تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 718

مساهمون:

ص٧١٨
و كفته‌اند كه از خار دلدل مار و هوام مىكريزند و نزديك آن نمىروند و قنافذ با مار خصومت مىنمايند و مار را مىكشند بدين قسم كه كمر مار را بدهن كرفته سر را باندرون مىكشند و خارهاى بدن خود را ايستاده مىكنند و هرچند مار اضطراب مىكند و زياده خود را به بدن او مىزند زياده مجروح مىكردد آخر الامر سست شده مىافتد و مىميرد و لهذا مار از ان كريزان است جابر بن حبان الصوفى در كتاب خواص كبير كفته كه كوشت قنفذ برى جهت عسر البول نافع است بدين قسم كه آن را ذبح نمايند و پوست آن را بكنند و كوشت آن را در آفتاب خشك نمايند آن مقدار كه توان كوبيد و يا براده نمود پس بكيرند از كوبيده و يا برادهء آن مقدار دو مثقال يا سه مثقال و در شراب حل كرده بياشامند به زودى شفا يابند و چون بسوزانند قنفذ را و نرم با نوشادر سحق نمايند تا آنكه قريب بانحلال كردد پس با عسل منزوع الرغوه سرشته بر داء الثعلب و داء الحيه بمالند به زودى زائل كرداند و موى بروياند و جهت قوبا نيز نافع كه سركين آن را با زيت حل نموده برقوبا طلا نمايند بعد ماليدن قوبا بنطرون به قوت كه سرخ كردد و طلاى محرق آن با دهن الآس و يا غير آن جهت رويانيدن موى در هر موضعى كه خواهند مؤثر و طلاى پوست سوختهء آن با خردل و عسل سرخ منزوع الرغوه بر سر جهت درازى موى و منع تشقق و اسقاط آن و جهت داء الثعلب و داء الحيه نيز و اكر بجاى موى آن موى سياه نرويد مكرر طلا نمايند و آشاميدن طحال خشك كردهء مسحوق آن با شراب جهت اذابت طحال مجرب چنانچه شخصى كه طحال داشت طحال آن را بريان نموده خورد بعد سه ساعت عرق بسيارى نمود و دردى در جوف آن بهم رسيده و پس از يك ساعت بول بسيارى كرد مقدار دو ثلث رطل و زياده و شفا يافت از ان علت باذن اللّه تعالى و مرارهء آن را چون اخذ نمايند و زهرهء آن را برآورند و با سرمهء خراساني نيكو سحق كنند اكتحال بدان زائل كنندهء بياض عين است به زودى و طلاى زهرهء خشك كردهء آن رافع برص تازه در چند مرتبه و با كبريت جهت برص كهنه و طلاى زهرهء خشك كردهء كوبيدهء آن با شراب سرشته و اقراص ساخته و خشك نموده و عند الحاجت با سركه سوده جهت بواسير دائميه مجرب و در ساعت قطع خون آن نمايد حكايت شيخ الرئيس قدس سره در كتب شفا نوشته كه قنفذ مىشناسد تقلب و كردش اهويه را پيش از وزيدن آنها و لهذا راه خانهء خود را از آن طرف مسدود مىنمايد و از طرف مخالف آن مىكشايد و در حر و برد نيز چنانچه شخصى از اشخاص انساني بدان واقف كشت و جحرى يعنى خانهء براى قنفذى در خانهء خود ساخت به نحوى كه ديكرى بران مطلع نكشت و آن قنفذ راه خانهء خود را تبديل مىنمود نزد تبديل اهويه و حر و برد و آن شخص بر سبيل كرامت بمردم اخبار مىنمود و مردم مستبعد مىشمردند و قدر و منزلت او پيش ايشان عظيم بود به آن خلط و لحم بحرى آن لطيفتر از برى و نيكو است براى معده و تقويت آن و تليين بطن و ادرار بول و محرق پوست آن جهت جرب و قروح سر مفيد *

* قندس *

بضم قاف و سكون نون و ضم دال و سين مهملتين اسم كندش است و در حرف الكاف مع النون ان شاء اللّه تعالى خواهد آمد و سك آبى بلغارى را نيز نامند كه خصيهء آن جند بادستر است و پوست آن را برميآورند و از ان فرو و فروش و البسه و غيره مىسازند

* طبيعت ان

كرم و خشك

* افعال و خواص ان

پوشيدن آن زائل كنندهء برودت و رياح از بدن و جلوس بران جهت نقرس نافع است

* فصل القاف مع الواو *

* قوطوليدون *

بضم قاف و سكون واو و ضم طاء مهمله و سكون واو و كسر لام و سكون ياء مثناة تحتانيه و ضم دال مهمله و سكون واو و نون لغت يوناني است و نيز بيوناني قوماليون و اهل مغرب زلالف الملوك و بشانق و اذان القسيس نامند جهت آنكه برك آن شبيه بمكيالى است كه بيوناني قطولى نامند و كفته‌اند كه نوعي از قدح مريم است و آن نوعى از حى العالم است
مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 718 | محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى