تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 661

مساهمون:

ص٦٦١
اهل هند اسم بيخ است و پيپل نام دارفلفل يعنى بيخ دارفلفل و دارفلفل در حرف الدال ذكر يافت

* ماهيت ان

بيخي است كرهدار و بعضى متشعب و اغبر و مغز آن سفيد و ريشه‌دار و تندطعم بهترين آن تازه سفيد تند طعم سنكين صلب آنست

* و در طبيعت و خواص

و مقدار شربت و مصلح قريب بدار فلفل امراض الراس سعوط آن جهت صرع و سكته و خائيدن آن بتنهائي و يا با مويز و يا غرغرهء آن با طبيخ مويزج جاذب و قالع بلغم از دماغ و جهت امراض مذكوره نافع اعضاء الغذاء و النفض و غيرها مشهي طعام و هاضم آن و حرارت معده را برافروزد و جهت قولنج و رياح بارده و امراض طحال و ورك و عرق النسا و نقرس و اوجاع بارده و ريحيه و تشنج شديد النفع و قويتر از دارفلفل شربا و ضمادا بدل آن به وزن آن نارمشك و دو ثلث آن سورنجان و ثلث آن مغز حب القرطم و دار فلفل نيز كفته‌اند مضر محرورين و مقلل نور بصر و مني است

* فصل الفاء مع النون *

* فنجيون *

بفتح فا و سكون نون و كسر جيم و ضم ياء مثناة تحتانيه و سكون واو و نون و فنجريون نيز آمده

* ماهيت ان

نباتي است برك آن شبيه ببرك لبلاب كبير كه آن را قسوسي نامند و از ان بزركتر و از هفت عدد زياده نمىشود و طرف ملاصق بر زمين آن سفيد و طرف بالاى آن بسيار سبز و با زوائد و زواياى بسيار و در بهار از ميان بركهاى آن ساقي مىرويد به قدر شبرى و كل آن زرد و زياده بر ده روز نمىماند و لهذا تصريح نموده‌اند كه بي كل و بي ساق مىباشد و بيخ آن باريك و در مواضع نمناك بهم مىرسد تند طعم و تلخ و با قبض و تازهء آن مستعمل و خشك آن را حدت و تلخي زياده نواب علوى خان معتمد الملوك قدس سره نوشته‌اند يمكن اين نبات صنفى از تنباكو باشد

* طبيعت ان

در سوم كرم و خشك

* افعال و خواص آن

محلل رياح الصدر نكاهداشتن قليلي از بيخ و برك آن در دهان جهت سرفهء مزمن و ضيق النفس و نفس انتصاب و ربو و قرحهء سينه و تحليل رياح و بخور خشك آن و استنشاق دود آن نيز همين اثر دارد و ضماد آن محلل و كشايندهء اورام دملها و التيام دهندهء زخمها و خمول آن با عسل مخرج جنين زنده و مرده است *

* فنك *

بفتح فا و نون و كاف لغت عربى است و بفارسي دله و بتركي قرقاس نامند

* ماهيت ان

پوست حيوانى است از سنجاب بزركتر و از بلاد روس و ترك آورند و رنك آن سفيد و سرخ و ابلق و خوشبوترين پوست حيوانات است بغدادى كفته كوشت آن شيرين است و بعضي كفته‌اند فروثعلب روس است و بعضى كفته‌اند پوست نوعى از كربه است و انطاكي كفته پوست طائرى است سفيد رنك بسيار نرم و از ان پوستين مىسازند بسيار سفيد مىباشد

* طبيعت آن

بقول انطاكي كرم در سوم و معتدل و يا خشك در ان

* افعال و خواص ان

پوشيدن آن مسخن بدن و ملطف و محلل اخلاط بارده و جهت فالج و لقوه و رعشه و خدر و نافذ حميات و نرمي بشره و بخور آن جهت طرد هوام نافع و كوشت آن ردى و در ان منفعتي نيست و بقول انطاكي و غير آن كرم و معتدل‌تر از سمور و سردتر از ان و كرم‌تر از سنجاب و قاقم

* افعال و خواص ان

پوشيدن آن موافق جميع امزجه خصوصا پيران و اطفال را و خوردن كوشت آن مغثي است *

* فصل الفاء مع الواو *

* فو *

بضم فا و سكون واو مشدده لغت يوناني است و بيوناني بثوريدوس و فوله نيز و بلسان اهل خوارزم زوله و بفارسي شيستره و بيخ سنبل و بهندى چهال كرى نامند

* ماهيت ان

نباتى است شبيه بانوساليون يعني كرفس جبلي عظيم الورق و ساق آن زياده بر ذرعى و املس و مجوف مائل ببنفشي و پر كره و كل آن شبيه بنركس و از ان بزركتر و رنك آن سفيد به بنفشي آميخته و