و ديسقوريدوس كفته اسم نبطي دوائي است كه بيوناني سقراطيون نامند و آن بيخي است شبيه ببلبوس و ببزركى به قدر شلغم و سرخ رنك و تلخ طعم كه زبان را بكزد و برك آن شبيه ببرك سوسن و بلندتر از ان و نركس و كراث بزركى
* طبيعت ان
كرم و خشك در سوم
* افعال و خواص آن
در بعضى افعال قائم مقام بصل الفار است و كاه عصارهء بيخ آن را كرفته و با آرد كرسنه سرشته از ان اقراص مىسازند و به صاحبان جنون و طحال مقدار دو درم مىخورانند با ماء العسل كه به آب باران ساخته باشند و صاحب منهاج كفته نباتى است شبيه بساق كنكر و سفيد و سطبر و چون خشك شود مائل بزردى و سرخي كردد و بىبرك و بىكل و بىمزه كه در هنكام ربيع زمين را شكافته برميآيد و همان كه تازه برآمد مردم آن را اخذ مىنمايند و عرب آن را قصبة الصبغ نامند
* طبيعت ان
كرم و تر در دوم بعضى آن را پخته با ماست و سير كه مصلح آنست تناول مىنمايند طعم آن تفه با اندك حرافت است
* فصل القاف مع الفاء *
* قفر *
بفتح قاف و سكون فا و راء مهمله
* ماهيت ان
اسم جنس قار و عرق الجبال است كه عبارت از موميائي باشد و آنچه شبيه بدان بود در تكون و سلاجيت هندى نيز از ان جمله است و در حرف السين مع اللام ذكر يافت *
* قفر اليهود *
بفتح قاف و سكون فا و را و فتح يا و ضم ها و سكون واو و دال معرب كفر اليهود است و بسرياني يهودايا و برومي قرسطون و بيوناني برفيونينا نامند و در وجه تسميه آن كفتهاند كه چون از بحيرهء يهوديه كه قريه منيه نيز كويند قريب بقريهء كفرا كه در قديم الايام آباد بوده و حال خراب شده از اعمال فلسطين قريب به بيت المقدس از بين سنكهاى زير دريا مانند عنبر جوشيده برمىآيد و لهذا مسمى بقفر اليهود نمودهاند و آن دو قسم است يكى آنست كه دريا در زمستان در وقت هيجان بساحل مىاندازد و اهل آن بلد قدرى را از روى آب مىكيرند و قدرى بر خشكي افتاده و رنك اين بنفش مائل بسرخي براق و بوى آن شبيه ببوى نفط و حجريت برين غالب آنچه را از روى آب كرفتهاند بىآميختكي از سنكريزه و خاك مىباشد و آنچه را از كنار دريا از روى زمين برداشتهاند مخلوط مىباشد و اين ما دام كه بر روى آب و تازه است نرم و سيال مىباشد و چون برداشتند و كهنه شد منجمد و صلب مىكردد و قسم دوم آنست كه ساحل آن بحيره را حفر نموده برمىآورند و اين نيز ناصاف مىباشد مانند موم با آب كرم بر آتش صاف مىنمايند و اين صافى و تيره رنك مىباشد و براقي بسيار ندارد و بوى آن شبيه ببوى قير عراقي است و انطاكي مخصوص به بحيرهء طبرستان و ساحل آن دانسته و كفته كه از زمين قدس نيز مىآورند و بهترين آن و مستعمل در ترياق فاروق بنفش براق سريع التفتيت و سنكين و خوشبوى آنست كه بوى نفط از ان آيد و خالي از سنكريزه و خاك باشد و كهنهء آن سياه و زبون آن را مغشوش بزفت و قير نيز مىنمايند و مغشوش آن نيز سياه مىباشد و آنچه از جبال حاصل مىكردد كه عرق الجبال نامند از اقسام موميائي است الطف و اقوى از قفر اليهود است
* طبيعت ان
در سوم كرم و خشك
* افعال و خواص آن
قائم مقام زفت و قير و قطران و عنبر دانستهاند و در جبر و كسر و رض لحم و ضربه و سقطه قريب بموميائي است و بجاى آن مستعمل اعضاء الراس دخان آن رافع زكام و نزله و محرك صرع معتادين آن و لطوخ آن و اكتحال آن جهت الصاق شعر منقلب در جفن و شعيره و جلاى بياض و تجفيف رطوبات عين و كذاشتن آن بر دندان و سنون بدان جهت درد دندان كرم خورده و خوشبوئى دهان و رفع رائحهء كريههء آن و طلاى آن بر اعصاب و اعضاى مسترخيهء ضعيفه نافع اعضاء الصدر آشاميدن آن مسكن درد سينه و سرفهء كهنه و ربو و ضيق النفس و عسر آن و قرحهء رئه و اعانت بر اخراج نفث و مدهء سينه و اورام لوزتين و خناق بلغمي و سوداوى و جهت نفث الدم و نزف الدم