رنك و چون پخته كردد سياه شود و چون بركهاى آن بريزد دانهء آن طولاني كردد و سرخ براق و اين هنكام آن را برشكين نامند و اين نيلوفر هندى نيست ورته هم نيست و صاحب اختيارات نيلوفر هندى دانسته و سهوى است او را
* طبيعت ان
بقول بغدادى كرم و خشك در سوم و بقول انطاكي در دوم كرم و معتدل و يا يابس در اول
* افعال و خواص ان
مفتح سدد و منقى دماغ و ضماد آن مزيل صداع و استرخاى عصب و آشاميدن آن جهت خفقان و غشي و استسقا و رياح بواسير شربا و بخورا و طلاء و استعمال تخم آن موى را دير سفيد مىكرداند و طحال و وجع كبد را بر طرف مىسازد شربا و ماليدن برك سائيدهء آن بر بدن باعث خوشبوئى و عدم توليد سپش است و حكيم عبد الحميد در حاشيهء تحفه نوشته كه ياسمين مضاعف را بهندى راىبيل نامند و تخم آن به قدر دانهء نخودى است نه به قدر فندقي و آنچه بر فقير بعد از تتبع بسيار در بلاد هند معلوم كرديده آنست كه فل بفتح فا معرب از پهل هندى است و آن ميوه است مشهور و در بلاد دكهن و بنكاله بهم مىرسد بسيار خوشبو شبيه ببوى كلاب و لهذا آن را كلاب پهل مىنامند و آن در اول سرد و تر و مقوى قلب و معده و مسرت افزاى روح حيواني و نفساني و تخم آن به نحوى است كه صاحب تحفه نوشته منقول از بغدادى و مؤلف كويد يحتمل كه كلاب جامون باشد زيرا كه ماهيت ان بسيار مشابه به آنست و كلاب جامون در حرف الجيم در جامون ذكر يافت و تخم آن دو قسم مىباشد بعضى سبز پستئ رنك و بعضى سفيد *
* فلز *
بكسر فا و سكون لام و زاى معجمه در لغت بمعني سفيدروى و مس سفيد است كه از ان ظروف ريخته مىسازند و مفرغ نيز نامند و فلز بتشديد زاى معجمه و كسر لام بمعني ريم آهن و ريم معادن كدازنده است و هر كوهرى كه در كان خيزد در اصطلاح آن را اجسام معدني نامند و هريك را معدنى مخصوص است و وزن هريك متفاوت اعم از آنكه متطرق بالفعل باشد يا بالقوه كه باعمال مخصوصه قابل كداز و تطرق يعنى چكشكير كردد و اقسام متطرق را مطلقا متطرقات و معدن سبعه نامند و فى الحقيقت هشت نوعاند كه از هفت معدن حاصل مىشوند طلا نقره قلعى سرب آهن روى توتيا مس روى و هر دو از يك معدن حاصل مىكردند و جهت اختلاف و تعددشان تفاوت و اختلاف وزن هريك است اما مس از كداز جسم معدني بهم مىرسد و روى خود در معدن بهم مىرسد و ازين جهت آن را بفارسي روى و مس رست نامند و بيونانى طاليقون و آن در نهايت زردى است و از تاب آتش سياه مىكردد و لهذا بعربي آن را صفر نامند و مس دو نوع مىباشد يكى سرخ و يكي مائل بزردى و هر دو در وزن سبكتر از روىاند و مس سرخ نرمتر از مس مائل بزردى است و از فرنك كه معدن آنست سه نوع مىآورند يكي قلمها و آن نرم سرخ اعلى است دوم تختهاى بزرك و اين در خوبى و سرخي از ان كمتر و سوم قرصهاى بزرك پهن و اين از همه زبونتر است و از مس سفيد نيز ظروف ساخته مىآورند و ليكن اين شكننده است و متطرق نيست و بعد از يكدو سال زرد كم رنك مىكردد و متطرق بالقوت سيماب است كه باعمال مخصوصه متطرق و قابل كداز مىكردد پس فلزنه نوع شدند و معدن هشت با سيماب و چون روى كمياب است اكثر اشتباه به مس زرد مىنمايند
* طبيعت و افعال و خواص
هريك در جاى خود مذكور شد و مىشود ان شاء اللّه تعالى *
* فلفل *
بضم فا و سكون لام و ضم فا و سكون لام و بكسر هر دو فا نيز آمده معرب پلپل فارسي است و بسرياني پلپلي و بيوناني بشوريقون و ارنيفس نيز و بهندى مرچ و كول مرچ يعنى فلفل كرد نامند
* ماهيت ان
ثمر هندى است يعني در بعضى بلاد هند و بنكاله و جزائر ملك دكهن بهم مىرسد و نبات آن دو نوع شنيده شده يكى شبيه بنبات دار فلفل و لبلاب و بر مجاور خود مىپيچد يعنى از قبيل نجح و بياره و برك آن شبيه ببرك تانبول و از ان كوچكتر و در ملاست از ان كمتر و صنوبرى شكل شبيه ببرك