نان آن ثقيل بطئ الهضم و نفاخ و چون خمير آن را بكذارند تا ترش شود و در دوغ حل كنند و يك شب بكذارند پس بنوشند جهت تسكين غليان خون صفراوى و لهيب باطني و تشنكي مفرط و قئ صفراوى و تپهاى حاره و اسهال صفراوى و حكه بيعديل مضر مبرودين و نفاخ مصلح آن شكر و يا نبات خوردن و مصلح سويق آن مغسول نمودن و با شيريني خوردن است و دستور طبيخ ماء الشعير در قرابادين در حرف الميم مع الالف مذكور شد
* فصل الشين مع الفاء *
* شفنين البرى *
بفتح شين و سكون فا و كسر نون و سكون ياء مثناة تحتانيه و نون معروف بيمام است بتركي الافاخته و بهندى بكله نامند
* ماهيت ان
مرغى است از فاخته بزركتر و سفيد و طوق كردن آن سياه و ناتمام و كردن و پاى آن بلند و كويند بجثهء فاخته است و به فارسى بوتيمار نامند و كويند كبوتر بريست و منقار و پاى آن سرخ است و آنچه در هند و بنكاله ديده شده طوق كردن ندارد و تمام آن سفيد و منقار آن سفيد رنك و پاهاى آن بلند باريك سياه رنك و بعضى را مائل بزردى و بعضى را پرهاى سر آن بلندتر و اكثرى را كوتاهتر
* طبيعت ان
كرم و خشك در دوم و كويند خشكي بران غالب است
* افعال و خواص آن
بغايت مسمن بدن و مجموع آن مستحيل به خون صالح مىكردد و مقوى قوت ماسكه و حواس و موافق ناقهين و مفلوجين و زياده كنندهء قوت حافظه و محرك باه و اكثار آن مضر محرورين و مورث بيخوابي مصلح آن سركه و كشنيز و مقوى فعل آن شير تازه دوشيده است و كويند بهتر آنست كه بعد از ذبح يك روز رها كنند و روز ديكر پخته بخورند و همچنين سائر طيور قويه را بهترين آن كوچك فربه آنست و زياده از يكسالهء آن و همچنين لاغر آن بسيار مضر است
* شفنين البحري *
بهندى ساكوچ و بفرنكي پستينا كه مرين نامند
* ماهيت ان
حيوانى دريائى است شبيه بخفاش در رنك و بال و شكل در دنبالهء آن نيشي مانند خار است
* افعال و خواص ان
چون كسى را بكزد الم عظيم حادث كردد و چون نيش آن را در زير جامهء خواب كذارند مورث بيخوابي مفرط و دفن كردن آن در خانه موجب تفرقه اهل آن خانه و پاشيدن مسحوق سوختهء آن بر دو كس باعث تفرقه و بغض ايشان و بدين سبب آن را حوت الشر نامند و كويند چون در بول كسى نيشى آن را فرو برند باعث سوزش و درد عظيم صاحب بول شود و ماداميكيه برنياورند رفع آن نشود
* فصل الشين مع القاف *
* شقاقل *
بفتح شين و دو قاف در ميان هر دو الف اول مفتوح و دوم مضموم و در آخر لام و آن را شقاقل و ششقاقل و حشقاقل و شقيقل و هشقيقل نيز و بهندى ستالي و سوالي و دودهالي و كاكول و ستاور نيز نامند
* ماهيت ان
بيخى است پر كره و با لزوجت و اندك شيريني و بسطبرى انكشتي و دراز و سفيد رنك و ساق كياه آن پركره و بر هر كرهى بركى و ثمر آن به قدر نخودى سياه و پر از رطوبت سياهي و كل آن بزركتر از بنفشه و منبت آن زير اشجار متراكمه و جاهاى نمناك و مستعمل بيخ آنست و قوت آن تا چهار سال باقي مىماند
* طبيعت ان
در اول كرم و در دوم تر با رطوبت فضليه
* افعال و خواص ان
مبهي و مفتح و قاطع بلغم و مقوى ظهر و مسخن معده و كبد و كرده مضر اشتها و مصدع و مصلح آن عسل و مرباى آن با عسل بيغايله و مقوى ارواح و قوى و باه و زياده كنندهء منى مقدار شربت آن تا پنج درم بدل آن در تقويت باه حب الصنوبر و بوزيدان است *
* شقايق *
بفتح شين و قاف و الف و كسر ياء مثناة تحتانيه و قاف و آن را شقايق النعمان و بلاطيني بياى دراز ايتلم يعنى كلى كه رنك او زود متغير مىشود و بلغت كستيلان امايلس و بفارسي لاله نامند و در وجه تسميه و نسبت آن بنعمان كفتهاند براى مشابهت رنك آن بشقيق برق است و نيز كفتهاند شبيه است به خون كه سرخ است و خون را نعمان نامند و نيز