تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 719

مساهمون:

ص٧١٩
و كفته‌اند نوعى از ابرون است و بعربي كاسات خوانند جهت آنكه برك آن شبيه بكاس است

* ماهيت ان

نباتى است برك آن مستدير با اندك تجويفى و ساق آن كوتاه و تخم آن متصل بساق و در اطراف آن و بيخ آن مانند زيتوني و با تندى و تلخى

* طبيعت ان

مركب القوى و بيخ آن كرم و خشك

* افعال و خواص ان

قابض و رادع و جالي و محلل اعضاء الغذاء و النفض آشاميدن برك آن مسكن التهاب معده و با شراب و عسل رافع تهبج بدن و بيخ آن مفتت سنك مثانه و مدر بول الاورام و الجروح ضماد برك آن محلل اورام و مسكن حرارت معده و احشا و رافع شقاقي كه از برودت هوا بهم رسيده باشد و ضماد عصارهء بيخ و برك آن محلل ورم و زخمها و با شراب وسيع كنندهء نقبه جراحات است و از ادويهء مجهولة الماهيت است

* قوفي *

بضم قاف و سكون واو و كسر فا و يا

* ماهيت ان

حيواني بحرى شبيه به صورت انسان است در شكل و انفحهء آن در قوت مانند جند بادستر

* طبيعت ان

كرم و خشك

* افعال و خواص ان

خوردن كوشت آن جهت صرع و اختناق رحم نافع و فرق ميان انفحهء آن و ميان انفحهء حيوانات ديكر آنست كه چون آب بر انفحهء حيوانات ديكر ريزند و بعد از زماني آب آن را به روى انفحهء آن ريزند به زودى آن را بكدازد و آب كرداند بخلاف انفحهء حيوانات ديكر كه اين خاصيت ندارد *

* فصل القاف مع الهاء *

* قهوه *

بفتح قاف و سكون ها و فتح واو و ها اسم خمر غليظ است و نيز بمعنى مشبع و محكم است جهت آنكه چون آن خمر غليظ است به زودى شارب خود را سير مىكرداند و سكر آن محكم و قوى است و الحال مصطلح نزد عامه و مراد از ان ثمر درختى است كه در يمن و حبشه و بتاويه بهم مىرسد و آن را بن مىنامند و در حرف الباء مع النون بتفصيل ذكر يافت *

* فصل القاف مع الياء *

* قيروطى *

بكسر قاف و سكون ياء مثناة تحتانيه و ضم راء مهمله و سكون واو و كسر طاء مهملهء مشاله و يا لغت يوناني است كه به عربى مشهور شده و به فارسى موم روغن نامند

* ماهيت ان

عبارت از موم كداخته در روغن است هر روغنى كه باشد از روغن كل يا غير آن خواه ساذج از همان جزو باشد و يا مركب از اجزاى ديكر و بحسب اعراض مختلف مىباشد و نسخ آن بتفصيل در قرابادين ذكر يافت *

* قيصوم *

بفتح قاف و سكون ياء مثناة تحتانيه و ضم صاد مهمله و سكون واو و ميم لغت عربي است و قيسوم بسين مهمله بجاى صاد نيز آمده و بيوناني شوصرا و برومى ارطاماسيا و اطميثا نيز و بفارسي برنجاسف و بلنجاسف بلام بجاى را و بوى مادران نيز و بر تراسك و بشيرازى سر زردك و بهندى كندناو كندمار نيز نامند

* ماهيت ان

كفته‌اند بر نجاسف جبلي است كفته‌اند دو نوع مىباشد نر و ماده نر آن را شاخهاى باريك و ثمر آن كوچك شبيه بافسنتين و كل آن كمرنك و كوچك تر از كل ماده و مائل بسفيدى و مادهء آن نباتي است ثمنشي مشاكل شجر مائل بسفيدى و شاخهاى آن پربرك و برك آن مشقق باريك شبيه ببرك سداب و بر ساق آن رطوبتى چسپنده و بر سر و اطراف شاخهاى آن كلى مستدير زرد طلائي رنك و خوشبوى و با حدت و ثقل و تلخ طعم و ثمر آن مانند حب الآس و در تابستان كل مىكند كفته‌اند مادهء آن برنجاسف و نر آن قيصوم است و نيز كفته‌اند نوعى از برنجاسف است نه خود برنجاسف و فرق ميان هر دو آنست كه از ساق برنجاسف شاخهاى بسيار مىرويد و قيصوم را ساق بىشاخ و اكثر از يك ريشه يك ساق مىرويد و بركهاى آن مانند زنبق بر ساق آن رسته و برك متصل بيخ آن مفروش بر زمين و در انتهاى ساق آن قبهء چترى كه كل آنست و با عطريت و ثقيل الرائحه شبيه
مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 719 | محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى