قدر درخت كردكان و برك آن بعضى ريزه و بعضي بزرك اندك طولاني در شاخهاى باريك و بركهاى اسفل شاخهء آن ريزه‌تر از برك اعلاى آن

* طبيعت ان

در دوم سرد و خشك و سردى و خشكى ترش آن زياده از شيرين آن

* افعال و خواص آن

قابض و مسكن حدت صفرا و عطش شديد و قئ و اسهال صفراوى و طعم دهان را نيكو كرداند و در سائر افعال و خواص آن قريب بريباس است مضر مبرودين مصلح آن جوارشات و ادويهء حاره *

* كم‌كوت *

بضم كاف و سكون ميم و ضم كاف دوم و سكون واو و تاء مثناة فوقانيه لغت فرنكي است بمعني صمغ درخت كوت زيرا كه كم در لغت ايشان بمعني صمغ است و آن را كوتاكنبا و غوتاغنبا و بلغت انكليش كمنبوس و بلغت پرتكالى