تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 737

مساهمون:

ص٧٣٧

* كردناج *

بكسر كاف و سكون را و كسر دال مهملتين و فتح نون و الف و جيم معرب كردناك فارسى است

* ماهيت ان

نوع كبابى است كه بعد از نيم پخت كردن مرغ و امثال آن بسيخ كشيده به آتش بريان مىنمايند و بهترين آن مرغ جوان فربه است كه بروغن كاو تازه آن را مكرر تسقيه كرده باشند در هنكام بريان كردن كه تر و نرم كردد

* طبيعت آن

كرم و خشك

* افعال و خواص آن

جهت تقويت بدن مرتاضين و ابدان متخلل و معدهء حار نافع و كثير الغذا مضر معدهء ضعيف مصلح آن ميپختج و بعضي كفته‌اند عبارت از مرغ بريان نموده بطور مسطور است كه در داخل آن ابازير كرده باشند

* كرسنه *

بفتح كاف و را و سكون سين مهمله و فتح نون و ها معرب از كسنك فارسى است و بعربي حب البقر و بيوناني اوزونس و بسرياني كشنى و برومي ناغيونس و بفرنكى برو و بفارسي كسنك و كشن و مشنك كاوى و كاودانه و بهندى متر بفتح ميم و تاء چهار نقطهء هندى و راء مهمله نامند

* ماهيت ان

دانه است مدور به قدر نخودى كوچك و تيره رنك مائل بسرخى و زردى و طعم آن تلخ و تندى و غير ماكول انسان بطريق غذا بلكه علف و غذاى كاو است و آن را فربه مىكرداند و بكبوتر و كوسفند و مرغ و بز و غيرها نيز مىخورانند و بهترين آن املس سنكين مائل بزردى و بعضى كفته‌اند مائل بسفيدى آن است و نبات آن كوچك و شاخها و برك آن باريك و تخم آنكه ثمر آنست در غلافى و اين در هند و بنكاله چند صنف مىباشد و هريك بنامى مخصوص يكى را متر نامند چنانچه ذكر يافت و دوم را بتلا بفتح باء موحده و سكون تاء مثناة فوقانيهء هنديه و سوم را ماكهه بفتح ميم و الف و فتح كاف و هاى هندى و اين را چون كاو بخورد سياه و فربه كردد

* طبيعت ان

در اول تا دوم كرم و در دوم خشك

* افعال و خواص ان

مفتح سدد و مقطع و جالي اعضاء الصدر مسهل نفث غليظ و منقى سينه و شش و آشاميدن طبيخ آن با عسل جهت سرفهء رطوبى و تنقيهء رئه و عسر النفس و ضماد آن جهت تحليل صلابت پستان الفم سنون آن با زراوند مدحرج جهت رويانيدن كوشت بن دندان اعضاء الغذاء و النفض آشاميدن آرد مقشر خيسانيدهء آن مسهل و محرك باه مبرودين و با روغن كنجد مسكن مغص و زحير و با سركه رافع عسر البول و جرب كرده و تنقيه كرده و طبيخ آن با سركه جهت يرقان و سپرز نافع الاورام و البثور و القروح و الجروح ضماد آن با عسل و با ادويهء مناسبه و بتنهائي نيز جاذب خون به ظاهر جلد و جهت جرب و شكستكى اعضا و سعفه و شقاق و نار فارسي و تحليل صلابات و قروح خبيثه و ساعيه و مانع انتشار آن و التيام جراحات عميقه الزينة ضماد آن با آب دفلي و تخم خربزه جهت برص و با زنت جهت بزرك نمودن عضو و طلا و غسول بدان منقي بشره و جهت سرخ نمودن آن قويتر از سائر ادويه و خوردن سويق آن باعث رفع لاغرى بدن و شستن عضو با آب طبيخ آن يا نطول بدان جهت شقاق عارض از سرما و حكه و بثور لبنيه و شهديه السموم ضماد آن با سركه و افسنتين جهت لسع عقرب و با شراب جهت لسع افعى و سك ديوانهء كزيده و انسان سك ديوانهء كزيده و انسان صائم المضار اكثار ان مولد خلط فاسد و مدر خون و مورث اسهال دموى مصلح آن كلاب و كل ارمنى و اصلاح آن مانند اصلاح ترمس است و سفيد آن را غايله كمتر از سرخ آن و طبيخ آن دو مرتبه موجب بطلان قوت جاليهء آنست و باقي ماندن ارضيت آن و غذاى اندك از ان حاصل مىكردد مقدار شربت آن تا سه درهم *

* كرش *

بفتح كاف و كسر را و شين معجمه و بكسر كاف و به سكون را نيز آمده لغت عربي است و بيونانى سمنطونس و بسريانى اسطمكا و برومي كليا و بفارسي شكنبه و بهندى اوجهرى نامند

* ماهيت ان

عضوى از اعضاى معروفهء مركبهء بدن حيوان و بمنزلهء معده است در بدن انسان و شامل شكنبه و روده‌هاى حيوان است و از حيوانات تا كوچك تازه تولد يافته و علف و حبوب