بزرك پر مغز تازهء آنست
* طبيعت ان
در دوم كرم و خشك و بعضى تر دانستهاند و حب آن در دوم كرم و تر و با رطوبت فضليه و كل آن كرم و تر و با قوت مفرحه
* افعال و خواص كل ان
امراض الراس و القلب و النفض و غيرها آشاميدن شراب آن به قدر بيست درم جهت ابتداى جنون و وسواس و خفقان حار و اختناق رحم مؤثر و از يك اوقيهء آن كفتهاند كه از غايت تفريح حالتي قريب بسكر بهم مىرسد الاورام و حرق النار ضماد آن بتنهائي و يا با برك تازهء آن جهت تحليل اورام و رفع حكه و آبله و سوختكي آتش و اما پنبه پس البسه بافتهء از ان و مخشو بدان و يا بافتهء ابريشم و يا پشم محشو پنبه خصوص تازه خوب ندافى نمودهء آن مقوى و مسخن و مجفف بدن و مصلب آن امراض الراس و موافق صاحبان امراض دماغيه و عصبانيه مانند رعشه و استرخا و فالج و كزاز و امثال اينها و بخور آن رافع زكام الاورام و الحكه و حرق النار و الجروح و القروح ضماد پنبهء سوخته كه به حد رماديت نرسد محلل اورام و رافع حكه و مانع آبله و سوختكي آتش و پر كردن آن در جوف قروح عميقه جاذب چرك از عمق و مجفف آن و ذرور آن قالع جراحات و مجفف اينها و پر كردن آن در جوف زخمهاى كهنه محلل و قاطع لحم فاسد زائد آن و جاذب چرك از عمق آن و بستن پنبهء كهنه كرم كرده بر اعضاى موجعه و اورام بارده هر عضوى كه باشد و بر قيلة الماء نيز مسكن و محلل آن با تكرار عمل خصوصا كه بر ان عضو اولا زنجبيل و زرنباد نرم كوفته پيخته خوب بمالند پس پنبه را كرم كرده بران بسته تا مدتي بكذارند و باز نكنند و بدستور پنبهء تازهء دانه جدا كرده را چون قدرى بكوبند و كرم كرده بر برك بيد انجير كرم كرده پهن نموده بر ورم بيضه بندند و همچنين تخم تازه از پنبه جدا كرده كوبيده اندك زنجبيل و آب بران پاشيده كرم كرده و چون فتيله از پنبه سازند و يك سر آن را بر ثآليل مسماريه كذارند و سر ديكر آن را آتش دهند كه كرمى و حدت آن بدان رسد و ليكن بسرحد احراق نرسد و تا سه روز بدان نحو داغ نمايند زائل كردد و حب القطن يعنى پنبهدانه امراض الصدر و الباه آشاميدن مغز مقشر آن ملين سينه و شكم و رافع سرفهء كرم و با دارچيني و شكر در مبرودين و با سكنجبين در محرورين مقوى باه مقدار شربت آن تا پنج مثقال و تدهين بدهن آن جهت رفع كلف و نمش و خراجات حادثه در صورت و ورق آن آشاميدن آب برك تازهء آن به قدر ربع رطل بدفعات خصوصا با شربت سيب حابس اسهال اطفال و غير اطفال و ضماد آن با روغن كل جهت نقرس و ضربان دايم بيعديل و با برك خرفه جهت اوجاع مفاصل حاره و بارده و جلوس در طبيخ برك تازه كوچك و اندك از بيخ آن جهت اختناق رحم و تسكين وجع آن و ذرور آن قاطع خون جراحات و ضماد جميع اجزاى آن مقوى معده و محلل و جاذب خون به ظاهر جلد الاذن چون شاخ پنبه را در كوش كذارند و طرف ديكر آن را بسوزانند آبى كه در كوش رفته باشد جذب كند و كفتهاند تخم آن مضر كرده مصلح آن خميرهء بنفشه بدل آن تخم كنكر است و در قرابادين كبير جوارش حب القطن و معجون آن و شراب زهر آن ذكر يافت
* فصل القاف مع العين *
* قعنب *
بفتح قاف و سكون عين و فتح نون و باء موحده بعربي نام شير است و نيز ثعلب نر را نامند و بفارسي ناخن باز و غافقى كفته اسم نباتى است كه بعجمى اندلس طرسه و در نسخهء ديكر طرنيه نامند
* ماهيت ان
نباتي است بر يك ساق ايستاده و برك آن قريب ببرك اسفناخ و زردرنك و بر سر شاخهاى آن سرهاى زردرنك و شاخهاى آن را مانند رازيانه مىخورند و طعم آن تفه با اندك شيرينى و در آخر اندك تلخى از ان محسوس مىكردد و نزد اهل باديه معروف بقلقاس است و قلقاس غير اين است و در فصل القاف مع اللام ان شاء اللّه تعالى مذكور خواهد شد
* قعبل *
بفتح قاف و سكون عين و فتح باء موحده و لام
* در ماهيت ان
اختلاف است و بعضي از اقسام فطر دانستهاند