تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 542

مساهمون:

ص٥٤٢
مبخر و مغني و مداومت اكل آن و آشاميدن طبيخ آن مضعف دماغ و بصر و معده و كرده و مثانه و مقلل و مجفف مني و اكثار آن قاطع آن مصلح آن آب‌ليمو و سكنجبين و آب‌غوره و ترشيها و در مبرودين قرنفل و دارچينى و عسل كفته‌اند بدل آن تخم آن و دهن آنكه عصارهء برك تازهء آن را با روغن زيتون بالمناصفه جوشانيده باشند و يا برك تازهء آن را در روغن پرورده كه مكرر تجديد نموده باشند ملطف و مسخن و جهت اعيا و درد مفاصل و اعصاب و تليين صلابات و تهبج اطراف و رفع قشعريره و لرزتپها بغايت مؤثر و تخم آن كرم و تر و خشك تر در اطعمه و ترشيها جهت اصلاح معده و خوردن ترشي آن بعد از طعام مقئ قوى و بدستور مضر محرورين و مغثى و اكثار آن مضعف دماغ و باصره و باه و مجفف مني و مصلح آن نيز ترشيها است و تخم سوختهء آن در سوم كرم و خشك و با عسل جهت امراض مقعده و بواسير شربا و ضمادا و با رماد زجاج و عسل جهت تفتيت حصاة و عسر بول مجرب دانسته‌اند و ذرور آن مجفف قروح رطبه و پر چرك و جهت قرحهء قضيب بىعديل و ضماد مسحوق آن با عسل كه در طبخ به حد انعقاد رسيده باشد بر مقعده باعث تليين طبع است

* شبرم *

بضم اول و سكون باء موحده و ضم راء مهمله و ميم و بكسر اول و سوم نيز آمده و بيوناني سطوسا و بشيرازى كاو كشك و كانيطنوسك و طانيطومك نيز نامند جهت آنكه چون كاو بخورد مىميرد و كوسفند را زيان ندارد

* ماهيت ان

نباتى است كه در بوستانها و كشتزارها رويد و ساق آن راست و با زغب و كره‌دار به قدر ذرعى شبيه به نى و شيردار و برك آن شبيه بطرخون و برك كاج و كل آن بنفش و دانهء آن شبيه بعدس و مائل بسفيدى و زردى و بيخ آن سطبر و پرشير و قويتر از ثمر آن و ثمر آن قويتر از برك آن بهترين آن سرخرنك سبك وزن رقيق شبيه به پوست پيچيده است كه از نصيبين و ديار ديكر آورند و بدترين آن تيره رنك غليظ سخت و آنچه از فارس آورند زبون و اقوال ديكر نيز در بيان ماهيت آن وارد است و آنچه بعد از شكستن در جوف آن مانند خياطها باشد بسيار زبون قتال و غير مستعمل بلكه استعمال مطلق آن بىاحتياج قوى مجوز نيست

* طبيعت ان

در سوم كرم و در آخر دوم خشك و در دوم كرم و در سوم خشك نيز كفته‌اند و شير آن تا چهارم كرم و خشك

* افعال و خواص ان

از سموم قتاله و مسهل قوى بلغم و سودا و زردآب و با قوت قابضه و مفتح دهن ركها و سدد و مدر اخلاط از عمق بدن و موافق معدهء بارد رطب و جهت استسقاى زقي و قولنج و درد مفاصل نافع و ضماد آن جهت قوبا بيعديل مضر محرورين و ضعيف البنيه و معده و جكر و باه و مورث حميات حاده و ضعف اشتها و محرق منى مقدار شربت آن تا يك دانك و بدل آن مازريون و يك مثقال آن قاتل بقئ و كرب و غشي و خناق مداواى آن خوردن مسكه و روغن كاو و مرقهء چرب است و نيم مثقال شير آن كشنده و غير مستعمل مصلح آن ناكوفتهء آن را در شير خيسانيدن و سه مرتبه تبديل نمودن كه در هر مرتبه يك‌شبانه‌روز در شير باشد پس در سايه خشك نموده با انيسون و مقل و كمون كرمانى و هليلهء زرد و صبر و تربد و امثال اينها از ادويهء مسهلهء معتدله استعمال نمودن است براى كسر حدت شبرم زيرا كه آن بسيار حاد است پيش از اصلاح و به تنهائى جائز نيست استعمال آن و در معالجهء قولنج كه سبب آن رياح غليظه و بلغم باشد با مقل و سكبينج و اشق و سركين كرك حب ساخته به كار برند و در معالجهء اورام و سدد و آب زرد كه عبارت از استسقا است و غلبهء بلغم و سودا در آب كاسني و رازيانه و عنب الثعلب صاف كرده سه شبانروز خيسانيده پس در سايه خشك نموده با قدرى نمك هندى و صبر و تربد و هليله حب ساخته استعمال نمايند *

* شبه *

بفتح شين و باء موحده و ها بفارسي روى توتيا و بهندى جست و بلغتى كبهر بفتح كاف و سكون باء عجمي و خفاى ها