است كه مائع باشد و روغن از ان جدا نكرده باشند
* طبيعت آن
كرم و تر
* افعال و خواص آن
مبهي و مسمن و غليظ و ديرهضم و مفسد اشتها و بطئ الخروج از معده مصلح آن عسل و سركه و ملين صلابات ظاهرى و باطني و مفتح جشاى احشا و منضج دماميل و خراجات و مسكن وجع و حدت و خشكي عضو به آتش و يا ببارود سوخته ضمادا و طلاء و آنچه از مغز پسته و زردآلو و شفتالو و غير آن ترتيب دهند در آثار مانند اصل آنست
* فصل الراء مع الياء المثناة التحتانيه
* ريباس *
بكسر را و سكون ياء مثناة تحتانيه و فتح باء موحده و الف و سين مهمله بفارسي ريواس و ريواج و جكرى نيز نامند
* ماهيت آن
نباتى است به قدر يك ذرع و شبيه بسلق و از وسط آن يك و يا دو ساق روئيده اندك پهن قريب به دو انكشت و بحجم يك انكشت و بر بالاى آن پوستى سبز رنك و مزغب و طرف متصل به بيخ آن مائل بسفيدى و اندك بنفشى و طرف بالاى آن سبز و مانند پوست بيخ كاهو به طول از ان جدا مىكردد و مغز آن سفيد رنك نازك آبدار ترش با اندك عفوصتى و سر ساق آن متشعب و در بين شعبها پردهاى سبز خشن و بالجمله ساق آن شبيه بساعد انسان باريكي و سر آن شبيه به پنجهء مرغابي و كل آن سرخ رنك و طعم آن اندك ترش با شيريني كمي و منبت آن مواضع برفنشين و كوهستان بسيار سرد و بهترين آن فارسي سفيد لطيف شاداب ميخوش آنست كه ساق آن سطبر و بلند باشد و بيخ آن راوند است چنانچه ذكر يافت و ريباس معمرى منسوب است بمعمر نيشاپورى و آن اول كسى است كه ريباس را يافته مترجم صيدنه ابو ريحان كويد كه بيخ ريباس تا به آب نرسد برك برنميآورد و در بعضي مواضع سى سال بايد تا برك برآورد درين مدت بيخ آن بتدريج در زمين بزرك مىشود تا به مقدار بيخ درخت خرما رسد در بزركي و آن را راوند كويند و چون نبات آن بزرك شود هر بركى از ان مشابه بدست او مىباشد وارد شير را راوند دست بدان سبب كويند كه دستهاى او بلند بود و هر شاخى از نبات آن را تخم نباشد بلكه از ميان نبات آن هر سال قضيبي برآيد و بر سر آن تخم آن باشد و بر حوالي آن قضيب ساقهاى ريباس برآيد به شكل دست آدمي
* طبيعت ان
در دوم سرد و خشك
* افعال و خواص ان
ملطف و با قوت قابضه و مفرح و مقوى معده و احشا و جكر حار و تحريك اشتها و قاطع قئ صفراوى و تشنكي و غثيان و مسكن حدت صفرا و خون و صافى كنندهء آن هر دو و جهت رفع مستي و خمار و خفقان و وسواس و بواسير و طاعون و و با و جدرى و حصبه و اسهال حار صفراوى و يرقان و تپهاى حار و صفراوى و مداومت آن مانع بروز دمل و اكتحال عصارهء آن جهت تقويت باصره و رفع بياض و ضماد آن با آرد جو جهت باد سرخ و نمله نافع مضر سينه و باه و مجفف اعصاب و مورث قولنج در مبرودين مصلح آن شربت عود و انيسون و عسل مقدار شربت از آب آن تا سي درم بدل آن حماض اترج و آب غوره و رب زيباس قويتر از آب آنست و شربت آن وحشت و جنون و رفع بخارات و احتراقات را نافع است *
* رئه *
بكسر را و فتح ياء مثناة تحتانيه و ها بفارسي شش و بهندى پهيپره و بتركى ابكمه نامند
* ماهيت ان
معروف است و بهترين آن رئهء بره و بزغالهء شش ماهه تا يك ساله است خصوص كه كوهي باشد
* طبيعت ان
كرم و تر و بقراط سرد و تر و روفس خشك دانسته
* افعال و خواص آن
جهت مرضى و ناقهين كه خواهش كوشت داشته باشند قليل آنكه اطراف آن را كه نرم باشد بريده بريان نموده باشند نافع و كويند مداومت خوردن آن مورث سل و بطئ الهضم و قليل الغذا و مولد خلط بلغمي است مصلح آن كرويا و سركه كه در ان بخيسانند پس بريان كنند مضر معده مصلح آن حب الآس و شكر است