آن سفيد كردد و طعم دانهاى آن اندك تند و خوشبو و بعد خائيدن آن دهن اندك سرد كردد و چون كهنه شود مائل بتلخى شود و حدت رائحهء آن رو بكمى و پوست آن ميل بسياهي آورد تا آنكه بدبو و بيطعم و قوت آن باطل كردد و بالجمله قوت آن تا سه سال مىماند
* طبيعت ان
در دوم كرم و خشك و با قوت ترياقيت و قابضه
* افعال و خواص ان
مفرح و ملطف و جالى و محلل و خوشبو كنندهء عرق و رائحهء دهان اعضاء الراس نفوخ كوبيدهء آن در بيني كه عطسه آورد جهت صداع ريحى و صرع و اغما و ذرور آن در كوش جهت تسكين وجع آن و مضغ آن خوشبو كنندهء دهان و پوست و دانهء آن مقوى لثه مضغا و ذرورا اعضاء الصدر و الغذاء و الفض ناشف رطوبات صدر و حلق و معده و مقوى قلب و جهت خفقان بارد و تقويت معده و تسخين و رفع بلت آن و غثيان و تهوع و قئ و وجع معده بارد ريحي و آوردن جشا و انهضام طعام به تنهائي و يا با ادويهء مناسبه و حابس بطن خصوص بريان كردهء آن و با آب مصطكى و آب انار جهت قئ و غثيان و تقويت معده و جوش دادهء نيم كوفتهء آن خصوص با پوست در كلاب و يا آب جهت رفع غثيان و تهوع و هيضه و قئ و بدستور با برك پودنه و يا نعناع با آب و يا با كلاب جوش داده يك درم آن با سكنجبين سه روز جهت اوجاع باردهء كبد و تفتيح سدهء آن و با تخم خيارين اجزاى متساوى روزى دو درم با سكنجبين جهت اخراج سنك كرده و مثانه الزينة اكل و ذرور آن خوشبو كنندهء عرق و در همه افعال اقوى از كبار آن مكر در تقويت معده و اطبا برعكس اين نوشتهاند شايد قاقلهء كبارى كه در حبشه و زنج و جاهاى ديكر غير بنكاله مىشده باشد چنان بود و آنچه در بنكاله مىشود و مكرر بتجربه رسيده نه چنين است كه ذكر يافت مضر صدر و رئه مصلح آن كثيرا مقدار شربت آن يك درم تا يك مثقال بدل آن نصف آن كبابه و نصف آن حب بلسان و به وزن آن قاقلهء كبار است و صنف سوم قاقلهء كه نوشتهاند تا حال ديده نشده كه ماهيت و خواص آن تحرير يابد *
* قاقلى *
بفتح قاف و الف و كسر قاف ثاني و فتح لام مشدده و الف مقصوره و بتخفيف لام و بضم قاف و كسر لام و يا نيز آمده لغت قبطى است و به عربى قلام كرمان و فلاح و رجل القروح و به فارسى كاكل و كاكسر و شابانك و نيز بفارسي و تركي شورد و بيوناني مروسيمون و برومى آورد قيون نامند
* ماهيت ان
نباتى است شبيه باشنان و حرف و بزركتر و سبزتر از ان و رطوبت اين زياده بران و با شورى و بورقيت و تلخي و قبضي اندك و ربيعى است و در جوزا مىرسد و مردم با ماست و شير مىخورند و شتر بدان راغب و موافق مزاج آن و منبت آن شورزارها و خرابها
* طبيعت ان
در آخر دوم كرم و خشك و بغدادى در اول نوشته
* افعال و خواص آن
اعضاء الغذاء خوشبو كنندهء جشا و هاضم آنچه در بطن باشد و قليل الغذاء با بورقيت و لزوجت و لهذا مسهل و مخرج ما فى البطن است و آب افشردهء آن مسهل ماء اصفر و يك اوقيهء آن تا نيم رطل با آب نقوع زبيب و شكر سرخ رافع ترهل و ضعف معده و درد كمر و پشت و ورك اكر تپ نباشد و ثقلي در معده احداث مىنمايد بسبب لزوجتى كه دارد و بايد كه عصارهء آن را جوش ندهند كه قوت آن باطل مىكردد بلكه جوش نداده بياشامند و بعضي يكرطل عصير آن را با ده درم شكر سرخ مىآشامند و فعل قوى مىنمايد و جيش بن الحسن كفته با شكر سرخ و لبلاب و شاهتره فعل آن اقوى است اعضاء النفض مدر بول و شير و زياده كنندهء مني و محرك باه خوردن تر و تازهء آن و كفتهاند مجفف و مسخن و قاطع منى است مانند سداب و مبرد قوى است مانند كاهو و كافور و تخم آن در اسهال زردآب اقوى و كفتهاند فعل آن مانند فعل كشوث است مقدار شربت از جرم آن تا سه درم و از آب عصير آن دو ثلث رطل با ده درم شكر سرخ و يحتمل كه اين ردونتى باشد كه در حرف الراء مع الدال المهملة ذكر يافت زيرا كه بسيار مشابه آنست *