اسپ يك هفته يا ده روز دفن كنند پس برآورده شلتوكها را نيم خشك نموده كمسك سازند و روزى ناشتا مقدار يك كف آن را كه سه مثقال باشد بخورند جهت استسقا و سرفه و ضيق النفس بارد رطب مفيد و نوع چهارم ساق و شاخهاى آن كمخار و از ان تارها به قدر يك شبر و زياده و به قدر انكشت باريكي آويخته مىباشد و لبن اين چار قسم همه سفيد و بندرت سرخ و زرد نيز مىباشد سفيد آن جهت امراض و سرخ و زرد آن در اثبات عقرب و سيماب مؤثر كفتهاند و ديكر اقسام هم دارد چنانچه راقم در باغها انكليشيه ديده از آن جمله سه پهلو است كه بر درختهاى بزرك مىپيچد و ريشهاى آنكه بمنزلهء بيخ توان كفت بر تنهء درختها ريشها دوانده مىچسپد و بالاى درخت بلكه منتهاى شاخهاى درخت شاخها كشيده متفرق مىكردد و از بيخ اصلى كه قرب زمين است كندهتر مىشود و قسم ديكر سه و چهار پهلو است كه شاخهاى كنده برآورده ايستاده و بران خارهاى بسيار طولانى مىباشد بر خلاف سه دهاره و چو دهاره هندى كه خارهايش كوچك مىباشد
* فصل الزاى مع اللام *
* زلابيه *
بفتح زاى و لام و الف و كسر باء موحده و فتح ياء مثناة تحتانيه و ها به فارسى حلواى زليبي نامند
* ماهيت ان
از جملهء حلواى معروفه است تازهء آن لذيذ
* طبيعت ان
كرم
* افعال و خواص آن
مولد خلط صالح و سريع الهضم و بغايت مسمن بدن نحيف و مقوى كرده و جهت رطوبت رئه و سرفه نافع و مسدد مصلح آن سكنجبين و انار
* زلايف الملوك *
نوعي از ابرون است كه حى العالم باشد و بفارسي زلف عروسان نامند
* فصل الزاى مع الميم *
* زمج *
بفتح زاى و ضم ميم و جيم بفارسي چرغ و بتركي اوتلكو نامند
* ماهيت ان
از جملهء سباع طيور است كه بدان جانوران صيد مىكنند
* طبيعت ان
بسيار كرم و خشك
* افعال و خواص آن
جهت ضعف دل طبيعي و خفقان عارضي و زهرهء آن را چون به تنهائى و يا با اكحال مناسبه در چشم كشند جهت غشاوه و ظلمت بصر و شبكورى مجرب و سركين آن طلاء جهت رفع كلف و نمش و آثار جلد مؤثر
* زمجائى *
بفتح زاى معجمه و سكون ميم و جيم بالف كشيده و همزهء مكسوره و ياء حطي ساكن در آخر
* ماهيت ان
ميوهايست جنكلي به قدر دانهء انكورى كه در بلاد زيرباد بهم مىرسد با پوست خشك خشني و اندرون پوست آن لحمى شيرين و لطيف كم رطوبت و در سه سال يك بار ثمر مىدهد و در ان سال متعارف است كه اطفال را آبله بسيار برمىآيد
* طبيعت ان
كرم مائل بخشكي و با رطوبت فضلي
* افعال و خواص ان
تا حال معلوم نكشته است *
* زمرد *
بضم زاى و ميم و راء مهمله مشدده و دال و بذال معجمه نيز آمده بهندى پنا نامند
* ماهيت ان
از جملهء احجار نفيسه است و كفتهاند كه در معدن ذهب بهم مىرسد و مادهء آن ذهبي است كه بران يبس و انجماد غالب كشته و بدان سبب سبز شده و در مدت بيست و يك سال در معدن تكون مىيابد و بعضى اين را و زبرجد را از يك جنس مىدانند كه بسبب اختلاف ماده هريك بنوعى تكون مىيابد و صلابت آن از احجار ديكر كمتر است و سوهان در ان اثر مىكند و اقسام و الوان مىباشد قسمى ذبابى است يعنى رنك آن شبيه بذباب اخضر است نه آنكه بر حامل آن ذباب نمىنشيند چنانچه بعضى كمان كردهاند و اين قسم بهترين اقسام و صاف و شفاف و آب آن متموج و رقصان مىباشد و صورت چشم مخفي در ان مرئى مىكردد و اين را صعيدى نامند كه از صعيد مصر آورند و قسمى ريحاني است يعنى رنك آن شبيه برنك برك ريحان و اين را زمرد نو