تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 753

مساهمون:

ص٧٥٣
سميت و بيشتر در بلدان و اوقات حارهء بسيار و بسيار سرد و بسبب احتراق اخلاط بهم مىرسد و كاه غير سك را از حيوانات ديكر مانند كرك و كفتار و پلنك و شغال و امثال آنها نيز عارض مىكردد و انسان را چون سك ديوانه بكزد ديوانه مىشود و از مطلق آن مراد سك اهلى است

* طبيعت ان

در دوم كرم و خشك و بچهء بيست روزهء آن كرم و تر

* افعال و خواص آن

اعضاء الراس آشاميدن پختهء آن با ادويهء خوشبوى جهت جنون و ماليخوليا قوى الاثر و قطور شيرى كه از اول مرتبهء آن باشد رافع بياض عين و طلاى زهرهء آن مانع روئيدن موى زائد در چشم و غرغره و نفوخ و ضماد سركين خشك آن خصوصا كه به استخوان فقط تعليف نموده باشند و اين هنكام آن سفيد و بىبو و خشك مىباشد خشك نموده نكاه مىدارند و عند الحاجت بسيار نرم سوده با ادويهء مناسبه خلط نموده استعمال مىنمايند و جهت خناق و اورام حلق مجرب اعضاء الغذاء و النفض چون سركين آن را در تابستان بكيرند و در سايه خشك كنند و با شراب و يا آب بياشامند سركين معلف به استخوان بنحو مذكور با شيرى كه سنكريزه در ان جوشانيده باشند و يا آهن تفته در ان خاموش كرده باشند جهت ذوسنطارياى دموى مجرب و آشاميدن خون خشك كردهء آن به قدر پنج درم جهت اسهال دموى و چون بچهء چشم نكشودهء آن را بتمامه در آب طبخ دهند به حدى كه با آب يكسان كردد و نود مثقال كندم در ان آب بجوشانند تا جميع آبها را جذب كند و خشك شود و آن كندم را بخوراك مرغ يك ساله كه در تاريكى بسته باشند بخورانند و بعد اتمام آن مرغ را كباب كرده زن عاقر تناول نمايد كه غذاى ديكر در ان مخلوط نباشد باعث حمل زنان عاقر كردد خصوصا سه مرغ پرورده را بسه روز بخورد و در فربه كردن بدن نيز مجرب و آشاميدن و حمول پنير مايهء آن مخرج جنين ميت و چون بچهء سك پستان زن مرضعه كه شير در ان منعقد شده باشد بمكد رافع انعقاد آن كردد و آشاميدن بول آن مانع حمل و قطور شير آنكه نيز از اول مرتبه زائيدن آن باشد در احليل رافع حرقة البول السموم آشاميدن پنير مايهء آن به قدر ربع درم رافع حرقة البول و جگر بريان نمودهء كباب آن جهت رفع سميت كزيدن سك ديوانه مؤثر خصوص كه جكر همان سك ديوانه كزيده باشد و بدستور ضماد خاكستر آن با سركه جهت سك ديوانه كزيده و آشاميدن خون آن جهت سك ديوانهء كزيده و آشاميدن شير آن به شرط مذكور رافع زهرهاى قتاله الاورام و الجروح و القروح خوردن پختهء آن در آب با ادويهء خوش‌بو در رفع جذام مجرب دانسته‌اند و طلاى سركين آن محلل اورام صلبه و ذرور خشك آن جهت زخمهاى كهنه و ضماد خاكستر آن نيز جهت زخمهاى كهنه و شقاق و بواسير و حكه و بول آن رافع ثآليل و پيه آن محلل خنازير و چون بچهء چشم نكشودهء آن را با سركين كاو بسوزانند و بر ناصور بپاشند خشك كرداند الزينة چون بول سك ماده را در ظرفى كنند و بكذارند تا منعقد كردد و بر مو بمالند سياه كرداند و نيكو خضابى است و كفته‌اند كه ماليدن شير آن بر پشت زهار اطفال و خصيان مانع روئيدن موى است و همچنين بهر موضع كه خواهند و اصلي ندارد الخواص استخوان و عصب سك با استخوان شكسته و عصب كسيختهء انسان پيوند پذيرد بخلاف استخوان و عصب حيوانات ديكر و تعليق ناب آنكه دندان نيش نامند مانع خرخرهء آواز و حرف زدن انسان است در حالت خواب و رافع يرقان و بر طفل باعث برآمدن دندان بىدرد و الم و چون ناب آن را با ناب كربه كه به موى ايشان بخور نموده باشند در هر خانهء كه دفن نمايند باعث حدوث فتنه است در ان و زبان سك سياه را چون در موزه دارند از جميع كزندكان ايمن كرداند تعليق ناب كلب كلب كه در پوست همان سك بسته باشند بر بازو رافع شر كلاب كلب است هرچند كه دارندهء آن را بكزند و نكاهداشتن قراد كلب با خود باعث فرياد نكردن و اذيت نرسانيدن كلاب است بدارندهء آن مكر سكى كه از ان قراد كرفته‌اند تعليق قضيب خشك كردهء آن بر ران بغايت معين بر جماع تعليق موى سك سياه يكرنك جهت صرع نافع
مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 753 | محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى