* شربين *
بضم شين و سكون راء مهمله و كسر باء موحده و سكون ياء مثناة تحتانيه و نون لغت فارسي است بيوناني قادرس و بفرنكي سندر و بلغت اسلامآباد چاتكام كه مضاف بنكاله است كرجن نامند
* ماهيت آن
از اصناف سرو است برك آن از ان عريضتر و ثمر آن شبيه ببار سرو و از ان كوچكتر و قطران حاصل از ان بهترين قطرانها است و بعضى آن را از اقسام صنوبر دانستهاند و بلند بسرو اشبه و از ان كوچكتر و در اصفهان معروف بدرخت نوش است و قسمى ديكر از ان كوچكتر و خاردار و ثمر آن به قدر كردكان و آن را عرعر برى نامند و كفتهاند درخت شربين تا پنجاه سال مىماند و در كتاب فرنكي مصور ديده شد نوعى را كه ثمر آن شبيه بثمر كاج و بزركتر از ان بود و شاخهاى آن متراكم پر برك با بركهاى باريك اندك بلند
* طبيعت اقسام آن
در اول سوم كرم و خشك
* افعال و خواص آن
آب مطبوخ شاخ آن جهت قروح ظاهرى و باطنى و سستي اعضا و ضعف معده و جكر و رياح غليظ و با طلا جهت كزيدن ارنب برى و لعوق آن جهت داء الفيل و بدستور لطوخ آن جهت منع ريختن موى و رفع قمل و تحليل اورام و امراض مقعده و رحم و مضمضه بطبيخ برك و ثمر آن با سركه جهت درد دندان و ضماد آن جهت خناق و ورم لوزتين و با نمك جهت نهش مار شاخدار و ذرور آن جهت رفع نزف الدم و اعيا و التيام قروح و خوشبوئى رائحهء بدن و احتقان بطبيخ آن جهت كشتن سائر ديدان موثر و ثمر آن قابض و مدر بول و مخرج مشيمه و جهت سعال رطوبي و علل كبد و كزيدن ارنب برى نافع و لطوخ ثمر آن با شحم ايل و با مغز سر آن بر تمام بدن جهت عدم مضرت هوام موذى نافع و مورث صداع و هزال مصلح آن فواكه ترش و كشنيز است و احوال قطران آن در حرف القاف مع الطا در قطران مذكور خواهد شد ان شاء اللّه تعالى و اهل بنكاله و فرنك قطران آن را كه روغن كرجن نامند بر چوبهاى عمارات و كشتيها براى محافظت از كرم خوردن مىمالند و داخل رنكها نيز نموده بر كشتيها مىمالند *
* شراب *
اسم اصطلاحي خمر است و نيز شراب را بر شربت معمول مطبوخ آب ميوها و يا ادويهء رطبه و يا يابسه در آب پخته صاف كرده با شيرهء نبات و يا قند و يا عسل و يا مانند آنها بقوام آورده اطلاق مىنمايند
* شريفه *
بفتح شين و كسر را و سكون ياء مثناة تحتانيه و فتح فا و ها آن را سيتاپهل نيز نامند
* ماهيت ان
اسم هندى ثمرى است هندى شبيه بثمر صنوبر كه بفارسي كاج نامند و پوست آن صلب خشن و مقطع بهم پيوسته و بعد از رسيدن نرم و از هم بعضى جدا مىكردند و بعدد قطعهاى آن در جوف آن دانها است و بر هر دانه رطوبتى و پيوسته به باطن پوستها نيز رطوبتى غليظ لزج دانهدار و در زير آن پرده اندك نازك لزج و در جوف آن تخمى سياه رنك اندك طولاني به قدر لوبيا و حب الخروع و مغز آن سفيد و درخت آن پريشان با شاخهاى بسيار و تا بسه قامت بلند مىشود و برك آن از برك ساذج عريض تر و اندك كوتاهتر و نازكتر و بهترين ثمر آن بزرك باليدهء رسيدهء شيرين بزرك دانه پر رطوبت آنست
* طبيعت ان
در دوم كرم و تر با رطوبت لزجه
* افعال و خواص ان
اندك مسخن و مخرب معده و محرك مواد ساكنه و ملين طبع خصوص با پردهء بالاى تخم آن خوردن نفاخ و بطى الهضم و اكثار آن مولد خون بلغمي لزج سوداوى و محدث حميات و دماميل و جرب و قوبا و امثال اينها و تخم آن را چون بسايند و بر سر بمالند شپش آن را بكشد و دفع نمايد و ليكن بايد كه احتياط نمايند كه به چشم نرسد كه سوزش و ورم مىكند و فرزجهء آن مسقط جنين است و مجرب