تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 716

مساهمون:

ص٧١٦
باسهال الدم الجروح و القروح و الاورام ضماد تازهء آن جهت الزاق و اندمال و ختم جراحات كبار تازه و كهنهء رديه و عسرة الالتحام و نواصير و تليين اورام صلبه و منع انصباب مواد باعضا بسبب قبض و تجفيف بىلذع كه دارد و خشك آن بمراهم مجففه جهت تجفيف قروح رديهء خبيثهء غائرهء عميقه و نواصير و با پيه جهت منع انفتاح و انشقاق جراحات كبار تازه و كهنه و اندمال و تحليل اورام آنها و با آرد ترمس جهت تسكين اوجاع عضل و عصب و مفاصل بارده و با آرد جو جهت حارهء آنها و كل آن ضمادا و شرابا جهت لسع افعى و عقرب نافع و عصارهء آن در قوت قبض و تحليل و تجفيف و غيرها قريب بسائر اجزاى آن و طريق اخذ آن آنست كه اكر تازه باشد بكيرند درخت سبزتر و تازهء آن را با ثمر و بكوبند و آب آن را بكيرند و در ظرف خزفى در آفتاب كذارند و بچوبي پاكيزه برهم زنند و اكر در يك روز خشك نكردد شب سر آن را بپوشند زيرا كه شبنم مانع انجماد و انعقاد عصارات است و روز ديكر بدستور در آفتاب كذارند و به چوب پاكيزه برهم مىزده باشند تا آنكه غليظ و منجمد و منعقد كردد و اكر تر و تازهء آن بهم نرسد بيخ خشك كبير آن را نيم كوفته پنج‌روز در آب بخيسانند پس بجوشانند و نيكو بمالند و مكرر صاف نمايند پس به آتش ملايم طبخ دهند و برهم مىزده باشند تا منعقد كردد و به همين نهج عصاره هرچه را خواهند اخذ نمايند

* طبيعت ان

قريب بسائر اجزاى آن

* افعال و خواص ان

نيز قريب بدانها بلكه در بعضي مواد اقوى آشاميدن آن جهت امراض مذكوره نافع اعضاء الراس سعوط آن با سركه و آب عنصل جهت قروح بينى و حبس رعاف خصوصا با اندك زاج و كافور و آب يخ و طلاى آن با سركه بر پيش سر و صدغين جهت صداع حادث از احتراق شمس و آشاميدن شراب و چون موى سر را بنوره زائل نمايند و محلول آن با سركه بران بمالند جهت رفع قروح آن و رويانيدن موى مجرب و التحال عصارهء رقيق آن با عسل جهت بياض و اندمال قرحهء عين و طلاى آن با شير دختران جهت ورم پلك چشم و تسكين درد آن و به آب كاكنج جهت سطبرى پلك چشم و جرب آن و با شير و آب رازيانه جهت جميع اوجاع عتيقهء عين و رفع آثار قرنيه و شعيره و با آب مرزنجوش جهت تحليل سبل و چون پلك چشم را بركردانند و عصاهء آن را با آب انار بران بمالند در حال رفع جرب آن نمايد و قطور آن با روغن خيرى و امثال آن جهت ضربان كوش و با آب برك شفتالو جهت قتل و اخراج كرم آن و با آب ترب و امثال آن جهت ثقل سامعه و با روغن نركس و خردل و سركه جهت ورم كوش و رفع كرى و مضمضهء آن با كلاب جهت رايحهء كريههء دهان و قلاع متعفنهء آن و با طبيخ جوز السر و جهت درد دندان و رفع تحريك و استحكام آن و غرغرهء آن با آب بارتنك و عنب الثعلب و عوسج جهت ورم لوزتين و خناق و طلاى آن به آب جهت شقاق لب اعضاء الصدر آشاميدن آن با طبيخ حلبه جهت امراض سينه اعضاء النفض حمول عصارهء تازهء آن مدر حيض و مخرج جنين مضر امعا مصلح آن صمغ عربى و كثيرا مقدار شربت از تازهء آن يك درم تا دو درهم و از خشك آن تا سه درم و در حقنه پنج درهم و از عصارهء آن يك درم بدل آن به وزن آن افسنتين و نيم وزن آن بابونه و نيم مثل آن تربد و بعضي به وزن آن پرسياوشان و نيم وزن آن برك حنا كفته‌اند و روغن آنكه آب تازهء آن را با روغن زيتون باتش ملايم بجوشانند تا روغن بماند كرم و خشك و مسخن عصب و مقوى بدن و رافع امراض باردهء عصبانيه مانند فالج و استرخا و اعيا و اوجاع باردهء مزمنه و تحليل رياح و رافع بهر و عسر ولادت و شراب آنكه آب آن را با شكر بقوام آورند جهت اكثر امراض مذكوره نافع است *

* قنفذ *

بضم قاف و سكون نون و ضم فا و بفتح فا نيز آمده و بذال معجمه و بدال مهمله نيز بجاى ذال لغت عربى است و نيز به عربى خيز و بيونانى قوقماروس و بسريانى قفد و برومي شيراخندون و بفارسي خارپشت و جبر و وجش و سيخول و بشيرازى
مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 716 | محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى