تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 673

مساهمون:

ص٦٧٣
از شاخهاى آن جدا نمايند چنانچه از شاخهاى اشجار ديكر مىكنند دست مجروح كردد و ساق آن بيخار و مانند نى و شتر آن را نخورد مكر در سالى كه باران كم بارد و نباتات كم رويد و چون مواشي از ان چرا نمايند و بخورند فربه كردند و كل آن زرد فام و در ان قطعهاى سرخرنك و ميوهء آن از كل آن بيرون مىآيد و رنك آن بهيئت هستهء خرما و كثيرا صمغ آنست

* طبيعت ان

در دوم كرم و خشك صاحب اختيارات بديعي كرم و تر كفته

* افعال و خواص ان

آشاميدن آب آن جهت سرفه و ضيق النفس و قرحهء رئه و طلاى آن با سركه و عسل جهت بهق و رفع آثار جلد نافع و بيخ آن با دهنيت و تازهء آن مانند مشعل مىسوزد بدون روغن

* فصل القاف مع الثاء المثلثة *

* قثاء *

بكسر قاف و فتح ثاء مثلثهء مشدده و الف ممدوده بفارسي خيارزه و بيوناني قيموطمشور و بسرياني بوصيني و برومي قوميا و بهندى ككرى نامند

* ماهيت ان

معروف است كه نبات آن از قبيل نجم و بياره است مانند خيار بادرنك و مشابه آن الا آنكه برك آن از ان املس و اندك كوچكتر و ثمر آن دو نوع مىباشد يكى بزرك طولاني ضخيم اللحم قليل البزركه در اول فصل ربيع مىرسد و اين را خيارزه كازروني نامند و دوم از ان كوچكتر و لحم آن نازكتر و تخم آن بيشتر در اواخر تابستان مىرسد و اين را خيارزهء نيشاپورى نامند و اين شيرين‌تر و لطيفتر از اول است و از هر دو نوع بعضى مغز ما بين و تخم آن تلخ مىباشد و نيز هر دو نوع بعد كمال رسيدن و پخته شدن ترش مىكردند خصوص نوع دوم و كفته‌اند بهترين آن نازك طولاني باريك املس كازروني است و زبونتر آن نيشاپورى مخطط خشن آن و تخم آن بهتر از تخم خيار و لطيفتر از قثد و سريع‌الهضم‌تر از ان و مولانا نفيس كرماني كفته كه قثاء خيار است و آن بطيخ خام مستدير است كه خام بود و هنوز نرسيده باشد و اين قول نادر است و نزد عوام شيراز اين مشهور بكم بزه و هوكو و كركو است نه خيارزه

* طبيعت ان

در آخر دوم سرد و تر و مغز آن ارطب و الطف از لحم آن و ترش آن ابرد و ارطب و سريع الاستحاله بفساد و خلط غالب

* افعال و خواص آن

در كافى از حضرت ابي عبد اللّه عليه السلام مروى است كه فرموده‌اند كه حضرت رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله فرمودند بخوريد خيار را با نمك و در حديث ديكر وارد است كه حضرت ابي عبد اللّه عليه السلام فرمودند كه قثاء را از اسفل آن بخوريد كه بركت آن اعظم است اعضاء الغذاء و النفض جالي و مسكن عطش و حرارت و صفرا و التهاب و حدت خون و جكر است خصوص مغز رسيدهء آن و نيكو است از براى معدهء حار و اوجاع مذاكير و مثانه و ليكن قليل الاستمرا است و ملين بطن و مدر بول خصوصا سنك كرده و مثانه و رمل آن و مغز تلخ آن درين امر اقوى است زيرا كه جلاى آن زياده است از ترش آن و ترش آن از شيرين آن و آشاميدن بيخ آن به قدر دوابولوسات با ماء العسل قئ خلط بلغمي رقيق نمايد المضار نفاخ بطئ الهضم و الاستمرا و ردى الكيموس و سريع العفونت و مهيج حميات مزمنه و صعبه و بطيخ سريع الاستحاله‌تر بفساد است از ان مصلح آن نمك و نانخواه و زبيب و رازيانه و مقشر نمودن آنست در مبرودين و در محرورين سكنجبين و تخم آن مدر و مفتح و جالي و منقي عروق از مواد لزجه و قويتر از مغز و لحم آن و از تخم قثد ضعيف‌تر و از تخم خربزه و با اندك قوت محركهء مواد ساكنه و پوست و كوشت آن مولد رياح و قولنج و وجع خاصره و ديرهضم و خلطي كه از ان بهم رسد مستعد عفونت باشد و در اكثر افعال مانند قثد است مصلح آن عسل و كموني و جوارش عود و اشياى مذكوره و برك ان جهت سك ديوانه كزيده و سلع بلغمي و با عسل جهت شرى بلغمي و خشك كردهء آن جهت اسهال صفراوى نافع *

* قثاء الحمار *

لغت عربي است و نيز بعربي مشط الذئب و صاب و بفارسي خيارزهء اسپند و خيارخر و سماهنك و كربز