* رم رام *
بفتح را و سكون ميم و فتح را و الف و ميم
* ماهيت ان
قرطم برى است كويند قرصعنه است و برك آن خرد و پهن و خاكي رنك و جهت دفع مضرت سم مار و كزدم و انواع هوام نكاه مىدارند و طريق استعمال آن آنست كه برك آن را در آب اندازند و بكذارند تا قوت آن در آب آيد پس آن آب را به او دهند كه او را كزيده و قلى كه از ان حاصل مىشود ضعيف از قلي اشنانست
* فصل الراء مع النون *
* رند *
بعربي اسم راسن برى است بلغت شام غار نامند و كويند صندل است
* فصل الراء مع الواو *
* روس *
بضم راى و همزه و واو و سين مهمله جمع راس است و به فارسى كله نامند
* ماهيت ان
معروف است مراد از ان كله و مغز آنست از حيوانات و بهترين آن مغز كلهء كوسفند جوان فربه است
* طبيعت ان
نسبت بسائر بدن حيوان ابرد و ارطب است و بحسب طبع هر حيوان مختلف مىباشد در كيفيات اربع و قوت و ضعف و غيرها
* افعال و خواص ان
كثير الغذا و بطئ الهضم و چون هضم و استمراء يابد بدن ضعيف را قوى كرداند و مني بيفزايد و جهت اصحاب كدو رياضت نافع و مضعف معده و بدبو كنندهء جشا و بول مصلح آن خوردن با خردل و سركه آبكامه و صعتر است و كوشت خدين آن كرمتر و رطوبت آن كمتر و غذائيت آن زياده و هر دو چشم آن چربتر و سريع النزول و كوشت زبان آن ضعيفتر همه اجزاى آنست و مغز آن ابرد و ارطب كل اجزاى آن و پوست آن اعدل و بطئالهضمتر و غليظتر و غضاريف آن ردىتر همه اجزا و بطي النزول و مورث قولنج و غضاريف دماغ آن ردئتر مصلح چشم آن نمك سياه و زبان آن نمك باعتدال و بناكوش آن سركه و صعتر و اشترغار و پوست كله و غضاريف آن را حتى المقدور نبايد خورد و اكر مضطر و ناچار كردند به خوردن آن بايد كه با كف خردل و مصطكى و دارچيني قليه پخته بخورند اما بسيار و شكم سير نخورند بلكه برجوع صادق و رياضت شديد اندك بخورند و اكر دير منحدر شود مصطكى و عود هندى بخايند و اكر ثقل كند بايد كه مبادرت باخراج آن بقئ كنند و اكر قئ دشوار آيد و يا عادى بدان نباشند اسهال ببعض جوارشات مسهله نمايند و بهتر آنست كه در بلدان رطبه و حاره صاحبان امزجهء ضعيفه كله و پاچه نخورند اصلا و انكور بالاى كله نخورند كه مضر است و نطول سر بچهء كوسفند و پاچهء آن جهت تسكين اوجاع سر يابس هنكام انتهاى علت و جهت ترطيب سوء مزاج دماغ يابس و جنون و بيخوابي و امثال اينها نافع و حقنه بمرق سر بچهء كوسفند مرطب امعا و كرده و اعصاب و مهيج باه و ملين اورام صلبهء باطنيه و سرهاى ماهي كوچك نمك سود خشك كرده سوخته جهت شقاق ملازه و مقعده و ورم لهاة و كرده و سائر اورام صلبه و امثال اينها بادهان مناسبه و با آبهاى مناسبه نافع است
* رواصير *
بفتح راى و واو و الف و كسر صاد بينقطه و سكون ياى مثناة تحتانيه و راى مهمله
* ماهيت ان
عبارت از بقولى است كه در آب پخته و در روغن بريان نموده در آب ميوههاى ترش مانند انار و سيب و به و ريباس و آبغوره و سماق و يا رب و يا شربت اينها و يا ماست و يا كشك اندازند و تناول نمايند و از جملهء اغذيه است و بفارسي بوراني نامند
* طبيعت ان
بحسب آنچه از ان مىسازند مختلف مىباشد
* افعال و خواص آن
مسكن صفرا و حدت خون و مبرد و محرور المزاج را نافع و مضر مبرودين و ثقيل و بطئ الهضم بسبب غلظت آن و نفاخ و قابض شكم و مهيج امراض رحم است
* روبيان *
بضم راى و سكون واو و كسر باى موحده و فتح ياى مثناة تحتانيه و الف و نون و اربيان نيز آمده و بفارسي ماهي