تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 443

مساهمون:

ص٤٤٣
شود پس ربع جزو زاج و مانند آن صمغ محلول و يك جزو و نيم دوشاب خرما و با عسل اضافه نموده طبخ دهند و اقراص سازند و اكر به وزن پوست انار بلح بسيار نارس اضافه كنند بيعديل است

* طبيعت آن

در دوم سرد و خشك و بعضى كرم دانسته‌اند

* افعال و خواص آن

ملطف و قابض و مجفف و مقوى معده و كبد و امعا و مسكن حرارت و مانع مواد باعضا و جهت حبس اسهال صفراوى و دموى و نزف الدم و ذرب و سرفه و درد سينه و ضعف جكر و تجفيف قروح شربا خصوصا با ماء الآس و ضماد آن بر شكم جهت تسكين كرب و طلاى آن مقوى جلد مسترخي و دافع ورم حار و ورم مقعده و بروز آن و نقرس و حابس عرق و دافع عفونت و بخار فاسد و با حنا مسود شعر و قاتل شپش و سنون آن مقوى لثه و قاطع خون مقدار شربت آن تا دو مثقال بدل آن سك مضر مثانه مصلح آن عسل است و در قرابادين نيز نسخ آن مذكور شد

* راوند *

بفتح اول و الف و واو و سكون نون و دال مهمله و ريوند بياى مثناة تحتانيه بجاى الف و كسر را نيز آمده و بفارسي نيز بدين اسم مشهور است و بيخ جكرى نيز نامند

* ماهيت ان

بيخ ريباس است كه در دامن كوه‌هاى خطا و چين و تبت و تركستان و خراسان و بعضي از بلاد هند بهم مىرسد و اكثر چوپانان و مردمي كه بدان نواح مىباشند و آن را مىشناسند بيخ آن را برمياورند و مىكويند كه بعد حفر زمين اول بيخ باريك سياه رنكى ظاهر مىكردد و از ان ريشها به اطراف در زمين رفته چون دو سه ذرع ديكر بكاوند بر سر آن ريشها كرهها به شكل شلغم بزرك و كوچك برميايد آنها ريوند است برآورده هريك را بريده به دو قطعه و يا سه قطعه و يا زياده كه سوراخ كرده براى سهولت باربردارى و آنكه به زودى خوب خشك كردد و كرم نزند و فاسد نشود و بر كردن حيوانات مىآويزند و لهذا اكثر قطعهاى آن سوراخ‌دار مىباشد و بهترين همه خطائي و چيني و تبتي آنست كه قطعهاى آن بزرك شبيه بسم اسپ و رنك آن سرخ مائل بتيركي و زردى و تندبو و سنكين مستوى الاجزا و جوهر آن ما بين صلابت و رخاوت باشد و چون بخايند بدشوارى نرم كردد و لزج باشد و چون ممضوغ آن را بر انكشت و يا بر عضو ديكر و يا بر پارچهء بمالند زرد كرداند و چون بشكنند موضع كسر آن زرد اندك مائل بتيركي باشد و اين مستعمل اطبا است و قوت آن تا يك سال باقي مىماند پس ضعيف مىكردد و ماميران حافظ قوت آنست كه با آن نكاه دارند و آنچه بر خلاف اين اوصاف باشد زبون و غير مستعمل و كفته‌اند آنچه مشهور بزنجي آنست از جهت رنك آنست كه سياه است نه از جهت آنست كه منبت آن زنج است و اين مشابه آنست در اكثر افعال و مخالف آنست در هشاشت و خفت و رنك و بهترين اين آنست كه صلب سنكين و موضع قطع آن سياه و مانند شاخ باشد و در دير كوبيده و خائيده شود و آنچه معروف بتركي و فارسي است نه از ان جهت است كه منبت آن آن بلاد است بلكه از ان جهت است كه بدان بلاد مىآورند و از ان بلاد بجاى ديكر نقل مىنمايند و اين در ميان هر دو صنف است در صنفات مذكوره و اندرون و بيرون آن هر دو بسيار زرد و بهترين اين آنست كه موضع قطع آن و ممضوغ آن نيز بسيار زرد و كرم ناخورده باشد و يك صنف ديكر است كه از عمان مىآورند و راوند شامي نامند و آن عروق خشن طولاني بغلظت انكشتى قويتر از ان نيز و صلب اغبر كمد اللون و موضع كسر آن املس و ظاهر آن زرد آميخته بزرقت مىباشد و اين مشهور براوند دواب است براى آنكه بباطره آن را در امراض كبد دواب مستعمل دارند عصارهء صنف اول كه بطبيخ ترتيب دهند تا غليظ كردد بهتر است از آنكه بكوبند و بسايند و بسيار طبخ دهند تا منجمد كردد و تازهء آن تا يك سال نيكو است و كهنهء دو سالهء آن ردى و مضر

* طبيعت ان

مركب القوى و در اول دوم كرم و خشك و مبرد بالعرض بسبب شدت تحليل و با رطوبت فضليه و لهذا به زودى آن را كرم