* قلقطار *
بفتح دو قاف در ميان لام ساكن و فتح طاء مهمله مشاله و الف و راء مهمله در ماهيت آن اختلاف است اكثرى زاج اصفر و بعضى نوع زاج سفيد شتر دندان و بعضى زاج اصفر مائل بحمرت دانستهاند و بهترين آن خالص بسيار زرد و براق مانند زرنيخ زودشكن آنست و در زاج نيز ذكر يافت *
* قلقل *
بكسر دو قاف و سكون دو لام و بضم هر دو قاف نيز آمده لغت عربي است و آن را قلاقل و قلقلان بضم قاف اول و بزر رمان برى و بفارسي انار دانهء دشتي و بهندى كوارچكنه نامند و بيخ آن كويند مغاث است در ماهيت آن اختلاف است بقول اكثر آنكه نباتى است شبيه به نبات قنب و ساق آن مائل بسرخى و شاخهاى آن دراز و قنب متخذ از ان اقوى از شاهدانج و برك آن زفر الرائحه و كل آن مائل بسفيدى و تخم آن در غلافى خشن و مستدير و بزركتر از فلفل و املس و بيرون آن مائل بسياهى و مغز آن سفيد با حلاوت و اندك لزوجت و پوست ساق آن سفيد و مستعمل مغز آنست و بعضى آن را حب السمنه دانستهاند و نه چنين است و آنچه مشاهده شده در بنكاله آنست كه نبات آن يك ذرع دست با يك ساق باريك و شاخهاى باريك زوج زوج متصل بهم بركهاى آن رسته و برك آن شبيه ببرك ياسمين و از ان كوچكتر بر سر يك شاخه كه قويتر است و از شخصى ثقه استماع يافته كه نبات آن از قبيل نجم و بياره درهم پيچيده بر زمين مفروش و برك آن شبيه ببرك مرزنجوش و ثمر آن به قدر فلفلى و مدور سياه رنك و يك نقطه سفيد بر بالاى آن و سه عدد پيوسته بهم متصل بقمع آن و در غلافى سه پهلو شبيه بغلاف كاكنج بر سر شاخى كه باريكتر است و در خامي سبز مىباشد بيخ آن سرخرنك باريك
* طبيعت ان
در دوم كرم و تر با رطوبت فضليه
* افعال و خواص ان
بغايت مقوى باه و منعظ و مسمن بدن هر نوع كه استعمال نمايند خصوصا با كنجد و نبات و با فانيذ و يا عسل سرشته و مصلح حال كرده و مثانه و زائل كنندهء احتراق اخلاط مقدار شربت بريان كردهء آن از قبيل تنقل تا يك اوقيه و از كوبيدهء آن تا نيم اوقيه المضار اكثار آن مصدع و مضر معده و مورث هيضه مصلح آن بريان نمودن و با سكنجبين و يا با قند و عسل خوردن بدل آن به وزن آن تودرى سفيد و يا حب الصنوبر و يا مغاث و نيم وزن آن ابهل و چهار دانك آن مغز تخم خيارزه است
* قلومس *
بضم قاف و لام و سكون واو و ضم ميم و سين مهمله لغت يوناني است بمعنى اذان الدب و رازى بوسير دانسته
* ماهيت ان
نباتى است و پنج صنف مىباشد و ماهيز و هرج نوعى از ان است صنف اول سفيد و برك آن نيز سفيد و نر و ماده مىباشد و برك مادهء آن شبيه ببرك كلم و سفيدتر و عريضتر از ان و ساق آن به قدر ذرعى و زياده بر ان و چيزى مانند پشم بر ساق آن و كل آن مائل بزردى و تخم آن ريزه بيخ آن دراز بسطبرى انكشتي و نر آن را برك درازتر و باريكتر از ماده صنف دوم برك آن سياه و عريضتر و بزركتر از صنف اول صنف سوم شاخهاى آن بسيار دراز و بيساق و برك آن شبيه ببرك سفرجل و بر سر شاخهاى آن قبهاى مدور و كل آن زرد طلائى صنف چهارم برك آن شبيه ببرك انجير و از ان كوچكتر بىساق و ملاصق زمين صنف پنجم برك آن بزرك و غليظ و با رطوبت چسپنده و تندبو و ساق آن زياده بر ذرعي و كل آن سفيد مائل بسرخى و تخم آن ريزه و تيره رنك و مدور با حدت و تلخي و اين صنف يحتمل كه تنباكو باشد و آن در حرف التاء المثناة الفوقانيه مع النون ذكر يافت
* طبيعت همه اصناف آن
كرم و خشك در سوم
* افعال و خواص ان
محلل و جالي و با قوت قابضه و ريشهاى آن در افعال قائم مقام ماهيزهرج است اعضاء الصدر و الغذاء و النفض مدر بول و يك مثقال از بيخ سفيد و سياه آن جهت منع سيلانات و با شراب جهت منع اسهال و طبيخ آن جهت سرفهء بارده و ضيق النفس و شكاف عضل الاورام و حرق النار و السم ضماد برك مطبوخ صنف سوم آن جهت اورام بلغمي و ورم چشم و با عسل و شراب جهت