و مجرب است و چون آن را بشويند به حدى كه سياهي آن زائل كردد اكتحال آن جهت قروح خبيثهء عين بهتر از آبار است و ذرور آن جهت اندمال جراحات و التحام آنها و حبس خون و بر جرب و دماميل نيز طلاى آن نافع و بستن مقدار هفت مثقال آن بر كمر جهت منع احتلام و بستن صفحهء آن بر غدد و خنازير و التواى عصب جهت تحليل اورام و ردع آنها موثر و كويند چون انسان جوان در كمال صحت و اعتدال مزاج و شدت قوت جماع و انعاظ صفحهء سربي به وزن نه درم و يا پانزده درم و يا هزده درم بسازد و در روز و ساعت زحل بر كمر بندد تا چهل و پنجروز بسته باشد شهوة جماع او بالكل زائل كردد به سبب برودت و شدت يبسي كه دارد و پنج درم آن را چون در زير بالين كسي دفن نمايند و او نداند خوابهاى پريشان بيند و هفت درم آن را چون صفحه نموده در كوزهء آب نديده كذاشته وقتىكه زحل در شرف باشد در ميان درختان دفن كنند منع جميع مضار اشجار نمايد و آشاميدن آن كشنده است هركاه سائيده باشد و فرو بردن كلولهء آن بالخاصيت رافع درد معدهء مزمن است و مجرب دانستهاند
* فصل الراء مع الطاء المهملة *
* رطب *
بضم راء مهمله و فتح طاى مهمله و باى موحده
* ماهيت ان
خرماى تازه است و نسبت آن بخرما مانند نسبت ميوههاى تازه است به خشك آن
* طبيعت آن
در اواسط دوم كرم و در اول تر
* افعال و خواص آن
مداومت خوردن آن با مغز بادام بغايت مسمن بدن و محرك باه و مقوى كرده و كمر و ملين طبع و سائر خواص آن در تمر مذكور شد مضر دندان و چشم و حنجره و صوت اكثار خوردن آن مصدع مصلح آن كاهو با سركه و خيار و سكنجبين است
* رطبه *
بفتح را و سكون طا و فتح باى موحده و ها به فارسى اسپست باغى تازه و بتركي يونجه نامند خشك آن را بعربي قست كويند
* طبيعت ان
در آخر اول كرم و تر و در دوم كرم و خشك نيز كفتهاند
* افعال و خواص آن
ملين و مبهي و نفاخ و مداومت خوردن آن با شكر مسمن و مولد خون صالح و ضماد كوبيدهء آن با عسل محلل ورم بارد و با سركه محلل ورم حار و ضماد پختهء آن روز دو بار جهت رعشه مفيد و تخم آن قويتر از سائر اجزا و قابض و مولد مني و شير و مسمن بدن و مدر حيض خصوصا چون در حمام و يا بعد از ان تناول نمايند و جهت خشونت سينه و سرفه نافع و قوتش تا پنج سال باقي است مقدار شربت آن از دو درم تا پنج درم و روغن تخم آن و روغنى كه از آب آن و روغن زيتون ترتيب دهند جهت لقوة و رعشه شربا و ضمادا نافع و خشك آن قابض و كل آن ضعيفتر از تخم آنست و مداومت دخان آن جهت لقوه نافع
* فصل الراء مع العين المهملة *
* رعاد *
بضم و بفتح را نيز و عين مشدده و الف و دال مهمله
* ماهيت آن
نوعي از ماهي است عريض و كوتاه و پشت آن پهن و مائل بسياهي و شكم آن بسيار سفيد كه چون در دست كيرند و يا در دام افتد كويند دست صياد مىلرزد و خدارت بهم مىرساند و مترجم صيدنه ابو ريحان كفته چون كوشت آن را بر عضو كذارند بى خبر سازد و حس آن را كم كند و لهذا درد سر را مفيد است و در بحر اخضر و قلزم يافت مىشود و آنچه بتحقيق پيوسته آنست كه چندان عريض نيست و طول آن تا بيك ذرع و نيم است و چون دست بدان رسانند بياختيار دفعة در دست لرزه و حالتى كه كويا از بندها جدا مىكردد طارى مىشود و چون دست از ان بردارند به حالت اصلي رجوع مىنمايند و در بحر مغرب و سويس و بعضى ممالك فرنك حوالى انكلان و در بحر جنوبي عرض جديد نيز بهم مىرسد و ليكن قليل الوجود است
* طبيعت ان
در دوم كرم و خشك
* افعال و خواص ان
بستن زندهء آن بر سر جهت رفع صرع و صداع مفيد و مردهء آن را اين خاصيت نيست و بدستور بستن