تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 751

مساهمون:

ص٧٥١

* ككرول *

به دو كاف اول مفتوح و دوم ساكن و ضم راء مهمله و سكون واو و لام

* ماهيت آن

ثمر نباتي است هندى و در بنكاله هم مىشود از قبيل نجم و بياره و بر مجاور خود مىپيچد برك آن شبيه ببرك خيارزه و ثمر آن اندك طولانى خاردار و در خامي سبز و بعد رسيدن زرد و سرخ مىكردد و تخم آن زردرنك و آن را اهل هند ورق نازك بريده پخته و با روغن بريان كرده مىخورند به تنهائى و يا با كوشت لذيذ مىشود

* طبيعت ان

مائل باعتدال و با اندك رطوبتى

* افعال و خواص ان

جهت سرفه و درد شش و بدن و تپهاى كهنه نافع المضار نفاخ و بطئ الهضم ضماد بيخ آن با آب بر بيخ موى و بستن سر بپارچه مقوى موى و مانع اسقاط و درازكنندهء آنست و داء الثعلب را نيز مفيد *

* ككرونده *

به دو كاف اول مفتوح و دوم ساكن و ضم راء مهمله و سكون واو و نون و فتح دال مهمله و ها لغت هندى است كويند كماذريوس است

* ماهيت ان

نباتى است تا به دو ذرع و شاخهاى بسيار متراكم از يك بيخ رسته و برك آن طولانى مشرف فى الجمله شبيه ببرك كاسني و از ان بزركتر و كريه الرائحه با زغب نرمي و رنك آن تيره و طعمى غالب ندارد و باندك عفوصت و كل آن زرد ريزه و تخم آن سياه باريك و تخم آن در غلافى شبيه بكوزهء شقائق و خياره‌دار و بيخ آن باريك و سفيد و بىطعمى غالب

* طبيعت ان

در دوم كرم و خشك

* افعال و خواص ان

مفتح و محلل اعضاء الراس عصارهء بيخ آن جهت اهوه كه مرضي است در بنكاله در بيني مردم مىشود و علامت آن تپ شديد و ثقل سر و درد اعضا خصوصا كردن و شانه و كمر شربا و سعوطا نافع و قطور آب برك آن جهت رمد شديد و وردينج كه از آب آن چشم را پر كنند و بعد از ساعتي بريزند و باز تكرار نمايند در سه روز رمد زائل شود اعضاء الغذاء آشاميدن آب برك آن جهت استسقا و بواسير و اخراج كرم شكم و بدستور پختهء آن و طلاى آب آن بر مقعده جهت بواسير السموم جميع اجزاى آن جهت اخراج كرم شكم و سك ديوانه كزيده نافع و آشاميدن بيخ آنكه نرم سوده و به قدر فلفلى حب بندند سه حب آن حابس اسهال مزمن و هيضه است و ليكن در اوائل هيضه خوب نيست بلكه در اواخر كه اسهال بسيار شود و ضعف غالب كردد و بدن نقا يافته باشد و بايد كه در وسط تابستان نبات آن را بتمامه اخذ نمايند و خشك كنند و عند الحاجت سوده با عسل بخورند و دو مثقال از تخم آن با عسل از ريشهء آن سه مثقال با شير جهت رفع سم كلب بقئ نافع الخواص چون فولاد را براده نموده در آب آن ريزند و بآفتاب تند كذارند همه آن را مكلس سازد و مكلس آن جهت استسقا و اكثر امراض بارده عظيم النفع است *

* فصل الكاف مع اللام *

* كلب *

بفتح كاف و سكون لام و باء موحده لغت عربي است و جمع آن كلاب و اكلب و اكالب و كليب آمده و مونث آن كلبه و به فارسى سك و بتركي آيت و بهندى كته و مادهء آن را سك ماده و بهندى كتي و كتيه نامند

* ماهيت ان

حيوانى است درنده و شديد الرياضة و با وفا و شعور و صفات حميده و ذميمه و معروف و در همه بلاد بهم مىرسد و تمام شب بيدار مىباشد براى پاسباني و روز مىخوابد و آن را اجناس بسيار مىباشد از اهلى و برى و مائى و اهلي را نيز اصناف مىباشد از بزرك و متوسط و كوچك و بزرك شكارى آن را سلوقى و ما سواى آن را جنكلي نامند و سلوقي كه منسوب بسلوق است كه اسم مدينهء يمن است و آن قابل تعليم صيد است و شكار مىكند و جنكلى اسم عامي سكي است كه قابل صيد نباشد و صيد نكند و اين را بهندى و كوره نامند و اين اكثر محافظت باغ و زراعت و خانه مىنمايد و بزرك اين نزد ايليات و اهل بوادى و قبرى و كوهستانها مىباشد و نكاه مىدارند براى امور مذكوره و در شهرها بندرت و متوسط آن سكي است كه در همه جا بسيار مىباشد و محافظت باغ و زراعت و خانه نيز مىنمايد اما نه بخوبي نوع بزرك و كوچك آن خوش‌شكل‌تر و اكثر بلند پشم مىباشد و بهترين آن آنست كه در ملك