تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 700

مساهمون:

ص٧٠٠
به حدى كه بر معده ثقيل باشد ممنوع و مضر مصلح آن سكنجبين است

* قطف *

بفتح قاف و طا و فا لغت عربى است و نيز سرمق نامند معرب از سلمه و يا سرمك و يا سرمه فارسي است و بسريانى قفطا و بيوناني افيلوكبيون و افكركسيس و ديسقوريدوس اندرافكسيس و بقولى اطرافعس ناميده و بفارسي اسفناخ رومى و بهندى پانك و بقول ديكر ككروهن و كويند بهندى بتهوا بفتح باى موحده و ضم تاى مثناة فوقانيه و خفاى ها و بفتح واو و الف نامند

* ماهيت ان

نباتى است برى و بستانى برك آن سبز مائل بزردى و طولاني و زودشكن و ساق آن مانند پودنه بلند و كل و تخم آن با زردى و اندك لزوجت و شورى و منبت آن نزديك آبها و برى آن اقوى از بستانى

* طبيعت ان

در دوم سرد و تر و سردى و ترى برى كمتر از بستاني

* افعال و خواص ان

تناول برك پختهء آن سريع الهضم و مولد خلط صالح و موافق كبد حار و صفراوى مزاجان خصوصا با آب‌غوره و انار و مسكن عطش و صاحبان حميات حاره و طحال و رادع اورام حارهء حلق و سائر اورام باطني و ملين سينه و بطن و آب مشوى آن با شكر مسهل و ساق آن مفتح سدد و رافع اورام حارهء باطنيه و ظاهريه و حمره شربا و ضمادا و طلاء كه پارچه را با آب آن تر كرده مكرر بر عضو كذارند و آشاميدن آب آن با شكر مفتت حصاة كرده و مثانه و محلل ورم طحال و بادويهء مسخنهء غير محلله مبهى مضر مبرودين و مولد رياح مصلح آن ادويهء حاره عطره و طلاى عصارهء برك آن در حمام رافع جرب و حكه و آثار حادث در جلد و شستن جامهء حرير و پشمينهء رنكين به آب طبيخ آن پاك كنندهء اوساخ آن بدون تغير رنك و ضماد برك پختهء آن محلل اورام حاره و حمره و تخم آن در كرمى معتدل و در اول خشك

* افعال و خواص آن

مفتح سدد و مسهل و محلل لزوجات و اورام باطنيه و ظاهريه و مدر بول و مقئ قوى مرهء صفرا چون با مصلح آنكه نمك و آب كرم و عسل است بياشامند و چون بيست و يك روز هر روز دو مثقال آن را با ماء العسل بياشامند جهت تفتيح سدد و استسقا و يرقان مجرب و جهت عسر البول و تقطير آن و ضعف كرده و رفع التهاب احشا و حميات حاره و سموم مفيد و اكتحال آن با شكر به وزن آن جهت جرب نافع و بالخاصية آشاميدن آن مبهي و منعظ مقدار شربت آن از يك مثقال و نيم تا دو مثقال با جلاب و شكر و كلاب و سكنجبين و سائر اشربهء مناسبه و تخم برى آن را چون به قدر سه مثقال و نيم در نود مثقال آب بجوشانند تا بنصفه رسد پس بمالند و صاف كنند و بياشامند جهت اخراج مشيمه كه برنيايد و سه چهار روز يا زياده مانده باشد مجرب دانسته‌اند مصلح آن در اسهال و هيجان قئ نمك و عسل و آب كرم و كفته‌اند بقلهء آن بهتر از چغندر و سائر بقول است جهت آنكه زود منحدر مىكردد و اخراج مىيابد نه بسبب لزوجت بلكه تقويت تحليلى كه دارد مضر مبرود المزاج و معدهء بارد و مولد رياح غليظه مصلح آن پختن آن با چغندر و مطيب بافاويهء عطره و ابازير حاره نمودن و با آبكامه خوردن است

* قطف بحرى *

اهل شام آن را ملوخ نامند و كفته‌اند بتهوا هندى اين نوع است نه نوع اول و بيونانى ليمون و ملخ نيز خوانند

* ماهيت ان

نباتي است شبيه بعوسج و بيخار و برك آن شبيه ببرك زيتون و از ان شريف‌تر و خشنتر و باندك شورى و قبضى منبت آن بسواحل دريا و شوره‌زارها و اين بهتر از ان هر دو نوع است جهت آنكه موذى و مضر معده نيست بسبب ملوحت و قبضى كه دارد

* طبيعت ان

كرم در دوم و تر در اول

* افعال و خواص ان

خوردن اطراف و برك نازك ريزهء تازه‌تر آن خام و يا مطبوخ زياده كنندهء شير و مني و معين بر جماع و سبك بر معده و زود اخراج مىيابد بسبب اندك ملوحتى كه دارد و آشاميدن بيخ آن به قدر دو درم با ماء العسل جهت شدخ عضل و تسكين مغص و ادرار بول و رفع احتباس آن مفيد و بعضى قطف بحرى را ملوخيا و بعضي نوع صغير خطمي دانسته‌اند و هر دو غلط است و از پوست آن كساء مخطط