برك چنانچه در بركهاى ديكر اشجار مىباشد و درخت آن بلند و بزرك و چوب آن نيز خوشبو و پوست آن شبيه بسليخه مىباشد و بجاى سليخه مىفروشند و منبت آن اكثر در كوهستانها است و در كوهستان سلهت كه شمالي و شرقي بنكاله واقع است و درخت آن را از انجا احيانا بمرشد آباد و غير آن نيز مىآورند و كويند در غير بلاد هند نيز بهم مىرسد و ليكن اصل ندارد و قوت آن تا سي سال باقي مىماند و بهترين آن تازهء تندبو تند طعم آنست كه فاسد نشده و شور مزه نباشد و بوى آن شبيه ببوى اسارون و وج و ايرسا بود
* طبيعت ان
در سوم كرم و در دوم خشك
* افعال و خواص آن
حافظ ارواح و اخلاط و مفرح و مسمن و محلل رياح امعا و مصلح حال معده و مقوى احشا و اعضا و مدر بول و حيض و شير و عرق و جهت وسواس و جنون و وحشت و تقويت حواس و سيلان آب دهان و بدبوئي آنكه از شركت معده باشد و خفقان و وجع فواد و درد جكر مزمن و امعا و رياح و استسقا و يرقان و سپرز و تفتيت حصاة و عسر ولادت و اخراج مشيمه و دفع مرهء سودا و منع داخس و جميع امراض مقعده و رحم و اكتحال آن بتنهائي و يا با ادويهء مناسبه جهت بياض و سلاق و ظلمت بصر و ناخنه نافع و نكاهداشتن آن هميشه در زير زبان جهت لكنت زبان و بدبوى دهان كه بمشاركت معده باشند مفيد و ضماد كوبيدهء مطبوخ آن در شراب جهت تحليل اورام اجفان و طلاى آن با سركه جهت رفع بدبوئي زير بغل و كنج ران و بخور آن جهت رفع عسر ولادت و مشيمه و كذاشتن آن در ميان جامه و اقمشه جهت منع كرم زدن آن موثر و در سائر قوى و افعال قريب بسنبل الطيب و از ان ضعيفتر مضر رئه مصلح آن مصطكى و مضر مثانه و مصلح آن شربت به مقدار شربت آن در مطبوخات تا يك مثقال و در معاجين تا نيم مثقال بدل آن دو وزن آن سنبل هندى و كويند سليخه و يا طاليسفر است
* ساكودانه *
بفتح سين مهمله و الف و ضم كاف عجمي و واو و فتح دال و الف و فتح نون و ها
* ماهيت ان
دوائيست كه در جزيرهء دهناسرى و شهرناو و جنك سيلان و مركي و كده و ملاخا كه از جزائر زيرباداند پيدا مىشود درخت آن مانند درخت سينبهل كه درخت هنديست كه از ثمر آن نوع پنبه بهم مىرسد و پوست آن بسيار ضخيم و استخوان آن نازك رخو مردمان انجا اولا پوست سخت بالاى آن را دور مىكنند و آرهء دندانهدارى از چوب ترتيب داده بران درخت مىكشند از ان دانها و مانند فتيله نيز چيزى جدا مىشود آنها را خشك كرده دانها را مىفروشند و فتيله مانند را كه كم بهاست به مصرف خود مىآورند و بقول ديكر كرديست كه در جوف درختى در ان امكنه مىشود برميآيد آن را با آب خمير كرده حبوب بسيار صغار مانند نقل خشخاش مىسازند و مىفروشند
* طبيعت ان
كرم در دوم و تر در اول
* افعال و خواص آن
مقوى و مبهى و منعظ و مسمن بدن و ملين طبع است و دستور آشاميدن آنست كه قدرى از ان را با شير تازه دوشيده مانند شيربرنج طبخ نموده بقند يا نبات شيرين كرده مىآشامند و كسى را كه شير موافقت نمىكند يا در بيماريها در آب پخته و با نبات شيرين كرده مىخورند مقدار شربت آن از ده مثقال تا بيست مثقال است
* سالامندرا *
بفتح سين و الف و لام و الف و فتح ميم و سكون نون و فتح دال و راء مهملتين و الف اسم يوناني نوعى از عطايه است و بتركي بيلانه اغوديرن نامند
* ماهيت ان
حيوانيست شبيه بمار و دست و پا دارد و دستهاى آن كوتاه تر از پاها و كردن آن باريك و دم آن كوتاه و بزركتر و پهنتر از سام ابرص و لون آن ابلق از زردى و سياهي و بطى الحركة و اكثر سر و دم آن سياه مىباشد و كويند آتش در ان تاثير نمىكند و اكر در تنور اندازند آتش تنور افسرده كردد و اين اصلى ندارد و نيز كويند چون سنك بر وى زنند كاركر نشود
* طبيعت ان
بغايت كرم و خشك