با آب بر مذاكير جهت ادرار بول مجرب مضر سپرز مصلح آن آب انجير و صاحب اختيارات بديعي دو نوع نوشته كه يكى را از دربند قفچاق مىآرند و آن آبيست كه بمرور ايام منجمد مىكردد و نوع ديكر را از جيلان مىآورند و اين كاني بود و بهترين آن نوع اول است و نوشته كه آوردهاند كه آن به آتش برافروخته مىكردد مانند هيزم و بوى آن مانند نفط است
* سپستان *
بفتح سين و كسر با و سكون سين مهمله و فتح تاء مثناة فوقانيه و الف و نون لغت فارسي است بعربي دبق و بهندى لسوره نامند و معني سپستان اطباء الكليه است به جهت شدت نفع آن از براى كليه و آن را مخاطه مخاطيا نيز نامند
* ماهيت ان
ثمر درختى است و دو نوع مىباشد يكى بزرك به قدر آلو و در اندرون متصل بتخم آن لعابى و تخم آن از لحم آن جدا و دوم از ان كوچكتر و تخم آن چسپيده بلحم آن و لعاب اين كمتر و شيرينتر از نوع بزرك و هر دو نوع در خوشه مىباشد و در پختكي و رسيدكي زرد و بعد از خشكي سياه رنك و بهترين آن باليدهء رسيدهء تازهء بحريني آنست و درخت آن بزرك تا به دو قامت و زياده بران تا پنج شش قامت و رنك ساق آن سفيد و شاخهاى آن سبز و برك آن مدور و بزرك و اندك خشن و در بلدان حاره بسيار بهم مىرسد و در اكثر بنادر فارس و نواح آن كثير الوجود
* طبيعت ان
در حرارت و برودت معتدل و در اول تر
* افعال و خواص ان
كذاشتن آن در دهان و فرو بردن آب آن و آشاميدن آب نقيع آن و يا مطبوخ آن جهت تليين سينه و حلق و اورام آن و خشونت صوت و سرفهء حار يابس و كرفتكى آواز و تسكين حدت صفرا و عطش و حرقة البول حادث از حدت صفرا و اخراج كرم معده و اسهال محرور المزاج و مواد سوداوى و بلغم شور و اصلاح ادويهء مسهله و تپهاى حارهء صفراويه و دمويه و بلغم شور و سحج عارض از شرب شراب حاد و از ادويهء حاده نافع و قليل الغذا و مولد رطوبات بلغميه و مزلق آنچه در امعا است خصوصا تحقين به آب مطبوخ آن و ضماد مطبوخ آن در دوشاب جهت كشودن دمل مجرب مقدار شربت آن از سي عدد تا ده مثقال مضعف معده و كويند مضر جكر است مصلح آن در مبرودين برك كل سرخ و در غير آن عناب بدل آن خطمى است و چون چهار پنج عدد برك نورستهء آن را ريزه ريزه كرده شب در آب بخيسانند و صبح ماليده صاف كرده بياشامند جهت جريان مني و قرحهء احليل و مثانه كه به فارسى سوزنك و بهندى سوزاك نامند نافع و ذرور پوست سوختهء خشك آن جهت تسكين وجع و زخم به آتش سوخته مفيد *
* سپيه *
بفتح سين و كسر باء فارسي و سكون يا و ها بلغت فرنكي نام ماهى است
* ماهيت ان
ماهى است كه در دريا بهم مىرسد استخوان آن بسيار صلب و زركران بران نقش حلى و زيور كنده در ان نقره و طلا كداخته مىريزند و اطفال بر لوح آن مىنويسند و لحم و مغز آن سفيد و نرم و پرسوراخ مانند اسفنج و در حوف آن بجاى خون آب بسيار سياهى مىباشد و هركاه ماهي ديكر يا شخصى و صيادى قصد آن مىكند از ان آب سياه قدرى در آب مىريزد آب سياه مىكردد به حدى كه چيزى در ان نمىنمايد و آن ماهى خود مىكريزد و چون سياهى جوف آن را در چراغ افروزند مانند روغن مشتعل كردد و اكر در آن خانه چراغى ديكر نباشد كويند آن خانه پر از كدو به نظر مىآيد و كويند بيضهء آن جهت تفتيت سنك مثانه و كليه و ادرار بول نافع است
* فصل السين مع الخاء المعجمة *
* سخار *
بفتح سين و خا و الف و راء مهمله
* ماهيت ان
كياهى است شبيه باذخر و پرشاخ و تلخ و بدبو
* طبيعت ان
در سوم كرم و خشك
* افعال و خواص ان
جهت صرع و سكته و فالج و تقطيع بلغم لزج و رياح و تقويت معده و انهضام طعام و تفتيح سدهء جكر مضر محرورين مصلح آن ربوب ترش مقدار شربت آن يك مثقال بدل آن يك وزن آن و نيم آن اذخر است