تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 457

مساهمون:

ص٤٥٧
روبيان و ماهي ميك و بهندى جهينكامچهلي نامند

* ماهيت ان

حيوانى است آبى و حلال با دست و پاهاى بلند و غلاف جثهء آن صدفى و كوچك آن به قدر ملخ بزركى و بزرك آن تا بيك شبر و نيم تا دو شبر و زياده هم و سرخ رنك و كوشت آن نيز سرخ رنك و صلب و دير پخته مىشود و غير جراد البحر است چه آن كوچك پردار است و در جراد البحر مذكور شد و روبيان كوچك را با آب و نمك جوش داده و خشك نموده از سواحل دريا به اطراف مىبرند و آن را در فارسي ميك مىنامند بريان كرده با نمك مىخورند و با روغن و پياز بريان كرده با برنج پخته دم داده و با بالاى طعام نيز ريخته و يا قليه پخته مىخورند

* طبيعت تازهء آن

در دوم كرم و در اول تر و نمك سود آن از ان كرم‌تر و خشك‌تر

* افعال و خواص ان

مبهي و مولد خون صالح و مني و مسخن كرده و رخم و معين بر حمل و كثرت اولاد و بطئ الهضم و با سكنجبين مسهل و مخرج حب القرع و چون با روغن كردكان و يا روغن كاو يا نارجيل و با پياز ورق كرده بريان نمايند و با كندنا طبخ نمايند مانند قليه و با تخم‌مرغ نيمبرشت تناول نمايند بغايت محرك باه و مسخن رحم است و اكتحال خشك سائيدهء آن با فلفل جهت رفع شبكورى نافع و ضماد كوبيدهء آن با نخود سياه بر شكم مخرج حب القرع و بتنهائي محلل اورام صلبه و جاذب پيكان و خار از بدن و طلاى پختهء مهراى آن در روغن زيتون جهت وجع مفاصل و نقرس نافع و نمك سود آن محرك باه مبرودين و مولد مني ايشان و مولد سودا و حكهء قوى و امراض سوداوى و به جوش آورندهء خون صفرا مصلح آن بامرى يعني آبكامه و سركه و ربوب حامضه و بعد از ان شراب انار منعنع و جوارش سفرجل مسهل خوردن مصلح تازهء آن خصوص در مبرودين كرويا و قرص عود هندى و امثال اينها است

* روذااريذا *

بضم را و سكون واو و فتح ذال معجمه و الف و فتح همزه و كسر راء مهمله و سكون ياء مثناة تحتانيه و فتح ذال معجمه و الف لغت يوناني است بمعني اصل الوردى

* ماهيت ان

بيخى است شبيه بقسط و سبكتر از ان و بعد از سائيدن بوى كل سرخ از ان ظاهر مىكردد

* طبيعت ان

در اول سوم كرم

* افعال و خواص ان

ملطف و محلل و جهت رفع صداع بارد مجرب خصوصا چون با ناردين مخلوط كرده در آب جوش دهند و بدان نطول نمايند بر سر

* روسختج *

بضم را و سكون واو و ضم سين مهمله و سكون خاء معجمه و فتح تاء مثناة فوقانيه و جيم معرب روى سوختهء فارسي است و آن را را سخت نيز نامند

* ماهيت ان

مس سوخته است و دستور احراق آن در دستورات مقدمه مذكور شد و بهترين آن سياه مائل بسرخي آنست و سياه آن زبون زيرا كه بسيار سوخته و فاسد شده است

* طبيعت ان

در سوم كرم و خشك

* افعال و خواص ان

بسيار قابض و مجفف و تند و جذاب و منقي جراحات و مدمل و جالي غشاوهء چشم و مانع زيادتي قروح خبيثه و جهت بردن كوشت فاسد زائد مؤثر و قتال و مغسول آن ملايم‌تر و آشاميدن يك درم آن با موم و روغن كنجد كه مصلح آنست مسهل قوى ماى اصفر به قوت و جهت استسقا نافع و با آب باران و عسل مقئ قوى طريق غسل آن مانند اقليميا است

* روى توتيا *

شبه است و مشهور بروح توتيا است چه آن توتياى معدني غير مصنوع است بخلاف سائر اقسام روي اسم فارسى طاليقون است و آن را مصنوع از چهار وزن مس و يك وزن و نيم سرب سازند و اهل هند اين را بهنكار بفتح باء موحده و خفاى ها و سكون نون و كاف فارسى و الف و راء مهمله نامند

* فصل الراء مع الهاء *

* رهشى *

بفتح را و سكون ها و كسر شين معجمه و يا بفارسي ارده نامند

* ماهيت ان

كنجد مقشر بريان نرم سائيده