تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 449

مساهمون:

ص٤٤٩
سفيد و از رساين اطباى هند است و از مجربات ايشان

* طبيعت ان

بسيار كرم و خشك

* افعال و خواص ان

از براى جدرى افرنجيه و جرب خبيث كه آن را آتشك كويند و جوشش سركه آن را نار فارسيه نامند و از براى سعفهء خبيثه كه آن را كچلي كويند و از براى اقسام قروح كليه و مثانه و مجارى بول كه مزمن كرديده باشد و از براى ريشهاى كهنه و ناصورانف و از براى خنازير و سنك كرده و مثانه و از براى سرعت انزال و ضعف باه با عسل تناول نمايند مقدار شربتى از يك سرخ تا دو سرخ صنعت آن سيماب كل ارمني زاج سفيد و در نسخهء ديكر بجاى زاج سفيد زاج اخضر هندى كه آن را بهندى نيله تهوتهه كويند داخل است و نسخهء اول بهتر است و نمك سنك از هريك نه تانك مجموعه را با آب صلايه كرده اقراص سازند و بعد از خشك شدن در كاسهء سفالين لعابدار كه در ته آن نمك كرده باشند بكذارند و كاسهء ديكر مثل آنكه بخاكستر و شيرهء جوزماثل كه آن را بهندى دهتوره كويند اندوده باشند بر بالاى آن كذارند و هر دو را بطين حكمت مطين كنند و سه شبانروز بر بالا و اطراف آن پاچك دشتى يعنى سركين كاو صحرائى چيده آتش دهند و بعد از آنكه سرد شود برآورده آنچه ته ظرف و اطراف آن چسپيده باشد برآورند كه رسكپور آنست و از براى قوت باه نه شبانروز آتش دهند و يك نسخهء ديكر طريق صنعت آن و حب آن و دستور استعمال آن در قرادين كبير ذكر يافت

* فصل الراء مع الصاد المهملة *

* رصاص *

بفتح را و صاد و الف و صاد مهمله شامل قلعي و اسرب است و از مطلق آن مراد رصاص ابيض است كه قلعي باشد و بفارسي ارزير و بهندى رانكا بخفاى نون و كاف عجمى و از مقيد برصاص اسود اسرب كه بفارسي سرب و بهندى هيسه نامند مراد است و بعربي رصاص را صرفان نيز نامند

* ماهيت ان

معروف است و تكون آن از زيبق و كبريت ردئ الجوهر قليل و پست‌ترين همه فلزات است و قصير النضج‌تر

* طبيعت ان

در سوم سرد و مجفف با جوهر رطب جامد از برودت

* افعال و خواص آن

آشاميدن آن كشنده و اكتحال آن جهت قطع حمرت چشم و سيلان و غلظت اجفان و طلاى سائيدهء آن با آب كشنيز تازه و آب برك كاسني تر و آب بارتنك و آب‌غوره و حى العالم و عنب الثعلب و امثال اينها هريك بتنهائي و يا جمع دو و يا سه و يا همه با روغن كل سرخ جهت حبس نزله و سرطان متقرح و ورم مقعده و جرب و بواسير و جراحت پستان و رحم و قضيب و باد سرخ و اورام حاره و منع ريختن مواد باعضا و با شراب جهت درد عصب و اورام مركبه نافع و بستن صفحهء آن بر خنازير و تعقد عصب و التواى آن و بر كمر جهت تسكين شهوت جماع و چون بروغن چرب كنند و بكذارند تا زنك بردارد و آن روغن زنك كرفته را بر هر آهني كه بمالند هركز زنك نكيرد و پوشيدن انكشترى آن بالخاصيت موجب لاغرى بدن است و بر درخت ثمردار چون آن را طوق نمايند باعث حفظ ثمر آنست از ريختن و ميل آن را چون در كوش كسى كه در ان زيبق ريخته باشد كنند برآورد *

* رصاص الاسود *

به عربى آنك و بفارسي سرب و بهندى سيسه نامند

* ماهيت ان

معروف و در فلزات در تكون و قدر از رصاص ابيض زبون‌تر و از سوختهء آن آبار و اسرنج حاصل مىكردد و چون در زمين نمناك دفن نمايند منتفخ و برامده كردد

* طبيعت ان

در دوم سرد و تر

* افعال و خواص آن

قابض و رادع و طلاى سائيدهء آن با روغن كل و عصارات مذكوره در رصاص ابيض در خواص مانند رصاص ابيض است و ضماد آن با روغن كل و آب بارتنك و آب كشنيز جهت سرطان متقرح و تحليل اورام حاره و قروح و اوجاع مفاصل نافع و چون آن را بر كف دست بمالند كه سياهي آن بر كف دست بماند و آن را با آب و يا غير آن از عصرات مناسبهء مطلوبه بشويند و بر رمد و جرب و سوزش چشم طلا كنند در حال ساكن كرداند