و بلع نمايند جهت رفع حمى ربع مجرب كفتهاند و چون در سوراخ احليل كذارند رفع احتباس آن نمايد و چون زن حامله در كفدست خود كذارد و بران شير بدوشد اكر راه رود و حركت كند حامله به پسر است و الا به دختر و بعضى كفتهاند كه اكر بميرد حامله به پسر است و الا به دختر و انداختن شپش زنده موجب نسيان است بلكه بايد كه بكشند و باندازند و طلا كردن آن بر بدن مولود در حين ولادت به آب زيره باعث آنست كه در تمام عمر قمل در بدن او تولد نكند و چون در بدن شپش بسيار بهم رسند تدبير دفع آن آنست كه جامه را بزيبق آلوده بپوشند و يا زيبق بر بدن بمالند و يا زيبق با حنا در ساعت دفع آن كند و شستن سر به آب تخم شريفه كه ثمر هندى است كه سائيده با آب مخلوط كرده سر را به آن بشويند به زودى رفع شپش آن مىنمايد اما بايد كه چشم را بپوشند و محافظت نمايند كه داخل آن نشود كه باعث سوزش بسيار و تورم آن مىكردد و از خواص آنست كه نزد قرب موت از انسان مىكريزد و چون قمل بسيارى جمع نمايند و از ان سريشم سازند قويتر و چسپندهتر مىباشد از سريشهاى ديكر و كفتهاند قمل متولد در حبوب آشاميدن نيم درم آن جهت قرحهء رئه و تفتيت حصاة نافع و اين از جملهء محالات است زيرا كه اين مقدار بهم رسيدن متعذر است
* فصل القاف مع النون *
* قنا *
بفتح قاف و نون و الف مقصوره لغت عربي است و بر چند معني آمده از ان جمله بمعني نيزه و جمع آن قنوات و قني بكسر قاف مانند جبل و جبال و بعضى اطبا كفتهاند كه بفتح و بقصر قصب است و واحد آن قناه به ها است و جمع آن قنوات و بر عود الطباشير يعنى قصب آن نيز اطلاق مىنمايند و بر شجرة الاشق نيز و كفتهاند خود اشق است و كفتهاند نوعى از اندوطاليس است و نيز كفتهاند اسم نباتى است برك آن شبيه ببرك نعناع و معروف نزد عامهء عرب بكلخ و نزد بعضى برطبهء يابسه و كلخ در حرف الكاف مع اللام ان شاء اللّه تعالى مذكور خواهد شد *
* قنابرى *
بضم قاف و فتح نون مشدده و الف و فتح باء موحده و راء مهمله و الف مقصوره لغت عربي است و كفتهاند لغت نبطي است بضم قاف و فتح نون مخففه و الف و كسر باء موحده و راء مهمله او يا نيز آمده و نيز آن را بعربي غملول و قملول و نملول و فوهق و شجرة البهق و بيوناني قيفهيمالون و برومي قبار و مبدوس و بخراساني برغثت و بفارسي بزند و بخند و بشيرازى سبزه و سوده و باصفهاني موجه نامند
* ماهيت ان
نباتى است كه در اول ربيع مىرويد و تا آخر آن مىماند و بغدادى كفته از بقول صحرائي است و برك آن كوچكتر از برك كاسني صحرائي و با اندك حدت و تلخي و كل آن سفيد باريك و تخم آن اغبر رقيق و نواب مغفو مبرور نوشتهاند برك آن شبيه سرمق است و ليكن املس نيست بلكه زغب خفيفي دارد و صاحب تحفه نوشته برك آن شبيه باسفاناخ و با اندك تندى و تلخي است به قدر شبرى و ساق آن باريك و كل آن سفيد ريزه و تخم آن در غلافى به قدر نخود در هر غلافى چهار عدد بسيار شبيه بخردل بهترين آن تازهء آنست كه در شاخهاى آن اندك سرخي باشد
* طبيعت ان
كرم در اول و خشك در آخر آن و بعضى در دوم خشك كفتهاند
* افعال و خواص ان
لطيف و جالي و مقطع و از ادويهء نافعه است جهت مبرودين و محرورين هر دو اعضاء الصدر و الغذاء و النفض منقي سينه و رئه از كيموسات غليظه و مفتح سدهء كبد و طحال و مدر بول و حيض و شير و عرق و آشاميدن آب آن اطلاق طبيعت و رفع يرقان و مغص و اخراج كيموسات غليظه مىنمايد و ضماد آن جهت بواسير و مغص و تحليل صلابات رحم نافع الزينة جهت كلف و بهق و وضح بهترين دوائي است ضماد او شربا و كفتهاند خوردن آن باندك زمانى و قليل ايامى وضح را زائل مىكرداند و بدستور تدهين آن جهت امراض مذكوره و زخم پستان السموم ضماد آن جهت نهش جميع هوام سمى