تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 451

مساهمون:

ص٤٥١
و كذاشتن آن بر مقعدهء بركشته مصلح آن و بر سر كذاشتن عرق‌چين پوست آن در ازالهء درد سر مزمن و شقيقه و دوار بغايت مجرب كفته‌اند و پيه و كوشت آن شهوت پيران را اعاده نمايد و قاطع بلغم و رافع يرقان و سپرز و قاطع خون همه اعضا است و پختهء آن جهت سل و مطبوخ آن در روغن زيتون كه مهرا شده باشد جهت وجع مفاصل و كمر و نقرس و طلاى آن جهت تحريك باه مؤثر و ماليقي كفته كه در بلاد اندلس ماهي شبيه برعاد ديدم كه مردم آنجا آن را عرو مىكفتند بغايت مخدر و خوردن آن را كشنده يافتم در ساعت

* رعي الابل *

بفتح راء و سكون عين و ياى مثناة تحتانيه و الف و لام و كسر الف و باى موحده و لام و آن را سناني و در مصر آن را شوك الجمل و بسرياني رعاويلا مىنامند

* ماهيت آن

كياهى است به قدر نبات زردك و برك آن شبيه ببرك درخت سقر و از ان باريكتر و درشت‌تر و ساق آن پر شعبه و چتر آن شبيه بچتر شبت و كل آن سفيد و ريزه و تخم آن شبيه بتخم شبت و وسط آن شكاف‌دار بخلاف آطريلال و با اندك شيرينى و بيخ آن بسطبرى انكشتي و به قدر سه انكشت و سفيد و شيرين و خام آن را بدستور ساق تازهء آن مىخورند و رعي الابل از ان جهت نامند كه چون شتر و حيوانات ديكر از ان ابتداء چرا نمايند سم هيچ حيواني باوشان ضرر نرساند و چون بكزد و ضررى در خود يابند در صحرا بكردند و كياه آن را پيدا كنند و بخورند امان يابند منبت آن بستانها و در تازكي آن را مىخورند و ديسقوريدوس كفته ساق آن شبيه بساق كندر و شاخها آن انبوه و بسيار و خميده و برك آن بدرازى دو انكشت و از شاخها مانند خريطه چيزى آويخته چنانچه از درخت راتينج آويزان مىباشد و بيخ نبات آن بعرض دو انكشت و به طول سه انكشت است

* طبيعت ان

در اول كرم و در دوم خشك و كويند در سوم كرم و خشك است

* افعال و خواص آن

ملطف و مفتح سده و محلل اخلاط بارده و رياح و مقاوم سموم حيوانى و خائيدن آن جهت تسكين درد دندان و رفع عسر النفس مؤثر و ضماد آن با سركه جهت اورام بارده و طبيخ آن سياه كنندهء موى و چون با حنا بسرشند و بر موى بمالند آن را طويل كرداند و ليكن زود سفيد سازد و تخم آن با شراب و يا بدون آن آشاميد جهت كزيدن هوام و سيلان رحم و بواسير نافع مضر احشا و اعصاب مصلح آن قرفه و سنبل الطيب مقدار شربت از برك و تخم آن تا دو درم است

* رعى الحمار

* ماهيت ان

خارى است شبيه بباد آورد بغايت تند و آنچه از ان شبيه برائحهء حرف و بيخ آن تند و تخم آن شبيه بخردل و سياه و با عفوصت است حمار را چون دردى و نفخي بهم رسد از خوردن آن صحت مىيابد

* طبيعت ان

در سوم كرم و خشك و بغايت مدر و جذاب و خوردن بيخ آن مورث رعاف مفرط و بدستور تخم آن و ربع درم آن جهت طحال بيعديل و جميع اجزاى آن جهت اختلاط عقل و جنون و عسر نفس و برسام نافع مقدار شربت آن تا نيم درم و از شدت اسهال مسقط قوت مصلح آن شقايق است

* رعى الحمام *

بيوناني فارسطاريون نامند يعنى حمامي و يا بمعني مظلل الحمامه و آن را به فارسى كاومشنك و ديومشنك نامند

* ماهيت ان

كياهى است طول آن زياده بر شبرى و برك آن دندانه‌دار و مائل بسفيدى و از ميان روئيده و ساق آن منحصر بيكى و بيخ آن به قدر شبرى و سرخ مائل بسياهي و تخم آن شبيه بكرسنه و طعم آن تند و كبوتر اين كياه را دوست مىدارد و به خواهش مىچرد و انطاكي نوشته كه برك آن مائل بسياهي است و بعضى بيخ آن را مستعمل دارند مانند قهوه و در مصر بسيار است و ساق الحمام نامند و حكيم مير محمد مؤمن صاحب تحفه نوشته كه نارقيصو عبارت از آنست رمنبت آن كنار آبها
مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 451 | محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى