تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 477

مساهمون:

ص٤٧٧
نامند و قسمى فستقى است يعنى سبز مائل بسياهي و اين را زمرد كهنه نامند و قسمى سلقي يعنى شبيه برنك برك سلق و قسمى زنجارى شبيه برنك زنجار و قسمى كراثى شبيه برنك برك كراث و قسمى ديكر صابوني يعنى برنك صابون سبز مائل بسفيدى است و اين بدترين اقسام است و بهترين همه سبز پر آب شفاف صلب آنست كه آميخته بسنك ريزه و طلقي نباشد يعنى در جرم آن ريزهاى سنك نباشد و نيز بعضي مواضع آن براق مانند طلق نباشد

* طبيعت اقسام آن

در دوم سرد و در سوم خشك و قوت آن مدتي مديد مىماند

* افعال و خواص ان

مفرح و مقوى حرارت غريزى و ارواح و دل و دماغ و كبد و معده و رافع صرع و هم و غم و حزن و خفقان و ذات الجنب و ذات الرئه و نزف الدم و اسهال دموى و سموم قتاله و نهش هوام و استسقا و يرقان و حبس البول و تفتيت سنك كرده و مثانه و جذام هرچند كه متقرح و اطراف ريخته باشد شربا و تعليقا و چون شخصي كه زهر خورده و يا جانورى سمي او را كزيده باشد قبل از سرايت بجميع اعضا مقدار هشت شعير آن را نرم سوده بخورد زهر بران كاركر نشود و امان يابد از افتادن مو و جدا شدن پوست بدن و اكتحال آن جهت تقويت بصر و رفع سبل و مداومت نظر كردن بران رافع كلال بصر و تعليق آن و پوشيدن انكشترى آن جهت منع صرع در مصروع و لهذا ملوك آن را علاقهء كردن بند اطفال مىنمايند از حين ولادت و چون انكشترى از طلا باشد جهت رفع طاعون مؤثر و طلاى آن جهت سعفه و قروح خبيثه مفيد و چون يك مثقال آن را در انكشترى ممزوج از طلا و نقره كه بالمناصفه دو مثقال باشد در طالع ميزان كه آفتاب در برج هوائي باشد نصب كنند و بپوشند باعث قبول دلها و هيبت در نظرها و قضاى حوائج مجرب دانسته‌اند و خواص و منافع بسيار ديكر بدان منسوب مىدارند مانند آنكه مىكويند چون بطعام زهردار رسد عرق كند و حامل آن تنكى معيشت نيابد و چون افعى را نظر بران افتد كور شود و بعضى كويند آب از چشم افعى جارى كردد و كور نشود و غير اينها از خواص و منافع و حال آنكه هيچ‌يك اينها اصلي ندارد زيرا كه در هنكام تونكرى اكثرى مردم به قيمت بسيار اعلى خريده‌اند و بعد آنكه فقير و دست‌تنك شده همان را به قيمت بسيار نازل فروختند و مجربين آن را بر چشم افعى ماليدند مكر كور نشد مقدار شربت آن در رفع سموم يك دانك و در نزف الدم يك قيراط بدل آن در دفع سموم زبرجد و در رفع اسهال مرجان است

* زمور *

بضم زاى و ميم و سكون واو و راء مهمله اسم فارسي زفت يابس است و در دلك مغسول را زمور لاك نامند و مستعمل زركران است

* افعال و خواص آن

در احتباس حيض بيعديل و مقدار يك مثقال آن با زردهء تخم‌مرغ نيمبرشت از مجربات است جهت نزف الدم هر عضو نيز

* فصل الزاى مع النون *

* زنبا *

بفتح زاى و سكون نون و باء موحده و الف لغت فارسي است

* ماهيت ان

كياهى است كثير الوجود در وى در تابستان مىكارند و در اوائل زمستان مىرويد

* طبيعت ان

بسيار كرم و تند و تيز

* افعال و خواص آن

موجب حرارت بدن به نحوى كه مستعمل آن از سردى هوا متضرر نكردد و جهت درد سربارد و حدت بصر و پراكنده كردن رياح و بر طرف كردن آنها به قوت شربا و نطولا نافع مضر بدماغ و خام آن مغثي بشدت بخلاف جوش دادهء آن و مصلح آن در سركه پختن و با كاسني و ساق كاهو و مكيدن انار چاشنىدار و سفرجل عقب آنست

* زنجار *

بفتح زاى و سكون نون و فتح جيم و الف و راء مهمله معرب زنكار فارسي بيوناني فينطوس و معني آن مجرود بود

* ماهيت ان

زنك مس است و انواع مىباشد معدني و غير معدني مصنوع معدني آن در معدن مس تكون مىيابد و بيوناني اين را بارسقاريقس نامند و عبارت از دهنهء مسي است و نوع ديكر آنست كه در مغارهء قبرس نزد طلوع شعرى مقطر مىكردد