تر و عريضتر و نرمتر و از ان آنچه نزديك به زمين است مفروش بران و شاخهاى آن باريك ايستاده تا بيك ذرع و زياده و كمتر از ان شبيه باذخر و صلب و بر اطراف شاخهاى آن چيزى شبيه بساق منقسم به دو قسم و بران بركهاى ريزه و ما بين بركها تخم آن و آن سفيد صلب مدور شبيه بكرسنهء كوچكى منبت آن زمينهاى خشن و اماكن عاليه و انطاكى كفته تخم آن سياه رنك با خشونت و در كوهستان در هنكام بودن آفتاب در برج اسد مىرويد
* طبيعت ان
در سوم كرم و خشك و انطاكى در دوم دانسته
* افعال و خواص ان
اعضاء الصدر جهت سرفهء بارد مزمن و ربو و ضيق النفس اعضاء الغذاء و النفض جهت فواق رطوبى و اسهال و ادرار بول و با شراب سفيد جهت سنك كرده و مثانه و رفع احتباس بول و حيض و ضماد آن جهت بواسير نافع المضار بغايت مضعف باه و مجفف منى مصلح آن مغز چلغوزه مقدار شربت آن تا سه درم است
* قلت *
بضم قاف و سكون لام و تاء مثناة فوقانيه معرب از كلتههء هندى است و بفتح قاف و كسر آن نيز آمده بسرياني قلتا و بيوناني اقونيا و برومى توانيقي نامند و در حرف الحاء مع الباء در حبوب ذكر يافت
* قلسوفوديون *
بفتح قاف و سكون لام و ضم سين مهمله و سكون واو و ضم فا و سكون واو و كسر دال مهمله و ضم ياء مثناة تحتانيه و سكون واو و نون لغت يونانى است
* ماهيت ان
نباتي است صغير به قدر يك شبر مستعمل در وفور نار منبت آن ما بين سنكها برك آن شبيه ببرك نوعى از نمام كه آن را از فلس نامند و كل آن شبيه بارجل السرير متفرق بعضي از بعضي مانند كل فرابيون
* طبيعت ان
در سوم كرم و خشك و با جوهر لطيف محرق
* افعال و خواص آن
آشاميدن نبات و طبيخ آن جهت نهش هوام و شدخ عضل و تقطير البول و ادرار طمث و اخراج جنين و قطع ثآليل كه آن را بيونانى افروخودوس نامند مؤثر چون چند روز بدان مداومت نمايند
* قلفونيا *
بضم قاف و سكون لام و ضم فا و سكون واو و كسر نون و فتح ياء مثناة تحتانيه و الف مقصوره لغت يوناني است به فارسى زنكبارى نامند
* ماهيت ان
كفتهاند صمغ صنوبر است مطلقا و بعضي كفتهاند صمغ صنوبر برى است كه بيوناني قوفا نامند و آن صمغ راتينج است كه خودبخود سيال باشد چون طبخ دهند آن را انجماد يابد قلفونيا نامند و شيخ ابن بيطار كفته غلط كردهاند كسانى كه آن را راتينج بعينه دانستهاند بكمان آنكه راتينج علم است براى تمام اقسام آن و اين خطا است بلكه مخصوص بصنفى از اصناف آنست كه بطبخ انجماد يافته باشد و بغدادى كفته كه قلفونيا صمغ صنوبر است و سه نوع است يكى سيالى كه منعقد نمىشود مانند قطران و بعضي آن را قطران نامند و نوع دوم صلب و نوع سوم آنست كه بعد طبخ صلب مىكردد و اين فى الحقيقت قلفونيا است و آنچه شامل جميع اصناف است راتينج است و راتينج را راتيانج نيز نامند و راتيانج در حرف الراء مع الالف ذكر يافت
* قلقاس *
بفتح دو قاف در ميان هر دو لام ساكن و الف و سين مهمله لغت عربي است و كفتهاند بضم اول لغت رومي است و بسرياني قلقاسى و برومى اوذى تغس و بهندى اروى و بدكهنى چمكدلا و ببنكالى كچو نامند
* ماهيت ان
ابن بيطار و بغدادى نوشتهاند نباتى است كه نزديك آبهاى ايستاده مىرويد برك آن املس بزرك شبيه ببرك موز و از ان در طول كمتر و كوچكتر و هر بركى را ساقى علىحده از يك بيخ رسته نهايت بسطبرى انكشتى و بيخ آن ببزركى ترنجى و كوچكتر از ان نيز به قدر زردكى ظاهر آن مائل بسرخي و باطن آن سفيد و طعم آن با قبوضت و حدت و بورقيت و لزوجت كاهن و چون در آب جوش دهند و آب آن را چند مرتبه تبديل نمايند پس طبخ دهند قبوضت و حدت و بورقيت آن زائل و لذيذ و لزوجت