تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 444

مساهمون:

ص٤٤٤
مىخورد

* افعال و خواص آن

مجفف و قابض و جالي و منضج و مقطع و بادزهر سموم بارده خصوص عقرب و مسهل اخلاط غليظه و رقيقه و خام بعصر و مدر بول و حيض و مقوى قوت جاذبهء كبد و مفتح سدهء آن و طحال و امعا و محلل رياح و نفخ كرده و مثانه و رحم و مسكن اوجاع آنها و جهت خفقان بارد و رفع برودت معده و كبد و سرفهء مزمن و ربو و سل و قرحهء رئه و امعا و انواع استسقا و يرقان سدى و رفع اسهال سدى و ماساريقا و ذوسنطاريا و تنقيهء امعا و احشا و تحليل نفخ و رياح آن و اورام باردهء احشا و تخمه و مغص و بواسير و نواصير و تپ ربع و چون از ان حبى سازند كه نرم سوده با لعاب بهدانه سرشته حب سازند و زير زبان نكاهدارند و آب آن را فرو برند جهت سرفهء كهنهء بارد رطب و ضيق النفس بارد رطب نيز و قلاع دهان بارد و امثال اينها نافع و باهليلهء كابلي و غاريقون و صبر كه حبوب ساخته فرو برند جهت تنقيهء دماغ و انواع صداع بارد و صفراوى و شقيقه و فالج و دوار و كزاز و توحش و جنون و نزلات بارده و دوى و طنين و رمد حادث از نزلات و باراسن جهت امراض صدريه مانند سرفه و ضيق النفس و بهر و غيرها و با شراب ريحاني و يا شربت سيب جهت فواق و فسخ عضل و عصب و رض و سستي آن حادث از صدمه و سقطه و بدستور با انيسون و با آب كرم جهت فواق و آروغ ترش و تمدد تهيكاه و فتق و مغص و با بابونه و غافث و سنبل هندى و يا با ماء الاصول و يا با ماء آلكشوث بحسب شدت و ضعف قوت مرض جهت استسقا و با سكنجبين خصوص بزورى و يا اصولى نيز بحسب اقتضاى حال جهت تفتيح سدد و صلابت طحال و تفتيت حصاة و تحليل رياح و رفع حبس البول و مقدار يك مثقال تا دو درم آن با شيرهء تخم خربزه و شيرهء خارخسك جهت رفع حبس البول كه بدواى ديكر كشوده نكردد مجرب و با ادويهء مضعفهء قوت مسهله و منعشه و قوت قابضهء آن مانند كل سرخ و كلنار و طراثيث و صمغ عربى بريان جهت ذوسنطاريا معوى و كبدى و رفع جشا و فساد اطعمه و تخمه و بدستور با سنبل هندى و با جاوشير و مطبوخ زبيب و بسفايج جهت قولنج ثفلى و بلغمي و با آب پرسياوشان و قنطوريون جهت عرق النسا و تپهاى بلغمى و ضعف مفاصل و اوجاع ان و با زرشك و صندل جهت ورم باطني و تقويت ان و در دهن داشتن قطعهء ان و اب آن را فرو بردن جهت نفث الدم و سده و ورم سينه و ربو و بهر و سعوط آن جهت امراض دماغيه و نزليه نافع و ضماد آن با سركه جهت رفع كلف و قوبا و آثار ضربه و با لعابات جهت ورم حار مزمن و بدستور با آرد جو و تخم خبازى و يا خطمي و با قوابض جهت استحكام استخوان بدر رفته و طلاى آن جهت ضربه و سقطه و تحليل اورام بارده و تسكين اوجاع غير حاره و سموم بارده خصوصا عقرب و بر بين الكتفين جهت رفع خوف قلبي و ذرور آن جهت تجفيف قروح رطبه مفيد مضر سفل مصلح آن صمغ عربي و كويند مضر امزجه اطفال و ضعفا است مقدار شربت آن يك مثقال تا دو درهم بدل آن در امراض معده و جكر يك وزن و نيم آن كل سرخ و خمس آن سنبل است و مركبات راوند از حبوب و رب و سفوف و سكنجبين و شراب مسمى به شراب دينارى و قرص و معجون آن در قرابادين ذكر يافت *

* راى بيل *

بفتح راء مهمله و الف و دو ياى مثناة تحتانيه در ميان هر دو باى موحدهء مكسوره و لام در آخر

* ماهيت آن

كل نباتى است هندى و سه نوع مىباشد راى بيل و موتيه و موكره و همه در شكل نبات شبيه بهم‌اند و در ممالك هند و بنكاله و دكهن بسيار بهم مىرسد و خوش‌بو است و از ان مانند ياسمين روغن ترتيب مىدهند كه كنجد مقشر را در كل آن پرورده به حدى كه كنجدها سرخ و معطر كردند پس از ان روغن مىكيرند و عطر از نوع موتيه نيز مرتب از برادهء صندل مىنمايند و كياه آن تا به دو ذرع و زياده نيز و شاخهاى آن انبوه بعضى مفروش بر روى زمين و پر كره و اكثر از بيخ آن روئيده و برك آن