تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 537

مساهمون:

ص٥٣٧
و حمول آن نيكوكنندهء بوى رحم و بوئيدن آن مثير و محرك مواد دماغي مضر رئه مصلح آن كثيرا مقدار شربت از خشك آن يك مثقال بدل آن مرزنجوش و بادروج و روغن آنكه آب آن را با روغن كنجد طبخ نمايند تا آب رفته روغن بماند و يا آنكه كل آن را در روغن اندازند و در آفتاب كذارند مانند روغن كل بابونه و تبديل نمايند مكررا جهت تفتيح سدهء دماغي و منخرين و تحليل مواد و تقويت اعضا و موى سر و خوش‌بوئي آن موثر و بىعديل است

* باب سيزدهم در بيان ادويهء كه حرف اول آنها شين معجمه است *

* فصل الشين مع الالف *

* شادنج *

بفتح شين و الف و بفتح دال مهمله و نون و جيم در آخر معرب از شادنهء فارسي است و بسين مهمله نيز آمده و بعربي حجر الدم نامند جهت آنكه حابس دم است و يا آنكه رنك آن بعد سودن برنك خون سرخ مىباشد و حجر الطور نيز نامند جهت آنكه از جبل الطور مىآورند و حجر هندى نيز جهت آنكه در هند نيز بهم مىرسد

* ماهيت ان

سنكى است سريع التفتيت عدسى شكل و جاورسي شكل نيز و بالوان مختلفه و بانواع متكثره مىباشد سرخ و زرد و سفيد و خاكسترى تيرهء مائل بسياهي و خشخاشى سرخ و زرد با نقطهاى ابلق و بهترين همه سرخ عدسي شكل آن است كه مصرى نامند سريع التفتيت و مكسور آن نيز سرخ باشد و زبون‌ترين همه خاكسترى رنك تيرهء آنست كه هندى كويند و همه اين انواع معدني مىباشد و حكيم مير محمد مؤمن در تحفه نوشته كه فقير همهء اينها را مشاهده كرده و تجربه نموده و سفيد را در فيروزه كوه و سرخ و زرد و ابلق را در حوالي جوار رى و هندى را در جبال قزوين و مصنوع نيز مىباشد از مقناطيس محرق و اين سياه و زودشكن‌تر از معدني است و در جميع افعال مانند معدني بخلاف مصنوع از حجر الحار محرق كه اغبر ثقيل الوزن مىباشد

* طبيعت مغسول ان

در آخر اول سرد و در دوم خشك و غير مغسول آن در اول سرد و در آخر دوم خشك و بعضى در دوم سرد و در سوم خشك و بعضى در سوم كرم و خشك نيز كفته‌اند و مستعمل مغسول آن است و قوت آن تا بيست سال باقي مىماند

* افعال و خواص آن

مجفف و رادع و قابض بىلذع و خاتم و مدمل قروح و مقوى عصب و عضل و قوت باصره و حابس سيلان خون اعضاى ظاهرى و باطني و آشاميدن آن با آب انارين و امثال آن جهت نفث الدم و با شراب جهت عسر البول و سيلان حيض دائم و ادرار مني و با ادويهء مناسبه جهت اسهال دموى و قرحهء امعا و زحير و سل و اكتحال آن با شير دختران و سفيدهء تخم‌مرغ و امثال آن جهت رمد و دمعه و سلاق و سوزش پلك چشم و قرحه و جرب و حكهء حار و با آب حلبه جهت امراض بلغمى غليظهء چشم و با آب خالص جهت خشونت اجفان بيورم و چون از ان شافه سازند و با اقاقيا بياميزند و در چشم كشند جهت امراض چشم و جرب نافع و ذرور غير مغسول آن جهت دفع كوشت زائد جراحات و رويانيدن كوشت صالح مجرب و بدستور قطور سائيدهء آن با آب كه غليظ باشد و با كشنيز و مانند آن جهت بثور و قروح حاره و مزمنه و جراحات مزمنه و جراحت مقعده و رحم و قضيب و اعضاى عصباني بيعديل و طلاى آن جهت حمره و سوختكي آتش مقدار شربت آن از يك دانك تا نيم مثقال مضر مثانه مصلح آن كثيرا بدل آن حجر مقناطيس سوخته و در ادويهء عين حضض و يا روى سوخته نيم وزن آن و چهار دانك آن توتيا و در غير آن دم الاخوين و طريقهء غسل و اقراص و مرهم آن در قرابادين مذكور شد و عدسى بسيار صلب سرخ خشك‌تر از سائر اقسام و جهت قروح خصوص قروح سفل و قروح حادث از سوختكي آتش و لهيب آن نافع و شادنج مصنوع مضر معده و احشا و مصلح آن عصارهء زرشك است