و تدهين بدهن آن نيز و حكماى هند مىكويند چون بيش را مكرر با فلفل و آب زنجبيل تازه سحق بليغ نمايند رفع سميت آن مىشود و كفتهاند چون مار كزيده آن را بخايد اكر حدت آن را دريابد زهر در ان چندان اثر ننموده و اكر در نيابد زهر بسيار در ان عمل نموده و اين امتحان قوى است از براى استخلاص از سم و يا تاثير آنكه تا بچه حد است المضار مصدع محرورين و مخشن صدر و حلق و مضر جكر حار و كرده و كسانى كه خون در ابدان ايشان وفور نداشته باشد و جهت جراحت باطني و المى كه در مجارى بول داشته باشند و مجفف مني در فصل كرما و جوانان محرور المزاج را و امراض حارهء حاده مصلح آن ادهان بارده و در مبرودين عسل مصفى مقدار شربت آن تا يك مثقال بدل آن زنجبيل و دار فلفل است و سفيد آن بهتر است از براى امراض معده و طحال و سموم از سياه آن بدل سياه آن يك و نيم وزن آن سفيد و جوارشات فلافلي و دهن الفلفل و مخلل و معجون آن در قرابادين كبير ذكر يافت *
* فلفل السودان *
بضم سين و سكون واو و فتح دال مهمله و الف و نون
* ماهيت ان
كفتهاند دانه است املس شبيه بحلبان و غلاف آن مانند غلاف آن و تند طعم با اندك تلخي و نبات آن ثمنشي كوچك و منبت آن بلاد حبش و سودان است و از انجا بمصر مىآورند و اهل بلاد بجاى فلفل مستعمل دارند
* طبيعت ان
در آخر دوم كرم و خشك
* افعال و خواص ان
محلل رياح غليظه و بلغم لزج و مفتح سدد و با عسل محرك باه و جهت درد دندان و حركت آن و قولنج و ايلاوس نافع مضر حلق مصلح آن عناب و معدل مبرودين و مقدار شربت آن تا دو درم و حكيم مير عبد الحميد نوشته كه بهندى آن را كاچمرچ نامند و نبات آن ما بين شجر و كياه تا به دو ذرع است و نهايت سه ذرع و برك آن مانند برك ريحان سبز و كل آن سفيد مانند كل آلوچه و از ان بسيار ريزهتر و ثمر آن طولاني تا به قدر دو بند انكشت و مستدير صنوبرى شكل مخروطي طرف متصل بشاخ غليظتر از طرف بالاى آن و در خامى سبز و بعد از رسيدن سرخ براق مىكردد و تخم آن سفيد شبيه بتخم جوزماثل و از ان كوچكتر و آن ثمر در غايت حدت با اندك تلخى است و در خواص مانند دار فلفل و حرارت اين زياده از ان است و پختن ماهي بدان مصلح ضرر ماهى است و در خواص ديكر به نحوى است كه صاحب تحفة المؤمنين نقل از بغداى و انطاكي نموده و نوشته و مؤلف كويد كسى كه كاهي آن را نخورده و محرور المزاج باشد به مجرد رسيدن آن به زبان او و يا به چشم او سوزش بسيار مىكند و تورم بهم مىرساند و نيز نوعى ديكر از فرنك تخم آن را مىآورند و در بنكاله در بعضى باغچها مىكارند برك آن از ان اندك عريضتر و ثمر آن مدور به قدر آلوى سياه و پوست آن بعد رسيدن سرخ و با شكنج مىباشد و حدت اين اندك كمتر از سرخ طولاني آنست *
* فلفل الماء
* ماهيت آن
فلفلي است كه در آبهاى ايستاده غير جارى مىرويد و لهذا آن را فلفل الماء نامند برك آن شبيه ببرك بيد و نرم نازك و ساق آن پركره و شاخهاى آن به قدر ذرعى و دانهء آن ريزه و مجتمع شبيه بخوشه و طعم آن تند شبيه بطعم فلفل و بيعطريت و بعضى عوض فلفل و افاويه خشك آن را با زيت سوده در اطعمه استعمال مىنمايند و قائم مقام آنست و آنها را خوش طعم و رايحه و سريع الهضم مىكرداند و بيخ آن طولاني و بيمنفعت
* طبيعت ان
در دوم كرم و خشك
* افعال و خواص ان
اعضاء الغذاء مسخن معده و جكر و هاضم شربا و ضماد برك و ثمر آن محلل اورام بلغميه و صلبه برآمده و رافع آثار و كمنة الدم تحت عين الزينة ضماد بيخ آن جهت رفع كلف و نمش مزمن صلب قوى الاثر مقدار شربت آن تا دو درم است
* فلفل مويه *
بضم ميم و سكون واو و فتح يا و ها بهندى پيپلامول بلام و پيپلامور براء مهمله نيز نامند و مول و مور بلغت