الرائحه در اقماع سبزى و ثمر آن به قدر نخودى مدور و تخم آن سياه باريك و بيخ آن بزرك بيرون آن سياه و اندرون آن سفيد با لزوجت كه چون در آب زنند از ان كفى مانند صابون برآيد و از ان كماذران جامه شويند خوب پاك كردد و در دمشق و نواح آن بسيار و آن را صابون القاف نامند و منبت آن جاهاى نمناك و سايه و كنار آبها و ميان آنهاست و كفتهاند كه قسمي از عرطنيثا است و غير چوهء صباغان است و صاحب اختيارات بديعي نوشته كه نوعي از كليمشوى است و در آذربو مذكور شد
* طبيعت آن
در اوائل دوم كرم و در يبوست قريب الاعتدال
* افعال و خواص آن
بيخ آن از ادويهء شريفه است مقطع بلغم و جالى و مسهل سودا برفق و بهتر از لاجورد و دافع جميع امراض سوداويه و در رفع جذام و قرحهء رديه بيعديل كفتهاند و آشاميدن آن خصوصا برى جهت نزف الدم نفساء مجرب و ضماد بيخ برى آن جهت خنازير و طلاى برك هر دو نوع آن رافع قروح و التيام دهندهء زخمها مضر مثانه مصلح آن سكنجبين مقدار شربت آن تا سه درم بدل آن به وزن آن حجر ارمني است *
* شجرة الراهب *
بفتح راء مهمله و الف و كسر ها و باء موحده
* ماهيت ان
در طب قديم محمد بن احمد كفته درختى است كه در بلاد دمشق بهم مىرسد مزروع و غير مزروع ثمر آن شبيه بثمر شاهدانه و روغنى كه از ان مىكيرند در طعم نيز شبيه بشهدانج
* طبيعت ان
كرم و خشك
* افعال و خواص ان
كفتهاند دانهائى كه در شاخهاى بالاى آن مىباشد مقئ قوى و دانهاى شاخهاى زيرين مسهل بدون قئ و دانهاى شاخهاى وسط آن هم مقئ و هم مسهل مقدار شربت آن از پانزده دانه تا چهل دانه و غير ماهودانه است *
* شجرة المريم *
بفتح ميم و سكون را و فتح ياء مثناة تحتانيه و ميم
* ماهيت ان
نبات بخور مريم است و مذكور شد و شاخهاى آن درهم و مشبك در يكديكر كه چون در آب اندازند دراز و باليده كردد و چون خشك شود به حال خود عود كند
* طبيعت ان
در سوم كرم و در يبوست معتدل
* افعال و خواص آن
مفتح و رافع بلغم و سرخ كنندهء بشره و جالى و جهت زكام بارد و نزول آب در چشم و آب نقوع آن جهت عسر ولادت و اخراج جنين بيعديل و طلاى آن جهت بواسير و بهق و برص و اندمال زخمها و بردن كوشت زائد مؤثر مضر رئه مصلح آن كثيرا مقدار شربت آن تا نيم درم است *
* شجرة ابراهيم *
پنجنكشت است بعضى آن را ام غيلان و جمعي شانج دانند ماليقي نوشته كه در فلاحه شجرهء ابراهيم را عظيم و طويل و كثير الشوك و پر برك و كل آن زرد و خوشبو و آن را برم نامند و در صحراها و زمينهاى خالي خشك بهم مىرسد و كاه كل آن را در لخالخ و خوشبوئيها مىنمايند
* فصل الشين مع الحاء المهملة *
* شحرور *
بضم شين و سكون حا و ضم راء مهملتين و سكون واو و راء مهمله در آخر لغت عربى است و بتركي قراطارخ و باصفهانى غوغار و بمازندراني توكاور نامند
* در ماهيت ان
اختلاف است اكثرى كفتهاند طائريست سياه بجثهء قمرى و منقار و پاهاى آن دراز و زرد مائل بسرخي و اقوال ديكر كه دراج و كبك درى و نوعى از كنجشك بزرك سياه طويل العنق و منقار و پا است توهم است
* طبيعت ان
در دوم كرم و تر و در اول كرم و خشك نيز كفتهاند
* افعال و خواص آن
سريع الهضم صالح الغذا و جهت كزاز و ماليخوليا و فالج نافع و خون آن با روغن بادام بغايت مورث حسن صوت و رافع كرفتكى آواز و صاحب منهاج كفته كه بهترين آن كوشت آنست و صلب و كرم و خشك و دير هضم بسبب صلابتى كه دارد و ردى الغذا و ديرهضم و مولد خون كرم و مضر معده مصلح آن روغن بسيار است *