مىنمايند اچار خوب مىشود و مىخورند و نيز مربا مىسازند لذيذ مىباشد و مقوى باه مىدانند و نيز برك نازك آن را و كل آن را با كوشت پخته مىخورند و تخم آن ريزه سياه رنك
* طبيعت كل ان
كرم و تر
* افعال و خواص ان
خوردن مطبوخ آن در قلايا و با غيرها مقوى باه كفتهاند و آب كوبيدهء برك و ساق و شاخ آن رافع سوزش اعضا به آتش و آب كرم سوخته و آبلهء آنكه بعد از سوختن بران به زودى مكرر بمالند *
* كلز *
بكسر كاف و سكون لام و زاى معجمه
* ماهيت ان
كفتهاند حبى است هندى و بسرياني كلزى و برومى سلوفتيج نامند و كفتهاند پوست درختى است هندى و بهندى ميده لكرى نامند و يحتمل كه مغاث هندى باشد جهت آنكه افعال و خواص اين مشابه آنست و غلط كرده كسى كه آن را حب كادى و يا بيخ رمان برى دانسته
* طبيعت ان
كرم و تر
* افعال و خواص ان
جهت شكستكي استخوان و بىجا شدن عضو و بدر رفتن آن شربا و ضمادا نافع و در سائر افعال مانند مغاث است و ان شاء اللّه تعالى در حرف الميم خواهد آمد *
* كلس *
بكسر كاف و سكون لام و سين مهمله لغت عربى است و نيز به عربى نوره و جير و به فارسى آهك و بهندى چونه نامند
* ماهيت ان
باصطلاح اطبا عبارت از اصداف و حلزونات و قشر بيض و احجارى است كه مبالغه در احراق آن نموده باشند به حدى كه خوب سفيد و اجزاى آن يكسان سوخته شده باشد و بهترين آن كلس صدف مرواريد و پوست تخممرغ و حجر رخام سفيد است كه مرمر نامند و دستور احراق آن آنست كه ريزهريزه نموده در كوزه كرده سر آن را بسته و بكل حكمت كرفته در تون حمام و يا تنور يكشبانهروز بكذارند پس برآورند و اكر خوب سفيد و اجزاى آن يكسان سوخته شده باشد بهتر و الا باز كذارند تا سفيد كردد و اكر بسيار خواهند بدستور خشت خام و كوزهء خام براى آن كوره سازند و در ان به ترتيب چيده و لابلاى آن هيزم و بر بالاى آن كل ماليده آتش دهند تا خوب محرق كردد و دستور تكليس قشر بيض و هرچه خواهند به همان نحو است كه در كوزه كرده محرق نمايند و نيز دستور احراق قشر بيض مذكور شد هرچند كلس سفيدتر و اجزاى آن متساوى و نرم و خالص باشد بهتر است
* طبيعت آب نديدهء آن
در آخر اول كرم و در آخر دوم خشك و تا بيست روز قوى القوت و با حدت و محرق و مقرح جلد مىباشد پس ضعيف مىكردد و آبديدهء قسم حجرى آن را تا سه روز قوت احراق باقي است و بعد از ان مسخن مىباشد
* افعال و خواص ان
سترندهء موى خصوصا با زرنيخ كه مقوى فعل آنست و ماليدن ثفل عصفر و برك شفتالو رافع بدبوى آن و روغن كل ياسمين كه بهندى روغن چنبيلى نامند با سفيدهء تخممرغ باهم آميخته نيز و ضماد روغن كل و آرد عدس و توتياى مغسول و كل سرخ سائيده رافع جراحت آن و كلس مغسول
* طبيعت ان
مائل باعتدال
* افعال و خواص آن
قاطع نزف الدم و لفوخ آن مكرر و كذاشتن فتيلهء را كه بسفيدى تخممرغ آلوده و با آهك آغشته باشند در بينى قاطع رعاف و ماليدن روغن زيتونى كه آهك در ان جوشانيده باشند مانع نزلات و رافع برودت اعضا و ضماد آن مقوى اعضا و حابس اسهال و محلل اورام بلغمي و نزول آب در اعضا و جهت سوختكى آتش و منع ادرار عرق و با پيه خوك جهت كشودن دمل و ورم صلب و قروح و جروح نافع و كلس البيض در حبس خون جراحات قويتر خصوص كه با روغن خردل ابيض كه بهندى سرسون نامند پارچه تر كرده بدان بر جراحات موضع فصد و ختنه و غير اينها كذارند و جهت حكه و جرب و رويانيدن كوشت زخمها و جبر كسر اعضا مجرب و فرزجهء آن قاطع خون حيض و سيلان رطوبات از رحم و جريان منى و بدستور خوردن يك حبه تا دو حبهء آن با عسل چند روز جهت