تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 459

مساهمون:

ص٤٥٩
و ضماد كرماكرم آن جهت تحليل ورم چشمى كه بر سفيدى آن نقطهء سرخي بهم رسيده باشد و رئهء بز و خنزير و كربه و خرس و جمل جهت سحج و ورمى كه در پا از كفش و موزه و امثال آن بهم‌رسيده باشد مفيد و بدستور ضماد محرق رئهء آنها كرماكرم چون بىنمك آن را بر آتش بريان كنند و خونابي كه از ان آيد بر ثآليل و قوباى يابس طلا نمايند زائل سازد خصوصا كه رئهء بز يك ساله باشد و محرق آن جهت رفع سحج مؤثر و رئهء حمار الوحش را چون خشك كنند و بكوبند و بياشامند جهت ضيق النفس نافع است *

* رئة البحر *

بكسر را و فتح يا و ضم تا و الف و لام و فتح باء موحده و سكون حا و را هر دو مهمله

* ماهيت ان

چيزى است شبيه بشيشه وقتىكه تازه‌تر باشد در كنار درياها يافت مىشود

* افعال و خواص آن

ضماد آن جهت نقرس و شقاقى كه از سرما بهم رسيده باشد نافع است

* ريحان *

بفتح را و سكون ياء مثناة تحتانيه و فتح حا و الف و نون بفارسي شاهسفرم و بهندى نازبو و نكدبابرى نيز نامند

* ماهيت آن

اسم جنس است و او را انواع است و در شاهسفرم مذكور خواهد شد ان شاء اللّه تعالى *

* ريحان السليمان *

آن را جمسفرم و جماهو سليمان نيز نامند

* ماهيت ان

كياهى است از جنس عشقه شبيه بشبت تر و تازه و برك آن شبيه ببرك خطمي و كل آن سفيد و كوچك و دانهء آن سياه مانند فلفل و كياه آن بر اشجار مىپيچد و در كوهستان فارس بهم مىرسد و در اصفهان و دار المرز بر درختها مىرويد و در تنكابن ديسمونو نامند

* طبيعت ان

كرم و خشك و ابو ريحان تا چهارم كفته

* افعال و خواص ان

ملطف و مجفف و مسهل بيغائلهء سودا و منقي خون از احتراقات و مسكن نفخ و محلل رياح و رطوبت لزجهء معده و ضماد طبيخ آن جهت بواسير و امراض سوداوى و درد رحم و طلاى آن با عسل جهت ورم بلغمى و با سركه جهت حمره و اورام حاره و حمول آن با روغن كل جهت درد رحم و آشاميدن و طلا كردن شكوفهء آن جهت لقوه و فالج و كزيدن عقرب نافع مقدار شربت از برك آن تا سه مثقال و از آب آن تا ده درم و اكثار آن مصدع مصلح آن روغن نيلوفر و كافور بدل آن مرزنجوش و كويند بدل آن نيم وزن آن شيح و نيم وزن آن عنب الثعلب است و كويند بسبب آنكه در چهارم كرم و خشك است سرما بدان ضرر نمىرساند و مدتها مىماند و اكر مدتها آب نيابد محتاج به آب نيست بلكه اشجار مجاور خود را از ريشهء خود سيراب مىكرداند و حكيم مير محمد مؤمن در تحفه نوشته كه در كتب ادويهء مفرده نوشته‌اند كه كياهى است در اصفهان مشهور بكل عقرب است و جهت عقرب و رتيلا و زنبور كزيده شربا و ضمادا مجرب و برك آن از لبلاب كوچكتر و كل آن مانند خوشهء بنفش و اندرون آن زرد رنك و كوچك است اما هميشه سبز نيست و آن سطاريون است و مذكور مىشود و كويند قسم جبلي آن را برك آن مانند شبت و كل آن سرخ با سفيدى مىباشد

* ريحان الكافور *

آن را ريحان يهودى و شجر الكافور نامند و كويند بفارسي سوسن نامند

* ماهيت ان

كياهى است كل و شاخ آن شبيه بشبت و برك آن شبيه ببرك انار و از ان ريزه‌تر و كل آن كبود مائل بسفيدى و از جميع اجزاى آن بوى كافور آيد خواه تر باشد و خواه خشك

* طبيعت ان

در دوم كرم و خشك

* افعال و خواص ان

آشاميدن آب آن جهت تفتيح سده و يرقان و قطع سيلان خون اعضا و بوئيدن آن بسيار محلل رطوبات چسپنده باغشيهء دماغ و ادمان آن محلل اخلاط غليظهء دماغيه و تحليل اورام و ذرور آن جهت قروح و جراحات نافع مضر محرورين مصلح آن سكنجبين مقدار شربت آن يكدرهم و از آب آن تا هفت درهم است *

* ريش *

بكسر را و سكون يا و شين معجمه بفارسي پر نامند

* ماهيت ان

معروف است و عبارت از پر طيور است