نامند و چينى كه معروف بسكرى است و نظرى و سنجستانى و غيرها و هريك ازينها در هر بلدى و شهرى و جايى كه مىشود بنامي مخصوص و نيز هريك در بعضى بلاد و اراضى بهتر از بلاد و اراضى ديكر مىشود خصوص در بلاد سردسير چنانچه ذكر يافت و در بلاد چين خوب مىشود و قسم بزرك مدور شيرين شاداب خوشطعم و رائحهء آن را كه كويا شربت قند منجمد با كمال لطافت و لذتي است و پوست آن نرم و نازك و سبز مائل بزردى شاه امرود نامند و ممدوح شيخ الرئيس رحمة اللّه عليه است و اين در بلاد دامغان و بلخ خوب مىشود و آنچه پوست آن ضخيم و سر آن برآمده فى الجمله صراحى شكل و در سائر اوصاف قريب بدان است آن را حسينى نامند و اين در آذربيجان و همدان خوب مىشود و چون پوست آن ضخيم است بايد كه مقشر نموده بخورند و قسم متوسط را كه در مقدار از ان كوچكتر و اندك طولانى و در اوصاف مذكوره و لطافت از ان هر دو كمتر نظرى نامند و اين در اكثر بلاد بهم مىرسد و بشيرازى عباسى نامند جهت آنكه به حكم شاه عباس موسوى صفوى رحمة اللّه عليه نهال آن را از همدان باصفهان و بلاد ديكر بردند وفور يافت و قسم صغير از همه اقسام طولانىتر و صراحي شكل و خوشبو كه در اول فصل پيش از همه اقسام بهم مىرسد و در جرم آن اندك رمليت است و پوست آن اندك زردرنك و سرخ و در بغداد رخون و بشيرازى كلابى نامند و اين قسم جهت اطفال و مرضى بهتر از اقسام ديكر جهت آنكه حلاوت آن به حد اعتدال است و بهترين همه قسم اول و بهترين هريك از اقسام رسيدهء شيرين شاداب خوش طعم و رائحهء بزرك مقدار نازك پوست آن است و آنچه بدين اوصاف نباشد بمراتب از قلت و كثرت زبون و تخم همه اقسام شبيه بسيب و به اما لعاب ندارد
* طبيعت ان
نضيج شيرين شاداب معروف بشاه امرود و معتدل مائل بحرارت و در دوم تر و معروف بحسينى قريب بدان و اقسام و انواع ديكر در حرارت معتدل و در اول تر بعضى مائل به خشكى
* افعال و خواص ان
مفرح و مقوى و جالي و با قوت قابضه و ملينه و بهتر از تفاح است در اكثر امور اعضاء الراس مرطب دماغ و دافع نزلات جهت آنكه مسكن صعود ابخره است بدماغ اعضاء الصدر و الغذاء مفرح و مقوى قلب و معده و هاضمه و رافع خفقان و تشنكي و سوزش مثانه و معدل خون و ملين طبع و با قوت قابضه بعد از تليين و مانع صعود ابخره بدماغ خصوصا خوردن آن بعد از طعام و ضماد آن حابس و مانع انصباب مواد باعضا السم رافع سميت فطر و چون فطر را به آن طبخ دهند ضرر آن زائل كردد و جميع اجزاى آن سرد و خشك و شكوفهء آن مفرح و مقوى دل و قاطع نفث الدم و اسهال و ضماد آن محلل ورم چشم و تخم آن بشع و مغثي و قاتل كرم معده و مخرج آن چون دو مثقال آن را بياشامند و برك آن حابس اسهال چون پنج درم آن را بياشامند و ذرور آن مجفف جراحات و التيام دهنده و ملصق آنها و صمغ آن محلل و منضج قوى و سوختهء چوب و برك آن نائب مناب توتيا است و ذرور آن مجفف قروح المضار مضرت بكمال رسيدهء شاداب لطيف آن كمتر خصوص در محرور المزاجان قوى مضر مبرودين و ضعيف المعده و اكثار آن مولد نفخ و قولنج خصوص بكمال نارسيدهء آن مصلح آن زنجبيل مربى و رازيانه و بايد كه در خلاى معده نخورند بلكه بعد انحدار غذا و بالاى آن آب نياشامند خصوص آب سرد و طعام غليظ نخورند و با كوشت نيز و با امراق طيور برى لطيف بد نيست
* كمثرى حامض *
كه كمثرى چيني نامند بهترين آن رسيدهء شاداب لطيف آنست
* طبيعت ان
در اول سرد و در دوم خشك
* افعال و خواص ان
مقوى معده و كبد و مشهى طعام و مسكن غليان حدت خون و صفرا و مانع صعود ابخره بدماغ و مولد خلط صالح و رافع تشنكي و قئ و اسهال خواه تر و تازهء آن را بخورند و يا خشك آن را و بعد از طعام مانع صعود ابخره بدماغ مضر مشايخ و صاحبان فلج و مبرود المزاج و عصب و مورث قولنج مصلح آن عسل و جوارش كموني و مانند آن و كندرى و پختن