دوم مفتوح نيز شنيده شده
* ماهيت ان
كياهى است هندى عظيم النفع جليل القدر شبيه بكياه نخود در شكل و برك آن از ان كوچكتر و پشت برك آن به طرف آسمان و روى آن به طرف زمين و كويا از ان آب هميشه تراوش مىكند و زير آن به قدر بوته آن بتدوير هميشه نمناك و سياه رنك مىباشد مانند آنكه بروغن چراغ چرب كرده باشند و ازين جهت آن را روونتى نامند و برك آن خوش طعم و مائل بشورى و در اطراف درخت آن مورچه بسيار مىباشد و منبت آن موضع آفتابرو و شورهزار و قرب دريا و بعضى كويند ازين جهت آن را اودرونتي يعنى در آفتاب روينده و كريهكننده و عوام آن را لون كاپوئي كويند جهت آنكه در نمكزار مىرويد و دو نوع مىباشد يكى بزرك به قدر يك ذرع دست و شاخهاى آن به قدر ارتفاع چهار پنج انكشت از زمين از تنهء آن رسته و مائل به زمين پهن شده قريب يكدو انكشت از زمين مرتفع مىباشد و كوچك آن به قدر يك شبر تا يك و نيم شبر و به همان هيئت و بهتر و مستعمل كوچك آنست و در صوبهء الهآباد در سر كار كره درديه بند را پور و درو زيرا بادسه كروهى شاه جهان آباد متصل تغار نمكسازان و درد كهن نيز بهم مىرسد
* طبيعت آن
كرم و تر با رطوبت فضليه
* افعال و خواص ان
كويند كه چون هنكام بودن قمر در منزل نثره كه برج سرطان است و بهندى آن را مكههء نچهتر نامند كه در روز يكشنبه اتفاق افتد آن كياه را به نحوى كه سايهء آنكس بران نيفتد از بيخ و بار و برك از زمين بركنند و پنج شب در زير آسمان تبخيم نمايند پس در سايه خشك كرده نكاهدارند و سوده هر روز يك درم آن را با نبات و عسل هموزن آن بخورند تقويت عظيم بخشد و بدن را فربه و اشتهاى طعام آورد و هاضمه را قوت و باه را زياده كرداند و هيچ ضرر ندارد و اكر با آب درخت موز كه بهندى كيله نامند بيست و يك مرتبه تسقيه نمايند و يا با عرق قندى تند پس با هموزن آن نبات سفيد با روغن كاو بريان كنند و قدرى دانهء هيلبوا و قرنفل و مشك و كافور سوده بران بپاشند و معجون سازند و هر روز سه درم آن را با شير تازه دوشيده بخورند تقويت باه عظيم بخشد و نيز كويند كه اكر آب تازه آن را بر طلق محلول ريزند كه هر دو در وزن مساوى باشند و هر روز قدرى از ان بخورند آثار عجيبه مشاهده نمايند و چون چهل روز متوالي هر روز دو درم سفوف آن را با هموزن آن نبات بزنى كه حمل نكيرد بخورانند حامله شود و چون از سفوف برك آن يك سير و از ترپهله كه عبارت از هليله و بليله و آمله است نيم سير و تركته كه دارفلفل و فلفل و زنجبيل است ربع سير و به وزن مجموع كه يك سير و سه ربع سير است شكر سفيد درهم نموده هر روز مقدار يك كف دست آن را بخورند و بالاى آن يك پياله شير تازه دوشيده كه تخمينا نيم آثار باشد بياشامند و از ترشى و بادى پرهيز نمايند جميع اوجاع اعضا را بر طرف سازد و تقويت بخشد و آشاميدن سفوف برك آن به تنهائى و غذاى كرم و چرب خوردن نيز منافع بسيار دارد و اكر بدون شرط مزبور در اوقات ديكر كياه آن را اخذ نمايند و در سايه خشك كرده سفوف سازند و بخورند نيز منفعت دارد و كويند چون يك توله قلعى را كداخته چهار بوته تر و تازهء آن را ماليده بران ريزند آن را نقره سازد
* فصل الراء مع السين المهمله *
* رساطون *
شرابى است كه از خمر و عسل و ادويهء حاره ترتيب دهند و قويتر از شراب ارسطو است و در امزجهء بارده نافع و در قرابادين مذكور شد
* رساع *
سنكي است شبيه بخرچنك در دوم سرد و قريب القوة بسرطان جهت جلاى باصره و دمعه نافع است *
* رسميليوس *
بيوناني اسم شنداست كه آن را دخان الضرو نامند و بهندى ست لوبان كويند *
* رسكپور *
بفتح را و سكون سين و فتح كاف و ضم باء عجمي و سكون واو و راء مهمله لغت هندى است
* ماهيت ان
شنجرف