تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 748

مساهمون:

ص٧٤٨
مدور به قدر جوزبوا و پوست آن سياه بعضى اندك مائل بسرخي با ريشهاى بسيار باريك سياه و مغز آن سفيد شيرين لذيذ خوش رائحه و كفته‌اند بيخ نوعى از بردى است

* طبيعت ان

مركب القوى و سرد و تر در دوم با اندك حرارتى

* افعال و خواص ان

با ترياقيت و قوت قابضه جهت تقويت قلب و خفقان و رفع هيضهء شديد بعد آنكه قئ و اسهال بسيار شده باشد نه در اول حال و دافع اسهال صفراوى و دموى و سوداوى و سوزش اعضا و سموم مشروبه و ملدوغه و طاعون را مفيد شربا و طلاء و كفته‌اند حميات صفراويه و دمويه را نافع است

* كسيلى و كسيله *

بفتح كاف و كسر سين و سكون ياء مثناة تحتانيه و فتح لام و الف مقصوره و يا و ها بجاى آن در لغت دوم اسم نبطي است

* ماهيت ان

چوب نباتى است شبيه بروناس و با چسپندكى و سياهي و سرخي بران غالب و تخم آن شبيه بحب الرشاد و كويند پوست درختى است در شكل شبيه بسليخهء سياه و در طعم بدان مشابهت ندارد

* طبيعت ان

در دوم كرم و در اول خشك

* افعال و خواص ان

سنون آن مسكن درد دندان و رافع تحرك آن و آشاميدن آن مقوى معده و احشا و مفتح سدهء رحم و كرده و مدر بول و حيض و جالي كرده و مثانه و كشندهء كرم معده و نيكو كنندهء رنك رخسار و در فربه نمودن بدن بهتر از انزروت و جهت صاحبان بلغم و رطوبت نافع مقدار شربت آن از سه درم تا پنج درم مضر رئه مصلح آن كثيرا است

* فصل الكاف مع الشين المعجمة *

* كشت بركشت *

بفتح كاف و سكون شين و تاء مثناة فوقانيه و فتح باء موحده و سكون راء مهمله و فتح كاف و سكون شين معجمه و تاء مثناة فوقانيه لغت فارسي است بعربي بمعني التواء بر التواء بكسر هر دو كاف نيز آمده بمعني زرع بر زرع و بعضى آن را سواد السند و بعضى سواد الهند و بعضى سواد الاكراد و بفارسي پيچك و اهل شبانكاره فارس بچو و بيوناني فناغيوس و برومي بروطوس و بهندى پهيلي و نواب معتمد الملوك قدس سره نوشته‌اند يحتمل كه دوائى باشد كه بهندى مرورسينكه نامند

* ماهيت ان

كياهى است مانند ريسمان باريك بهم پيچيده بعضى بر بعضى و اكثر عدد آنها پنج مىباشد از يك بيخ رسته و رنك آن مائل بسياهي و زردى و طعمي غالب ندارد و كل آن يك عدد شبيه بكل حب النيل و سفيد رنك و بعضى مائل بسرخي و برك آن شبيه بدنبالهء عقرب و بهترين آن هندى تازه مائل بسياهي و زردى آنست و بعضى آن را بدشكان دانسته‌اند و اصح آنست كه غير آنست و در قوت مانند آن

* طبيعت ان

در اول كرم و در آخر آن خشك و در دوم كرم و خشك نيز كفته‌اند

* افعال و خواص آن

محلل و ملطف و مسهل بلغم غليظ و قاطع باه و شير و ضماد آن جهت اورام بارده و قوبا و جرب نافع مصلح آن در قطع باه و شير حب الصنوبر مقدار شربت آن يك درم بدل آن صبر است

* كشمش *

بكسر كاف و سكون دو شين معجمه در ميان هر دو ميم مكسوره اسم فارسي زبيب بيدانه است معرب آن قشمش بقاف بجاى كاف بهترين آن سبز شيرين باليدهء بزركدانه تازهء آنست

* طبيعت آن

در دوم كرم و در اول خشك

* افعال و خواص آن

با قوت مسهله و مبهي است و باقي خواص آن در زبيب مذكور شد

* كشوث *

بضم كاف و شين معجمه و سكون واو و ثاء مثلثه را كثوث نيز آمده لغت عربي است و بعضى كفته‌اند معرب است و كشوثا نيز كويند و بيونانى بثروطوس و بسريانى و ناورغبا نيز و برومى كشمورين و به فارسى برش و بهندى امل بيل و اكاس بيل و امرلته نيز نامند و كفته‌اند كه به فارسى زجمول نامند و كفته‌اند كه زجمول نام تخم كشوث است

* ماهيت ان

كياهى است مانند ريسمان باريك و بىبرك و ساق آن مائل بزردى و تيركى كه بر خارها و كياها مىتند و كل آن ريزه