نوعى نداشتهاند و تدهين بدان هر روز مانع پيرى و نيكو كنندهء موى و مانع اسقاط آن و قاطع تعفن اخلاط و تقويت اعضا و زيت ركابي زيت عذب و زيت الانفاق و اهل عراق آن هر دو را زيت ركابي نامند جهت آنكه ركاب بكسر راى مهمله و كاف و الف و باى موحده كه نام ابل است و چون از شام آن را بر پشت شتر بار كرده به آنجا مىبرند لهذا زيت ركابي نامند و آن را زيت فلسطيني نيز نامند و غلط كرده كسى كه آن را زيت مغسول دانسته دستور كرفتن روغن زيتون آنست كه زيتون را در آفتاب اندازند و يا در ظرفى كرده در تنور كرم كذارند تا پژمرده و نرم كردد پس كوبيده روغن آن را فشرده بكيرند و يا آنكه در آب بجوشانند تا پخته كردد و ماليده صاف كرده آن را باز بجوشانند تا آب بسوزد و روغن بماند اما احتياط نمايند كه روغن نسوزد و آنچه را بر آن نمك مالند و بكذارند تا نرم كردد پس ماليده فشرده دهن آن را بكيرند زبونى است
* زيتار *
بفتح زا و سكون ياى مثناة تحتانيه و فتح تاى مثناة فوقانيه و الف و راى مهمله بعربي عكر الزيت نامند
* ماهيت ان
ثفل روغن زيتون است
* طبيعت ان
با اندك حرارت و چون بسيار طبخ دهند خصوص در ظرف مس تا غليظ كردد و بعد از ان بفشارند و نكاهدارند طبيعت ان در دوم كرم
* افعال و خواص آن
قويتر از حضض است لطوخ آن با شراب و ماء العسل جهت درد دندان و با نقيع تر مس جهت جرب مواشي و دواب نافع و كويند هرچند كهنهتر شود بهتر مىكردد و در افعال قويتر و در ابدان مرطوبين مولد قروح و ضماد تازهء آن با آب جهت درد مفاصل و عرق النسا و نقرس و استسقا و التيام و التحام زخمهاى ابدان لاغر خشك نافع است
* زيت السودان *
بضم سين مهمله و سكون واو و فتح دال مهمله و الف و نون
* ماهيت ان
روغن ثمرى است كه زيت الهرجان و اهل مغرب اقصى ارجان و ارقان خوانند درخت آن دو نوع است يكى كوچك كه بادام كوهي است و بشيرازى بخرك و بعربي لوز البربر نامند و دوم بزرك خاردار و ثمر آن نيز مانند بادام كوچك و روغن ازين كيرند و طعم روغن آن شيرين و خوشبو است و بشيرازى درخت آن را ارجن خوانند و در عراق تنكس و بادام كوهي و خار آن را دواب مىخورند
* طبيعت ان
در دوم كرم و در اول تر و كويند خشك است
* افعال و خواص آن
مولد خون صالح و ملطف اخلاط و مدر فضلات و مفتح سدد و جهت امراض سوداوى و بارده مانند جنون و وسواس و فالج و خدر و اورام بارده نافع و صاحب اختيارات بديعي نوشته كه زيت السودان غير زيت هرجان است و آن زيتى است كه از بلاد سودان آورند
* زيرباج *
بكسر زاى و سكون يا و راء مهمله و فتح باى موحده و الف و جيم معرب زيرباى فارسي است
* ماهيت ان
بطريق مذكور در شفاء الاسقام آنست كه كوشت را به قدر يكرطل ريزه ريزه كنند و اكر مرغ است از بندبند جدا كرده و با دارچيني و نخود مقشر و روغن كنجد تازه و آب بجوشانند تا پخته كردد و نيم رطل سركه و ربع رطل جلاب و با شكر سفيد و يك اوقيه مغز بادام كوبيده در كلاب شيره كرفته و يك درم كشنيز خشك و به وزن آن عود هندى و سداب و قليلى زعفران داخل كرده مرتب نمايند و بقول شارح اسباب و علامات آنست كه بكيرند پياز را و بكوبند و يا ورق كنند و كشنيز خشك كوبيده در روغن بادام بريان كنند و آب داخل كرده دو جوش دهند تا پخته كردد پس قليلى سركه و شكر سفيد و اندك مرى و كشنيز و زيرهء كرماني در ان داخل نمايند
* طبيعت ان
معتدل مائل بسردى
* افعال و خواص ان
لطيف و موافق امزجهء اصحا و صفراوى مزاجان و كبد حار و مسكن مرهء صفرا و حدت اخلاط و مفرح و مقطع بلغم و مفتح سدد و جهت تپهاى نائبه و شطر الغب نافع مضر امزجهء بارده است