تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 668

مساهمون:

ص٦٦٨

* افعال و خواص ان

آشاميدن آن محدث نفث الدم و رعاف و كشندهء سك است به زودى و سائر حيوانات و انسان نيز

* قار *

بفتح قاف و الف و راء مهمله و نزد عوام معروف بقيرست و كسى كه آن را رال هندى دانسته توهم كرده زيرا كه رال صمغ درختى است و آن را لعل معبرى و قيقهر و قنقهر خوانند و ان شاء اللّه تعالى در همين باب خواهد آمد

* ماهيت ان

چيزى است سياه رنك مائل بسرخي كه از زمين با آب كرم از چشمه مىجوشد و در بلدهء هيت و نواح آنكه بر كنار شط فرات واقع است كثير الوجود و آن در حين برآمدن سيال مىباشد و بعد از ماندن زماني صلب مىكردد و بعضى مردم براى آنكه زود صلب و قابل آن كردد كه بر كشتيها و ديوارها و صحن حمامها و حوضها بمالند چنانچه رسم و مدار اهل بصره و بغداد و نواح آنها برآنست قدرى خاك داخل مىنمايند و قوت آن تا سي سال باقي مىماند و قريب است بقفر اليهود

* طبيعت ان

در سوم كرم و خشك رقيق آنكه سيال نامند احر اصناف آن است و صلب آن را جبهي كويند و خشك آن نيز قابض‌ترين اقسام مطبوخ سيال آن با تراب براى صلابت قوت قبض آن متوسط و تحليل آن زياده

* افعال و خواص ان

اعضاء الراس مضغ آن منضج اخلاط لزجه و جالب رطوبات رقيقه از دماغ و عضل فكين و برودت آنها و ثقل زبان و لكنت و عسر تكلم و ضرس يعنى بيحسي دندان و فساد لثه را زائل كند و رنك‌رو را نيكو سازد و نيز اخلاط لزجه صدر و انضج دهد اعضاء الغذاء و نيز مضغ آن معين بر هضم و مسخن معده و بلع آن پراكنده كنندهء رياح و مانع تغير آب و طعام و فساد هواى وبائي و اعانت بر هضم و تقويت معده و كبد و طحال و آشاميدن آب در ظرف قير اندود مانع غلظت و تغير و دافع ضرر آن و رافع طاعون و استسقا و محلل نفخ رياح و مسخن اعضاى باطنى است و كفته‌اند نكاهداشتن آب در ظرف قيراندود مانع غلظت و تغير آن و مداومت اكل آن مورث قروح مثانه و كاه مؤدى بسحج امعا مىكردد و سزاوار است كه كسى كه ارادهء خوردن آن داشته باشد با بعض ادهان مناسبه حل كرده بخورد تا باعث قرحه و سحج نكردد مقدار شربت آن تا يك مثقال و زياده بران مجوز نيست بدل آن قفر اليهود و در سائر خواص نيز مانند آن و ضماد آن منضج دماميل و خراجات و دبيلات و محلل اورام و جابر كسور و زائل‌كننده وجع ضربه و سقطه و ساختن شراب درخم قيراندود باعث رقت و سرعت خروج آن از بدن و هركاه غليظ القوام باشد نيكو است از براى مبرودين و بلغمي مزاجان و خمار آن خفيف‌تر *

* قاطانيقى *

بفتح قاف و الف و فتح طاء مهمله و الف و كسر نون و سكون ياء مثناة تحتانيه و كسر قاف و يا و قاباطيقي نيز آمده بلغت يوناني بمعني كف العقاب است

* ماهيت ان

نباتى است برك آن كوچك شبيه ببرك آس و زيتون و دو صنف مىباشد صنفى ثمر آن شبيه بكرسنه و بيخ آن باريك مانند بيخ اذخر و شش و يا هفت سر دارد و چون خشك شود منحني كردد سر آن بسوى اسفل و در شكل شبيه بناخنهاى حدأة مرده و صنفى ديكر سر آن مانند سيبى كوچك و بيخ آن مانند تخم زيتون و برك آن نيز شبيه ببرك زيتون در رنك و شكل و بزركتر از ان و ثمر آن كوچك به قدر نخودى و سرخ و سوراخ سوراخ

* افعال و خواص آن

آشاميدن آن به شرط آنكه در حين آشاميدن به قصد محبوب و مادر او بياشامند باعث محبت و تعشق است و در بلاد انطاليه آن را مستعمل دارند در دوستي و كفته‌اند تعليق آن مانع تعشق است *

* قاقاليا *

بفتح دو قاف و دو الف و كسر لام و فتح يا و الف لغت يوناني است و بعضى كفته‌اند كه آن بقلة الاوجاع است و شايد غير آن باشد

* ماهيت ان

نباتى است برك آن سفيد و بزرك و ساقي از وسط برك آن ايستاده روئيده و بران كلى شبيه بكل نباتى كه آن را بروانيا نامند و چون كل آن ريخت حبى از ان ظاهر مىكردد و آن را بيخي است با قوت مجففه و بى