و روغنهاى مناسبه و دود آن نيز همين اثر دارد اما بايد كه بعد از تنقيهء بدن در يك هفته سه بار به عمل آورند و در ان بين غذاهاى لطيف و بىنمك و يا كم نمك تناول نمايند و ليكن بايد كه به همان اعضا برسد و به دهان و حلق و دماغ و كوش نرسد زيرا كه بسيار مضر بدماغ و مولد فالج و بطلان قوت سامعه و فساد قوتهاى دماغي و زردى رنك رخسار است و هوام مانند مار و عقرب و غيرهما از دود آن مىكريزند و اكر نكريزند مىميرند و طلاى كشتهء آن با تخم خربزه و بادام تلخ جهت جرب و حكه و رفع جميع آثار و اكله و سعفهء رطبه و قروح ساعيه و سائله و دفع قمل و چون با حنا و روغن بر بدن بمالند نيز جهت دفع قمل و چون كشتهء آن را بريسمانى بمالند و بر كردن و كمر و يا مو بندند مانع تكون قمل كردد و اكر بر كردن حيوانات بندند منع تكون قردان يعني كنهء حيوانات كردد و با كندر و راتينج و موم و روغن زيتون طلاى آن جهت دانهاى آتشك و قروح خبيثه و اكاله از مجربات است و خاك زيبق كه در ظرف آن بهم مىرسد در جميع افعال مانند مقتول آنست و در سميت نيز مانند آن و چون زيبق را بطعامى بسرشند و بخورد موش دهند بميرد مقدار شربت آن از غير مقتول تا دو درم بدل آن رصاص محلول و مصعد آن بسيار كرم و با حدت و از سموم قتاله و محرق اخلاط و محلل قوتها و مقطع اعضا و چون غير مقتول آن را با ورق نقره خوب حل نمايند و بر مس يا برنج كه صيقلي باشد و با آبليمو آن را خوب پاك شسته كه چربي در ان مطلقا نباشد بمالند و بر آتش كذارند كه سيماب آن صعود نمايد پس جلا نمايند مفضض كردد و اكر با طلا حل نمايند بر مس و يا برنج و يا نقره بدستور بمالند مطلا كردد و نيز چون مس و يا برنج و نقره را پاك بشويند با آب خالص و آبليمو پس سيماب بران بمالند و ورق نقره و يا ورق طلا بران بچسپانند بچسپد يك لاورق و يا دو لاورق بالاى هم اكر سنكين و بسيار رنكين خواهند تا سه ورق پس زماني قليل بر آتش كذارند تا قدرى سيماب آن صعود نمايد و مهره نمايند و باز قدرى بر آتش كذارند و مهره كنند ملمع نقرئي و يا طلائي مىكردد و چون زيبق را در كوش كسى ريزند او را اختلاط عقل عارض كردد و منجر بصرع و سكته و بطلان سامعه شود و مداواى آن آنست كه كوش را معكوس به طرف زير دارند و ميلى از رصاص و ذهب در كوش كنند تا زيبق بر ان بچسپد و برآيد و اكر بيكدفعه تمام آن برنيايد دو دفعه و سه دفعه تا تمام آن برآيد چون زيبق را بسوزانند كه مانند رماد كردد و با ادويهء مناسبه خلط نمايند جهت قولنج خصوصا ايلاوس مفيد است و تدبير كسى كه زيبق خورده باشد اكر غير مقتول است به زودى برآيد بمحض آشاميدن آب كوشتهاى چرب مزلق و اكر مقتول است و او را وجع بطن و مغص شديد و ثقل زبان و احتباس بول و تورم جسد عارض كردد علاج او آنست كه شير كاو تازه دوشيده بنوشد و قئ كند و با جميز و افسنتين و بزر كرفس و يا شراب و يا فودنج جبلي و يا زوفاى خشك و آشاميدن مرقهاى چرب مفيد و سائر تدابيرى كه در زنجفر و اسفيداج مذكور شد و چون غير مقتول آن را بر پارچهء كرپاسى بمالند و بطريق عصابه كسى كه بر سر او شپش بسيار باشد بپيش سر بندند شپش بسيار در ان آيد و بميرد و در چند مرتبه بالكل بر طرف كردد و دستور تصفيه و حب و دوا و دهن و ضماد و عقد و قيروطي و مراهم و معجون آن در قرابادين مذكور شد و اطباى فرنك سيماب را مكلس مىنمايند بتنهائي و يا بادويهء مناسبه و مكلس كرده آن را از ملك خود مىآورند خصوص فرانسيس و مىكويند جهت آتشك و قروح خبيثه و تقويت قوى و ارواح و حرارت غريزيهء ضعفا و پيران نافع و طريقهء استعمال آن آنست كه تا پنجروز يا هفت روز يا نه روز روزى يك حب آنكه به مقدار فلفلى است
صبح ناشته ببلعند و از حموضات و لبنيات و بقولات اجتناب نمايند و هركاه دهن جوشش نمايد آن زمان ترك نمايند بعد از ان نيز تا مدت سي چهل روز پرهيز نمايند
مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 484
مساهمون: محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
ص٤٨٤