كامنهء آن زائل كردد و برى نيز مىباشد و ليكن غير مستعمل و آنچه در بنكاله مىشود و ديده شده بيخ جنكلي برى آنكه نزديك آبها و كودها خودرو است كچو نامند شبيه بدان است كه ذكر يافت و شاخهاى آن تا قدرى ناودانى شكل و تتمه مدور و بتدريج باريك شده تا ببرك پيوسته و بهر بوته را نهايت تا چهار شاخ و برك آن فى الجمله شبيه بكشتي كوچكي كه يك طرف آن باريك و طرف ديكر آن عريض و در جوف آن در ايام بارش و شبنم اندكاندك آبى مىماند و منبت آن كنار آبها و زمينهاى نمناك و نهايت بلندى شاخهاى آن تا بيك و نيم ذرع و بعد بزرك شدن آن از بيخ آن ساقي مىرويد و بر سر آن كلى زردرنك طولاني و بوى آن شبيه ببوى زردچوبه و رنك آن نيز برنك آن و تخمى ندارد و اين نوع كم مستعمل و كم كسى مىخورد جهت آنكه حدت و بورقيت و لزوجت بسيار دارد و بجوشانيدن در آب و طبخ بنحو مذكور بالكل زائل نمىكردد و برك آن را نيز پخته مىخورند و آن نيز با حدت و لزوجت بسيار است و بيخ بستاني آن را كه بهندى اروى نامند كوچكتر و برك اين بزركتر و عريضتر و حدت و بورقيت و لزوجت آن كمتر و لهذا اكثر مستعمل و ماكول بنحو مذكور كه اولا در چند آب جوش داده تبديل نموده پس در روغن و پياز بريان كرده آب داخل كرد پخته و افاويهء حارهء طيبه و زردچوبه داخل نموده مىخورند لذيذ مىباشد و با كوشت لذيذتر و بعضى كه در پختن بسيار صاحب وقوفاند اول در آب زردچوبه انداخته كه خوب رنكين شود يك مرتبه در ان آب جوش مىدهند كه رنكين كردد و نيم خام آن را در روغن و پياز بريان مىكنند بعد از ان در آب كداز كرده ترشي انبهء خام تازه يا خشك را كر نباشد ترشي ليمو يا تمر هندى به قدر ذائقه و اندكى فلفل سرخ داخل كرده ساده بدون كوشت يا با كوشت پخته مىخورند بسيار لذيذ مثل مغز قلم مىشود و در حين طبخ لزوجت آن زائل مىكردانند و بريان نمودن در روغن نيز و اين را نيز
* طبيعت ان
كلى مانند آنست مطلقا در اول كرم و در دوم تر و در اول نيز خشك كفتهاند
* افعال و خواص ان
بغايت مسمن بدن و محرك باه دانستهاند اعضاء الصدر جهت سرفه و خشونت سينه و حنجره اعضاء الغذاء و النفض سريع الهضم و رافع سحج امعا و اسهال و پوست آن در حبس اسهال اقوى و جهت استسقا و لاغرى كرده و اسهال صفرا و ماى اصفر و مائيت برفق و ادرار بول خصوصا عصارهء نبات آن و تناول برك و شاخ مطبوخ آن نافع المضار دير هضم و مولد سودا و سدد مصلح آن عسل و سكنجبين و ادويهء خوشبوى مانند دارچيني و قرنفل و بعضى آن را با سركه و خردل مرتب مىنمايند و اين هنكام سريع الهضم و الخروج مىباشد از معده و نوشتهاند كه آن را تخمى مىباشد و در افعال قريب بتخم كرنب مقدار شربت از قسم آن دو درم و عصارهء نبات آن از ثلث رطلي تا به دو ثلث و نوعى از قلقاس مىشود صلب مستدير كه هرچند طبخ نمايند پخته نمىكردد و ضماد آن جهت نضج اورام و ذرور سوختهء آن جهت اندمال قروح و قلاع و تقويت موى مؤثر *
* قلقديس *
بفتح دو قاف و لام ساكن در ميان و كسر دال و سكون ياء مثناة تحتانيه و سين مهمله در ماهيت آن اختلاف است اكثرى زاج سفيد و بعضى زاج سرخ و بعضى زرد و بعضى نوعى زاج سفيدى كه بفارسي آن را زاج شتر دندان نامند دانستهاند و بعضى كفته كه آن را بفارسي شوغار و بيوناني حلقيس نامند و تحقيق آنست كه قلقديس سه صنف مىباشد صنفى سفيد سبك زودشكن و اين تندترين و بهترين اصناف است و صنف دوم كثير الارضيت غليظ خشن و رنك آن مائل بكبريت و اين را بيوناني ماليترايا نامند و صنف سوم نرم متساوى الاجزا و سست و چون آب بدان رسد سياه كردد و اين را زاج الاساكفه نامند و در حرف الزاى المعجمة مع الالف بتفصيل ذكر يافت *